کپی شد
چکیده مقاله قدرت خداوند و بطلان اسباب و توسل
بسم الله الرّحمن الرّحیم
این مقاله با یک پیش فرض (و لو باطل) آغاز میشود که گویا هرجا ذات خداوند قدرت بر انجام فعلی داشته باشد خود آنرا انجام میدهد و اگر قدرت آنرا نداشته باشد از اسباب استفاده میکند و چون میدانیم که خداوند قدرت بر هرکاری دارد؛ بنابراین محال است که فعل او از مجرای اسباب تحقق یابد و هرکس ادعا کند که امری از طریق اسباب انجام میپذیرد ادعایش باطل است چون قطعا خداوند را عاجر میداند.
این نحوه از استدلال درست نبوده و مغالطهای که در آن صورت گرفته بسیار واضح است چرا که بالوجدان میدانیم، بسیاری از امور در عالم، علت بر اموری دیگر بوده و در عین حال خود نیز محتاج به علت دیگری هستند و هستی مستقلی از خود ندارند. انکار این اصل وجدانی به معنای سفسطه بوده و هیچ کسی در زندگی روزمرۀ خود منکر این قاعده نیست.
اینکه خداوند امور عالم را از مجرای برخی اسباب انجام میدهد به هیچ وجه به معنای این نیست که خود از انجام آن ناتوان است! چرا که خود اسباب و هرچه به آن تعلق دارد هیچ هستی از خود ندارد، بلکه همۀ هستی او عین آویختگی به ذات خداوند است؛ بنابراین افعال الاهی چه در امور دنیوی و چه در امور غیبی از مجرای اسباب خاص به خود انجام میپذیرد و این از حکمت خداوند است نه دلیل بر نقصان در ذات او.
همچنانکه در امور طبیعی نیازهای انسان از طریق سلسلۀ اسبابی محقق میشود که البته هیچ استقلالی در سببیت ندارند ،در امور معنوی نیز میتوان همین قاعده را پذیرفت. میدانیم که بسیاری از افعال الاهی توسط فرشتگان مدبر به اذن خداوند انجام میشود و این مطلب هیچ منافاتی با قدرت خداوند ندارد و اگر قرار بود که هیچ سببی حتی به طور اعتباری (عدم استقلال در سببیت) در عالم محقق نشود اساساً هیچ موجودی غیر خداوند امکان وجود نداشت چون هرچه جز اوست همگی بالعرض و اعتباریی است و وجود اسباب هم از همین نوع است.
مباحث مرتبط: 
خلاصه مقاله قدرت خداوند و بطلان اسباب و توسل، تلخیص مقاله قدرت خداوند و بطلان اسباب و توسلفرم ثبت پیشنهادات و انتقادات
شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را درباره این مدخل با ما درمیان بگذارید