کپی شد

مقاله استغفار و آداب و شرایط آن

بسم الله الرحمن الرحیم

مقاله استغفار و آداب و شرایط آن

چکیده مقاله استغفار و آداب و شرایط آن

«استغفار» و درخواست آمرزش از پیشگاه خداوند متعال، دارای چنان اهمیتی است که در قرآن کریم و روایات فراوان بارها به آن سفارش شده‌است، و پیامبران الهی(علیهم السلام) نیز در عین پاکی و طهارت، باز هم از خداوند درخواست آمرزش داشتند. در روایات از استغفار به عنوان بهترین دعا و بهترین عبادت یاد شده‌است؛ از همین‌رو است که در قرآن کریم، استغفار از اوصاف مؤمنان شمرده شده و در تعبیر امام علی(علیه السلام) درجه علیین نامیده شد.

اگرچه استغفار نیاز به زمان و مکان خاص ندارد، اما از نگاه قرآن و روایات سحرگاهان بهترین زمان برای پذیرش بهتر و بیشتر استغفار می‌باشد.

استغفار آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی را به دنبال دارد که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: آمرزش گناهان، دفع بلا و عذاب الهی، افزایش روزی.

معنا و مفهوم استغفار

«استغفار» از ریشه «غفر» در لغت به معنای «پوشش»،[1] «محو» و «پاک» کردن است.[2] اما در اصطلاح به معنای درخواست زبانی یا عملی آمرزش و پاک کردن گناهان از پیشگاه خداوند است.[3]

اهمیت استغفار

در فرهنگ دینی، درخواست آمرزش از پیشگاه پروردگار، دارای چنان اهمیتی است که قرآن کریم فراوان به آن سفارش کرده و خطاب به مؤمنان می‌فرماید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً».[4] «وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ».[5]

این اهتمام و جایگاه ویژه است که حتی پیامبران (علیهم السلام) در عین پاکی و طهارت، باز هم از خداوند درخواست آمرزش داشتند: «وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمينَ»؛[6] و بگو: پروردگارا! مرا ببخش و رحمت كن و تو بهترين رحم كنندگانى. «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِأَخي‏ وَ أَدْخِلْنا في‏ رَحْمَتِكَ»؛[7] (موسى) گفت: پروردگارا! من و برادرم را بيامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما.

البته استغفار پیامبران (علیهم السلام) – به دلیل عصمت آنان از هر گناه – به معنای درخواست آمرزش از گناه نیست؛ چرا که آنان از گناهان حتی صغیره معصوم‌ هستند، بلکه با توجه به جایگاه آنان می‌توان استغفارشان را از اشتغال بیشتر به جنبه‌های مباح بشری و زندگی طبیعی؛ مانند خوردن و خوابیدن دانست که به هر حال، مانع از سیر در حالات ملکوتی می‌شود؛ لذا از این وقفه استغفار می‌کنند؛[8] چرا که «حسنات الابرار سیئات المقربین» است. بسیاری از کارها برای ابرار و نیکان طاعت است، اما همین کارها برای مقربان معصیت شمرده می‌شود.[9]

از همین‌رو است که امام علی(علیه السلام) می‌فرماید، استغفار مقام انسان‌های بلند مرتبه است: «الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّين‏»؛[10]

و قرآن کریم آن‌را از اوصاف مؤمنان شمرده است: «الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا»؛[11] همان كسانى كه می‌گويند: پروردگارا! ما ايمان آورده‌‌ايم پس گناهان ما را بيامرز.

آری استغفار درجه انسان‌های بلند مرتبه؛ راه مقربان، و از بزرگ‌ترین اسباب تقرب است. و لازم نیست که برای معصیت و گناهی باشد؛ چرا که سالک الی الله که خواهان رسیدن به مقام قرب الهی است، هنگام تلاش و جدیت در مسیر سلوک وقتی نفس خویش را سست و کاهل می‌بیند، برای همین سستی استغفار می‌کند و از پروردگارش دائماً درخواست عفو و بخشش دارد.[12]

ضرورت استغفار

ضرورت استغفار از آن‌جا روشن می‌شود که قرآن از یک‌سو به آن فرمان داده، و از سوی دیگر ترک آن‌را توبیخ کرده‌است: «أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ»؛[13] چرا که از یک‌سو انسان‌های عادی بر اثر غفلت و نادانی همواره در معرض گناه قرار دارند؛ لذا نیاز به استغفار و ضرورت آن برای پالایش روحشان امر بدیهی است. از سوی دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند حقوق الهی را چنان‌که باید و لایق پروردگار است به جای آورد؛ لذا استغفار در هر حال ضرورت دارد.

استغفار بهترین دعا و بهترین عبادت

استغفار یکی از بهترین دعاها و عبادات است، چنان‌‌که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «استغفار و طلب آمرزش، بهترین دعا است»[14] و «بهترین عبادت استغفار است». [15]

بهترین استغفار

انسان از هر طریقی بتواند از خداوند منان طلب آمرزش کند سزاوار است، اما سزاوارتر از آن این است بهترین آن را بیاموزد.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) ذکری را به جابر بن عبد الله تعلیم فرمود و آن‌را «سید الاستغفار»، یا «برترین آمرزش‌طلبی» نامیدند: «تَعَلَّمُوا سَيِّدَ الِاسْتِغْفَارِ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ خَلَقْتَنِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ أَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَ أَبُوءُ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَ أَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت‏»؛[16]

بهترين راه‏ آمرزش‌خواهی را ياد بگيريد؛ خدايا تو پروردگار من هستى، معبودی جز تو نیست، تو مرا آفريده‏اى، و من بنده تو هستم و بر پيمان تو استوار هستم، و اقرار به نعمت‌های تو برای خودم را دارم، و به گناه خويش اعتراف دارم. پس مرا بيامرز؛ زيرا جز تو كس ديگرى گناهان را نمی‌آمرزد. [17]

شروط استغفار

امام علی(علیه السلام) برای رسیدن به بالاترین درجۀ استغفار، شش شرط را ذکر می‌کند که تا انجام نشود، ذکر زبانی فایده چندانی نخواهد داشت:

  1. پشیمانی از آن‌چه انجام داده است. 2. تصمیم جدی بر این‌که دیگر آن گناه را تکرار نکند. 3. حقوقی را که از مردم ضایع کرده به آن‌ها برگرداند. 4. همه واجباتی که از او ترک شده‌است را به جا آورد. 5. گوشتی که با مال حرام بر بدن او روئیده و رشد کرده را با غم و اندوه (ریاضت) آب کند تا لاغر شود. 6. همان‌طور که شیرینی معصیت را به جسم و بدن خود چشانیده، سختی عبادت را نیز به جسم و بدن خود بچشاند.[18]

تفاوت استغفار با توبه

روند استغفار و توبه به گونه‌ای کاملاً مجزا نبوده، بلکه به گونه‌ای در هم تنیده است که نمی‌توان آن دو را جدا از هم فرض کرد. به عبارتی، بدون آن‌که نیت توبه داشته باشیم، استغفار زبانی بی‌فایده است. و این‌گونه نیست که بعد از توبه دیگر نیازی به استغفار مجدد نباشد.

با این نگاه، هیچ‌کدام از آیاتی که توبه و استغفار را با هم ذکر کرده، و یکی را مقدم بر دیگری می‌کنند – مانند آیات «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ»[19] «أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ»،[20] -، لزوماً بر این موضوع دلالت ندارند که حتماً باید یکی از آن دو انجام شده و بعد از مدتی به دیگری پرداخته شود.[21]

البته برخی معتقدند، فرمان توبه پس از استغفار در آیات 3، 52 و 90 سوره هود؛ به دلیل عطف توبه بر استغفار با کلمه «ثم» که فاصله و ترتیب را می‌رساند، و به دلیل آن‌که اصل در کلام هر گوینده‌ای تأسیس و اراده معنای جدید است، نشان دهنده مغایرت مفهوم استغفار و توبه است.[22]

برخی هم در فرق بين توبه و استغفار گفته‌اند؛ توبه عذاب گناهان را برمی‌دارد، اما استغفار در خواست پاک کردن و پوشش گناه از اغیار است، تا کسی بر گناه استغفار کننده اطلاع پیدا نکند.[23]

بهترین زمان استغفار

همان‌طور که برخی از زمان‌ها (مانند سحرگاهان و شب‌های جمعه) و مکان‌ها (مانند مسجدالحرام و مسجدالنبی) بر برخی از زمان‌ها، مکان‌های دیگر فضیلت دارند، هم‌چنین برخی از اعمال و عبادات اگر در آن مکان و زمان خاص انجام شود دارای فضیلت بیشتری خواهند بود.

اگرچه استغفار نیاز به زمان و مکان خاص ندارد و در هر حال و هر زمانی می‌توان استغفار نمود، اما برخی از زمان‌ها و مکان‌ها در پذیرش بهتر و بیشتر استغفار نقش دارد که به دو مورد اشاره می‌شود؛ مانند:

  1. سحرگاهان: «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»؛[24]و در سحرگاهان استغفار مى‏كردند. «وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحار»؛[25]

«وَ لَا تَغْفُلْ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ بِالْأَسْحَارِ فَإِنَّ لِلْقَانِتِينَ فِيهِ أَشْوَاقا»؛[26] از استغفار هنگام سحر غافل مباش؛ زيرا اهل خضوع و بندگان خاشع در آن‌هنگام شوق بسيارى دارند.

«پس چنان‌كه آلودگی‌هاى دندان‌هاى خود را با خوردن طعام و خوراک، به وسيله مسواک پاک می‌‏كنى، همين‌طور آلودگی‌هاى قلبت را به سبب گناهان به وسيله تضرع، خشوع، بيدارى در شب و استغفار در آخر شب و طرف صبح، پاک كن».[27]

  1. ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان بافضیلت‌ترین ماه‌ها، و شب قدر آن با فضیلت‌ترین شب‌های سال است؛ بر این اساس استغفار در این ماه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ بنابراین اميرالمؤمنين علی (علیه السلام) با تأكيد هر چه بيشتر به استغفار در اين ماه اشاره مى‌كنند:  عَلَيْكُمْ فى شَهْرِ رَمَضانَ بِكَثْرَةِ الإِسْتِغْفارِ وَ الدُّعاءِ، فَاَمَّا الدُّعاءُ فَيَدْفَعُ بِهِ عَنْكُمْ الْبَلاءَ، وَ أَمَّا الإِسْتِغْفارُ فَيَمْحى ذُنُوبَكُمْ .[28]

بر شما باد به زياد استغفار گفتن و دعا كردن در ماه مبارك رمضان، كه دعاى زياد بلا را از شما دور مى سازد و استغفار فراوان گناهان شما را نابود مى كند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نيز در خطبه‌اى كه قبل از ماه مبارک رمضان ايراد كردند، چنين فرمودند: أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمالِكُمْ فَفكُّوها بِاسْتَغْفارِكُمْ [29]. ای مردم! جان‌هایتان در گرو اعمال شما است. پس با طلب آمرزش از خدا، آن‌ها را از گرو، خارج کنید.

نتیجه استغفار

استغفار آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی را به دنبال دارد که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

  1. آمرزش گناهان: «وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»؛[30] و از خداوند، آمرزش بطلبيد، كه خدا آمرزنده مهربان است!
  2. دفع بلا و عذاب: بر اساس تصریح قرآن کریم مردمی که اهل استغفار باشند خداوند بر آنها عذاب نازل نمی‌کند: «وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُون»؛[31] و تا زمانی كه استغفار می‌كنند خداوند عذابشان نمی‌‏كند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «درهای ورود بلا و مصیبت را با استغفار ببندید».[32]

امام رضا(علیه السلام): «همان‌گونه که برگ‌ها در فصل پائيز با تکان خوردن درخت‌ها می‌ريزد، آثار گناهان نیز با استغفار از میان خواهد رفت».[33]

  1. افزایش روزی: خداوند سبحان در قرآن کریم از زبان حضرت نوح (علیه السلام) می‌فرماید: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً، يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً»؛[34] سپس گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است، تا از آسمان برايتان پى در پى باران فرستد.

در همین راستا در روایات آمده است: «أَكْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ تَجْلِبُوا الرِّزْقَ»؛[35] زیاد استغفار کنید که باعث به دست آوردن روزی می‌شود.

 

[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏5، ص 25.

[2]. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏7، ص 241.

[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 609.

[4]. نوح، 10.

[5]. مزمل، 20.

[6]. مؤمنون، 118.

[7]. اعراف، 151.

[8]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 366.

[9]. ر. ک: نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 2، ص 234- 246؛ نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، ص 527- 532.

[10]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق، صبحی صالح، ص 549.

[11]. آل عمران، 16.

[12]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏1، ص 327،(پاورقی).

[13]. آيا توبه نمى‌كنند و از او آمرزش نمى‌طلبند؟، مائده، 74.

[14]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏2، ص 504.

[15]. برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، محاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏1، ص 30.

[16]. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص ۱۴۰.

[17]. ر. ک: اسلام کوئست 107875.

[18]. ر. ک: اسلام کوئست 7028.

[19]. هود، 3.

[20]. مائده، 74.

[21]. ر. ک: 96413.

[22]. ر. ک: مرکز فرهنگ قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، ج 3، ص 134.

[23]. کلینی، محمد بن یعقوب، كافي، ج ‏2، ص 437(پاورقی).

[24]. ذاریات، 18.

[25]. آل عمران، 17.

[26]. منسوب به جعفر بن محمد ع(امام ششم)، مصباح الشریعة، ص 46.

[27]. همان، ص 77.

[28]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۴، ص ۸۸.

[29]. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، خطبه شعبانیه رسول اکرم.

[30] بقره، 199.

[31]. انفال، 33.

[32]. عده ای از علماء، الأصول الستة عشر، ص 77.

[33]. کلینی، محمد بن یعقوب، كافي، ج ‏2، ص 504.

[34]. نوح، 10- 11.

[35]. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق، مصحح، حسنی بیرجندی، حسین، ص 93.