کپی شد
لزوم هماهنگى بين تربيت درونی و بیرونی
هر يک از انواع تربيت (بدنی، عقلی و قلبی)، در جهان پيروانى دارد؛ به اين معنا كه برخى، تنها به تربيت بدنى پرداخته، هيچگاه به فكر پرورش عقل يا قلب خود به عنوان تربیت باطنی نيستند، عدهاى نيز تمام توجه خويش را صرف پرورش فكر و عقل خويش میكنند و از رسيدگى به بدن و شكوفايى حالات روح و قلب غافل میمانند و دسته سوم نيز كسانی هستند كه كارى به جسم و عقل ندارند و معتقدند كه تنها راه سعادت بشر تزكيه روح و پرواز دل است و تمام سرمايه آدمى بايد صرف همواركردن راه دل شود، اگرچه به پايمال كردن عقل و نيستى بدن نيز منجر شود.
اما اسلام ضمن اهميت دادن به همه انواع تربيت هيچيک از آنها را بهطور انفرادى نمیپذيرد و اولویت نمیدهد، بلكه جسم، عقل و روان آدمى را به شكلى جامع و متعادل تربيت میكند، بهگونهاى كه هيچيک از ابعاد وجودى او معطّل نماند و در پرورش هريک از آنها نيز افراط و تفريط نشود؛[1] زیرا انسان داراى سرشتى خاكى و مادى و محسوس است[2] كه بدن ناميده میشود و همچنين داراى وجودى نامحسوس است كه از آن به روح تعبير میگردد.[3] تعليم و تربيت انسان بايد در هر دو جهت و بهطور هماهنگ پيش برود.[4]
البته اصالت، مربوط به تربیت درونی و روحانی انسان است و هميشه جسم، ابزار روح بوده و تنها بايد به نيازمندیهاى جسمى به عنوان وسيله – نه به عنوان هدف – نگاه شود. در عين حال بايد از افراط و تفريط در پرداختن به جسم تنها و يا روح تنها – كه موجب اختلالات جسمانى و ناهنجاریهاى روانى میشود – پرهيز كرد.[5]
سرشت خاكى و جنبه مادى انسان، همواره وى را به طرف خاک و ارزشهاى فانى سوق میدهد و بُعد ملكوتى، او را به سوى جنبههاى روحى و ارزشهاى معنوى و عالم ملكوت میخواند. اصولاً نفس انسان، ميدانى از مجموعه برآيندهاى اين دو كشش و كوشش است. در عين حال، براى انسان از ديدگاه قرآن، يک سير و حركت تكاملى در نظر گرفته شدهاست. سيرى كه از ماده آغاز میشود و به تدريج همراه و همزمان با برخوردارى از عواطف و احساسات و نيازمندیهاى طبيعى، مبارزهاى پیگير در جهت جذب و يا دفع وابستگیهاى مادى و علايق شهوانى و نفسانى در پيشرو دارد، بهطورى كه اگر جنبههاى عقلانى بر هواهاى نفسانى غلبه يابد و انسان، راه تزكيه و رستگاری را بپيمايد، به اعلى عليين صعود میكند و به لقاءالله راه میيابد و اگر جنبههاى نفسانى و شيطانى انسان قوّت يابد و عقل و جنبههاى روحى تحتالشعاع آن قرار گیرد، انسان راه انحراف و فساد را میپيمايد و به اسفل السافلين سقوط میكند.[6]
پس تربيت به خاطر اهداف عالى و ارزشمندش؛ شامل جنبههاى جسمى و روحى، فردى، اجتماعى و … میشود و سيستم و نظام تربيتى اسلام يک سيستم جامع و هماهنگ است. اين جامعيت و هماهنگى را با نگاهى گذرا به آيات، روايات، عبادات، معاملات فقه اسلامى و كتابهاى اخلاقى به روشنى میتوان دريافت.
[1]. الهامى نيا، على اصغر، تعليم و تربيت در اسلام، ص 106 – 107.
[2]. هود، 61؛ طه، 55؛ حج، 5؛ انعام، 2؛ صافات، 11.
[3]. سوره ص، 72؛ مؤمنون، 12 – 14؛ سجده، 7 – 9.
[4]. ر.ک: «رابطه روح و بدن»، سؤال 2250؛ «رابطه میان نفس، روح، جان، عقل، ذهن و فطرت»، سؤال 2332؛ «سعادت و كمال انسان»، سؤال 91.
[5]. ر.ک: اعراف، 10؛ حجر، 19 – 20؛ قصص، 77.
[6]. فرهاديان، رضا، مبانى تعليم و تربيت در قرآن و احاديث، ص 22.
فرم ثبت پیشنهادات و انتقادات
شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را درباره این مدخل با ما درمیان بگذارید