کپی شد
منطق شمارش جمعیت
به نظر میرسد درباره افراد حاضر در یک واقعه؛ علاوه بر تخمین، راههای دیگری نیز براى شمارش وجود داشتهاست؛ که برای نمونه به دو مورد اشاره میشود:
- واقدى درباره جنگ أحد مینویسد: «قریش و کسانىکه به آنها پیوسته بودند، جمعاً سه هزار نفر بودند که صد نفرشان از قبیله ثقیف بودند، ساز و برگ و سلاح فراوان و دویست اسب داشتند، هفتصد نفر از ایشان زره داشتند و سه هزار شتر همراهشان بود».[1] اینکه وى میگوید «هفتصد نفر زره داشتند» ما را به این نکته رهنمون میکند که نوع پوشش نظامی آنها سبب شده بود تا عدهاى متمایز باشند. در این روایت، یکى از راههاى منطق شمارش که «نزدیک به واقع بودن» باشد، رعایت شدهاست.[2]
- تفکیک جمعیت؛ طبرى در روایتى، تعداد شرکتکنندگان در فتح مکه را بیان نموده که این راه در آن به خوبى دیده میشود. وى مینویسد: «ده هزار نفر از مسلمانان در فتح مکه همراه پیامبر بودند؛ چهارصد نفر از بنیغفار، چهارصد نفر از اسلم، هزار و سه نفر از مزینه و هفتصد نفر از بنیسلیم و هزار و چهارصد نفر از جهینه و باقیمانده از قرشیان مهاجر و انصار و همعهدانشان از بنیتمیم و قیس بودند».[3] این روایت، حاکى از این است که تمام جمعیت بر اساس افراد قبیله شناخته میشدند؛ مثلاً در یک جنگ، هر قبیله نیروهاى مشخصى را معرفى میکرد و تنها یک جمعبندى ساده میتوانست تعداد جمعیت حاضر را مشخص نماید.
این راهها براى شمارش، در گذشته وجود داشته و معقول است. و روایاتى که در آنها منطق شمارش رعایت شده باشد بیشتر قابل پذیرشاند.[4]
[1]. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج 1، ص 203.
[2]. فصلنامه علمی – تخصصی تاریخ در آیینه پژوهش، ص 25.
[3]. همان، ج 3، ص 64 – 65.
[4]. همان، ص 26.
فرم ثبت پیشنهادات و انتقادات
شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را درباره این مدخل با ما درمیان بگذارید