کپی شد

شرایط توبه

علمای اخلاق شرایط توبه را به دو بخش شرایط قبولی و شرایط کمال توبه تقسیم کردند. در این مقال به اختصار برخی از آن‌ براساس آیات قرآن بیان می‌شود:

الف) شرایط قبولی

  1. انجام عمل صالح: این شرط در آیات متعددی مطرح شده‌است؛ گاه به‌صورت: «إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً»؛[1]مگر کسی‌که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد، و گاه به‌صورت بیان مصداق اعمال صالح، از جمله: «فَان تابُوا وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[2] پس اگر توبه کنند و نماز را به‌پا دارند و زکات را بپردازند، آن‌ها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
  2. اصلاح گذشته: شرط دیگر قبولی توبه جبران و اصلاح گذشته است. «إلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[3]مگر کسانی‌که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند بخشنده مهربان است.

جبران گذشته به این است که هم حقوق مادی و معنوی مردم را ادا و هم حقوق خداوند را جبران کند.

ب) شرایط کمال توبه

در قرآن کریم برخی شرایط دیگری مطرح است که می‌توان آن‌ها را شرایط تکمیلی و کمال توبه دانست. به عنوان نمونه، به دو مورد اشاره می‌شود:

  1. اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کریم می‌خوانیم:«إلاّ الَّذینَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا دیِنَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللهُ المُؤمِنینَ أجراً عَظِیماً»؛[4] مگر آن‌ها که توبه [و جبران و] اصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند. آن‌ها با مؤمنان خواهند بود و خداوند به افراد باایمان پاداش عظیمی خواهد داد.

روشن است که چنگ‌زدن به لطف الهی و اخلاص ورزی در کمال توبه تأثیر دارد، نه در اصل آن.

  1. توبه نصوح کردن: «یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ»؛[5] ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! توبه کنید، توبه‌ای خالص، امید است [با این‌کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ‌هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.

برای توبه نصوح تفسیرهای مختلفی شده‌است که در مجموع می‌توان گفت: توبه نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه و شرایط قبولی آن، شرایط کمال را نیز دارا باشد. شاهد این تفسیر آن است که در بیشتر تفسیرها شرایطی ذکر شده‌است که همه از شرایط کمال به حساب می‌آیند، نه ارکان و شرایط قبولی؛ مثلاً برخی گفته‌اند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از این‌که پذیرفته نشود، امید به این‌که پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا.[6] و یا این‌که «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی و یا این‌که گفته شده‌است: «توبه نصوح» آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن‌گفتن، کم‌خوردن و کم‌خوابیدن.[7] و برخی نیز گفته‌اند: توبه نصوح آن است که توأم با چشم گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.[8]

شاهد دیگر، سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که در پاسخ به «معاذ بن جبل» از توبه نصوح فرمود: «أن یَتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لایَرجِعُ فی ذَنبٍ کما لایَعُودُ اللَّبَنُ إلی الضَّرعِ»؛[9] شخص توبه‌کننده به هیچ‌وجه بازگشت به گناه نکند؛ آن‌چنان‌که شیر به پستان هرگز برنمی‌گردد.

روشن است که چنین توبه‌ای، کمال توبه شمرده می‌شود، نه ارکان آن و اگر انسانی که توبه کرده دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبه‌اش پذیرفته می‌شود، ولی توبه کامل شمرده نمی‌شود. در نتیجه، نصوح بودن به هر معنایی باشد، نشانۀ کمال توبه است.

هم‌چنین آن‌چه در کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده‌است به شرایط قبولی و کمال توبه اشاره دارد: «آیا می‌دانید توبه‌کننده کیست؟ گفتند: خدایا! نه. فرمود: وقتی بنده توبه کند و طلب‌کاران را راضی نکند، تائب نیست و کسی‌که توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست و کسی‌که توبه کند و لباس [نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست و کسی‌که توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست و کسی‌که توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست و کسی‌که توبه کند و فرش و تکیه‌گاه خود را تغییر ندهد، توبه‌کار نیست و کسی‌که توبه کند و خوی و نیّتش را تغییر ندهد، توبه‌کار نیست و کسی‌که توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پیدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پیدا نکند)، تائب نیست و کسی‌که توبه کند، ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [و دست از غیبت و تهمت و … برندارد]، تائب نیست و کسی‌که توبه کند و اضافه قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست و زمانی‌که [توبه کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است».[10]

اصلاح برنامه‌های عبادی، اصلاح لباس ظاهر و باطن، اصلاح اخلاق و رفتار و اصلاح دل و دست، همه از شرایط کمال توبه به حساب می‌‌آیند.

 

[1]. فرقان، 70؛ مریم، 60.

[2]. توبه، 5.

[3]. نور، 5؛ همین مضمون در این آیات نیز آمده است: نساء، 16؛ بقره، 160؛ آل عمران، 89.

[4]. نساء، 146.

[5]. تحریم، 8.

[6] ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، ج 10، ص ۴۷۸، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.

[7] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏24، ص 291.

[8]. ر. ک: همان، ج 24، ص 290 – 291؛ مجمع البیان، ج 10، ص ۴۷۷- ۴۷۸.

[9]. مجمع البیان، ج 10، ص ۴۷۷.

[10]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص 35- 36، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق، «أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لاقالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم یُرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یَزِد فِی العِبادَةِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِباسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر رُفَقائَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر مَجلِسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّر خُلقَهُ وَ نِیَّتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ لَمْ یَحفَظْ لِسانَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلی هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ.