کپی شد

راه‌های درمان بدگمانى‏

بدگمانی نسبت خداوند یک نوع بیماری است که مانند سایر بیماری‌های جسمی و روحی برای رفع آن باید به درمانش پرداخت. در ادامه به برخی از راه‌های درمان آن پرداخته می‌شود.

الف) برای برطرف‌کردن بدگمانی نسبت به پروردگار؛ نخست بايد سراغ اصول کلی حاكم بر درمان بيماری‌هاى اخلاقى رفت كه همان انديشيدن در آثار نكبت بار آن‌ها است؛ زيرا هنگامى‌كه انسان به پيامدهاى بدگمانی بينديشد، كه چگونه سرمايه اعتقادی او را از بين برده و آرامش روانی او را تهدید کرده و او را از واقعيت‌ها غافل ‏می‌سازد؛ خواه ناخواه از اين خوى زشت و رذيله اخلاقى فاصله می‌گيرد، همان‌گونه كه آگاهى به مسموم بودن غذا، سبب فاصله گرفتن از آن می‌شود.

ب) جست‌وجوى توجيهی صحيح براى اتفاقاتی كه احیاناً سبب بدگمانی انسان به خداوند شده‌است، کمکی برای برطرف‌کردن آن خواهد بود؛ چراکه تعدادی از این حوادث، امتحانات الهی است که واقعیتی در زندگی مادی انسان‌ها بوده و با واقعیت باید کنار آمد و گمان نیک به خداوند داشت؛ زیرا این امتحانات برای پیشرفت معنوی انسان‌ها است. تعداد دیگری از حوادث نیز پیامد کارهای ناشایست انسان است که به جای بدگمانی به خدا، روش صحیح آن است که انسان از اعمال ناپسند و گناه خویش توبه نموده و در صدد جبران آن برآید.

ج) ترتيب اثر ندادن به بدگمانى نسبت به خدا نيز يكى ديگر از طرق درمان آن است؛ زيرا اگر انسان این حالت پیش‌آمده نفسانی را دنباله‌گیری نکند و با بی‌اعتنايى از آن وسوسه‌ها فاصله گیرد، تدريجاً این حالت بدگمانی ضعيف و محو می‌گردد. این روش در بدگمانی به برادران دینی نیز کارساز است و به همين دليل در روایتی به صورت قاعده‌ای کلی می‌خوانيم: «اذا ظَنَنْتُمْ فَلا تَحَقَّقُوا»؛[1] هنگامى كه گمان بد برديد، به آن ترتيب اثر ندهيد.

كوتاه سخن اين‌كه؛ اگر انسان، طالب آرامش و استقامت و ايستادگى و جلب عنايات پروردگار و ايمان خالص است، بايد نسبت به خداوند و وعده‌هاى او – از جمله عفو و گذشت در صورت توبه واقعی – گمان نیک داشته‌باشد.

 

[1]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج ‏19، ص 374.