کپی شد
اسباب و توسل در راستای توحید
اصل توحید در اسلام اصلی خدشهناپذیر است، ولی نکته در اینجا است که همین اسباب و اعمال خالصانۀ معنوی، ما را باحقیقت توحید آشنا میکنند نه اینکه به گونه نظری صرف مدعی توحید باشیم و عملا در اموری که دلخواه ما است بر اسباب متوسل شویم و بلکه آنها را در سببیت مستقل هم بدانیم، ولی در برخی امور دیگر با دلایلی که جای بحث و بررسی دارد اعتراض کنیم مبنی بر اینکه توجه به امام و نبی و ولی و… منافات با قدرت خداوند و توحید دارد حال آنکه انسان کامل از بعد عملی، رکن توحید محسوب میشود چرا که بهکلی از هستی خود فانی شدهاست و الگوی موحدبودن است و بهراستی دعوی توحید اگر بهطور عملی و در میزان الهی سنجیده شود جز انسان کامل را سزاوار نیست و فرد مسلمان تا از همه چیز فانی نشده باشد مشرک بوده و در خدا جویی خود ناتمام است. بنابراین دعوی توحید و جدال در مورد آن امریست و تحقق آن در خویشتن امری دیگر و به قول قرآن: “وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ”؛[1] اکثرشان ایمان نمی آورند الا اینکه هنوز به خداوند مشرکند.
[1]. یوسف، 106؛ برگرفته از اسلام کوئست.
مباحث مرتبط: 
توحید در اسلام، آشنایی باحقیقت توحید، انسان کامل، رکن توحیدفرم ثبت پیشنهادات و انتقادات
شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را درباره این مدخل با ما درمیان بگذارید