searchicon

کپی شد

جایگاه استخاره در اسلام

در موارد تصمیم گیری در زندگی انسان، اسلام نقش اول را بر عهدۀ حجت باطن (عقل) گذاشته است. در قرآن کریم سفارش زیادی به خردورزی و بهره گیری از عقل شده است و از نظر قرآن، بدترین موجودات کسانی هستند که کارهایشان از روی تعقل نیست.[1] از نظر امام علی (ع)، اساساً یکی از مهم ترین علل بعثت پیامبران، شکوفاسازی عقل های آدمیان بوده است.[2] تکیه بر عقل و استفاده از این چراغ روشنی بخش تا آن درجه از اهمیت برخوردار است که در شرع مقدس نیز یکی از منابع استنباط احکام به شمار می رود.

همچنین در آموزه های دینی به عوامل دیگری که در تصمیم سازی خردمندانه دخیل اند تأکید فراوان شده است که مهم ترین آنها «مشورت» است. با مشورت، نقص عقل فردی تا حدود زیادی جبران می شود و مجموعه ای از اطلاعات و تجربیات گران بها که دیگران در طی سال های بسیار بدان ها دست یافته اند، به آسانی در دسترس قرار می گیرد.

اما گاهی با مشورت کردن نیز تردید ها بر طرف نمی شود و نمی توان تصمیم گیری کرد در این مرحله است که روایات ما برای از بین بردن تردید، “استخاره” را پیشنهاد می کنند.

استخاره به معنای طلب خیر نمودن از خدا، برای رفع تحیر و سرگردانی، تنها بعد از داشتن شرایط زیر جایی برای بحث پیدا می کند:

1. تعقل و تفکر کافی در اطراف و جوانب موضوع مورد نظر.

2. مشورت با افراد متخصص و صاحب نظر.

3. در خواست خیر از خدا با ذکر و نماز استخاره و سپس تصمیم گیری بر طبق تمایل فکری خود با در نظر گرفتن این مراحل دو نکته مشخص می شود اولا؛ بسیار نادر است در زندگی انسان برای کاری مراحل بالا انجام شود و باز تمایل انسان به هیچ طرف نباشد و شک کاملا 50 در صد در مقابل 50 در صد باشد پس در صورت رعایت شرایط شاید بسیاری از استخاره هایی که (بدون توجه به این شرایط انجام می شود) تقلیل خواهد یافت. ثانیا؛ این که اگر بعد از این مراحل باز شک و تردید باقی باشد (با توجه به این که بقاء در شک و تردید باعث رکود در کارها و زندگی می شود) می توان با استخاره خود را از حیرت و رکود آزار دهنده نجات داد.

در روایتی آمده که راوی می گوید به امام صادق (ع) گفتم خواستم کاری انجام دهم پس از خدا استخاره کردم اما به نتیجه ای نرسیدم که انحام بدهم یا نه پس حضرت فرمود چون وقتی انسان به نماز می ایستد شیطان بیش از هر وقت دیگری از او دورتر است پس ببین در وقت نماز در قلبت چه چیزی است [قلبت به تو چه می گوید ] پس همان را انجام بده و قرآن را باز کن پس اولین چیزی که در آن دیدی به آن عمل کن انشاءالله. [3]

در این روایت امام (ع) پس از اینکه شخص با طلب خیر کردن از خدا به نتیجه نرسید امام او را امر به کمک گرفتن از نماز می کند و بعد می فرماید قرآن را باز کن. همان طور که گفته شد استخاره از قرآن در جایی است که هیچ راه دیگری برای تصمیم گیری نباشد و در این صورت چه چیزی متبرک تر از قرآن برای خارج کردن انسان از تحیر خواهد بود؟ می توان چنین برداشت کرد که در لحظه ای که انسان به هیچ صورتی نمی تواند تصمیم گیری کند باز با رجوع به قرآن از کلمات نورانی آن راهنمایی بخواهد چون به هر حال هر عبارتی از قرآن در درون خود هدایت گر و حق نما است. این روایت دلیل بر مشروعیت استخاره نیز است.



[1] انفال، 22.

[2] نهج البلاغة، خ 1.

[3] وسائل‏الشيعة ج : 6 ص : 233.