کپی شد

واژه‌شناسى «بصیرت»

واژه «بصیرت»، از مادّه «بصر» به معناى بینایی، بینش دل، علم به چیزی، درشتى و زُمختى، سختى، حجّت و عقیده قلبی است.[1]

بررسى آن‌چه در تبیین معناى بصیرت در کتاب‌های لغت آمده، نشان می‌دهد كه این واژه، در معانى گوناگونى به كار رفته‌است؛ امّا همه این معانى، در واقع به معناى اوّلیه مادّه بصیرت، باز می‌گردند. حتّى اطلاق «بصر» به چشم نیز بدان جهت است كه چشم، یكى از مهم‌ترین راه‌هاى تحصیل علم و معرفت است.[2]

 

[1]. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح(تاج اللغة و صحاح العربیة)، ج 2، ص 591؛ ابن فارس، أحمد، معجم مقاییس اللغة، ج 1، ص 253 – 254؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 4، ص 64 – 65 ؛ فرهنگ معین، واژه «بصیرت».

[2]. ر.ک: محمدی ری شهری، محمد، فرهنگ‌نامه بصیرت، مترجم: شیخی، حمیدرضا، ص 15 – 17.