کپی شد

روايات مخالف با تحليل خمس

همان‌طور که برخی از روایات بر تحلیل خمس دلالت دارند، هم‌چنین روایاتی وجود دارد که بر وجوب پرداخت خمس دلالت دارند که در این‌جا به چند نمونه از روايات مخالف با تحليل خمس اشاره می‌شود.

الف) در روايتی آمده‌است: مردى از تجّار فارس به امام رضا(علیه السلام) نامه‌اى نوشت و درخواست نمود تا حضرت به او اجازه در مصرف خمس بدهد، امام (علیه السلام) در پاسخ چنين نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان، … مالى حلال نیست، مگر از آن‌جهت كه خداوند آن‌را حلال نموده‌است، همانا پرداخت خمس يارى بر دين ما، خانواده و دوستان ما است و آن‌چه كه می‌بخشيم و با آن آبرويمان را از كسى كه از تعرّض او بيم داريم می‌خريم، پس مانع آن از ما نشويد و خودتان را تا آن مقدار كه قدرت داريد از دعاى ما محروم نكنيد، همانا بيرون آوردن خمس از مال خودتان كليد روزى شما و آمرزش گناهانتان است، و چيزى است كه امروز می‌دهيد براى آمادگی‌تان در روز ندارى(قيامت) و مسلمان كسى است كه به آن‌چه با خدا پیمان بسته، وفا كند، و مسلمان نيست كسى‌كه با زبان اجابت كند و با قلب مخالفت ورزد. و السلام».[1] از اين روايت فهميده می‌شود كه بحث تحليل‌ و اجازه در آن روزها مطرح بوده‌است و در ذهن سائل و ديگران تحليل مطلق نبوده و گرنه نيازى به كسب اجازه از امام رضا (علیه السلام) نبود.[2]

ب) در روايتی دیگر آمده‌است: گروهى از خراسان بر امام رضا (علیه السلام) وارد شدند و از حضرت خواستند تا خمس را بر آنان حلال گرداند، آن‌حضرت فرمود: «اين سؤال، چه فريب و بهانهٔ بزرگى است؟! دوستى خالصانه را با زبانتان به ما داريد، در حالی‌كه حقى را كه خدا براى ما قرار داده و ما را براى او قرار داده و آن خمس است، از ما منع می‌كنيد؟! آن‌را بر هيچ‌ كدام‌تان حلال قرار نمی‌دهيم، قرار نمی‌دهيم، قرار نمی‌دهيم».[3]

ج) وقتى كه صالح بن محمد بن سهل (که از طرف حضرت متولى موقوفات قم بود) بر حضرت امام جواد (علیه السلام) وارد شد به آن‌حضرت عرض کرد: اى آقاى من! مرا از بابت ده هزار درهم در گشايش قرار ده، به ‌درستى كه آن‌را خرج نموده‌ام، آن‌حضرت به او فرمود: «تو را در گشايش قرار دادم»، پس هنگامى‌كه صالح از آن‌جا خارج شد امام جواد (علیه السلام) فرمود: «فردى از اين‌ها خودش را بر اموال آل محمد(صلی الله علیه و آله) و اموال يتيمان و مسكينان و فقراء و در راه‌ماندگان از آل محمد(صلی الله علیه و آله) می‌افكند و آن‌را ‌می‌گيرد، سپس می‌آيد و می‌گويد: مرا در گشايش قرار ده، آيا به نظر تو اين درست است كه من به او بگويم: اجازه نمی‌دهم؟! به خدا قسم خداوند در روز قيامت از ايشان بازخواست می‌کند، بازخواستى شديد».[4]

شيخ طوسى(ره) بعد از نقل روايات تحليل و روایات وجوب خمس، می‌گويد: «وجه جمع بين اين دو سنخ روايات همان است كه شيخ ما (شيخ مفيد) قائل به آن شده‌است؛ رواياتى كه در رابطه با رخصت و مجاز بودن مصرف خمس و تصرف در آن وارد شده، مخصوص به هزینه ازدواج می‌باشد به دليل علتى كه در روايات ائمه (علیهم السلام) قبلاً بيان شد كه همان پاک‌شدن ولادت شيعيان باشد، و ربطى به ساير اموال ندارد، و رواياتى كه در رابطه با سخت‌گيرى در خمس و جدّيت در گرفتن آن است اختصاص به خمس در اموال دارد».[5]

 

[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 547 و 548.

[2]. خواجوئى مازندرانى، (محمد)اسماعيل، الرسائل الفقهية، ج 1، ص 94؛ صافی گلپايگانى، على، ذخيرة العقبى فی شرح العروة الوثقى، ج 10، ص 278.

[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 548.

[4]. همان.

[5]. طوسى، محمد بن حسن، الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حسن، ج 2، ص 60.