کپی شد

احادیث تحلیل خمس برای شیعیان

رواياتی دربارهٔ حلال نمودن خمس بر شیعیان نقل شده‌است، که چند نمونه از آن ذکر می‌شود.

  1. در خبر صحيح[1]؛ ابی‌بصير، زراره و محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل شده‌است: «مردم در مورد خوردنی‌ها و شهوات جنسی خود هلاک شدند؛ چون كه حقوق ما را نپرداختند، آگاه باشيد كه شيعيان ما و پدرانشان از اين حق استثنا شدند و برای آن‌ها حلال است».[2]
  2. از امام صادق (علیه السلام) پرسیده‌شد: ما اموالی داريم از غلات، تجارات و مانند اين‌ها و می‌دانیم حقّ شما هم در آن هست،[تکلیف چیست؟] آن‌حضرت فرمود: «ما [حقّ خود را] برای شيعيان حلال نكرديم، مگر اين‌كه حلال‌زاده گردند، هركسی كه پدرانم را دوست داشته‌باشد، آن‌چه كه از حقّ ما در دست او است، برای او حلال است، و بايد اين مطلب را حاضران به غائبان برسانند».[3]

سند اين روايت: غير از ابی ‌عُماره، سایر راویان، شيعه و موثّق هستند.[4] با این‌حال، به روایت مزبور «صحیحه حارث بن مغیره نصری» اطلاق شده‌است؛[5] چرا که در سند روایت ابی‌نصر بزنطی وجود دارد که از اصحاب اجماع بوده و آن‌ها از غیر ثقه روایتی نقل نمی‌کنند؛ به همین جهت، روایت مزبور مورد پذیرش فقها است.

  1. فضیل بن یسار از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده‌است: «كسی‌كه محبّت ما را در وجودش بيابد پس بايد خدا را به جهت اوّلين نعمتش حمد كند»، فضيل عرض كرد: اوّلين نعمت چيست؟ امام (علیه السلام) فرمود: «حلال‌زاده بودن»، سپس فرمود: «‌اميرالمؤمنين(علیه السلام) به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: سهم خود را از غنيمت و اموال برای پدران شيعيان ما حلال كن تا ولادت آن‌ها پاک شود»، آن‌گاه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ما مادران شيعيان را برای پدرانشان حلال كرديم تا حلال‌زاده شوند».[6]

اين روايت نیز از نظر سند صحيح است؛ زيرا همهٔ راويان آن، شيعه و ثقه هستند.[7]

  1. صحیحهٔ ابی خدیجه سالم بن مکرم[8] که می‌گوید: مردی به امام صادق(علیه السلام) گفت: فروج را برايم حلال كن، امام صادق(علیه السلام) از اين سخن بيمناک شد، آن‌گاه مردى به حضرت گفت: از شما نمی‌خواهد كه به زنان كوچه و خيابان دست درازى بكند، بی‌گمان خواستهٔ او اين است؛ كنيزى كه می‌خرد يا زنى كه با او ازدواج می‌كند يا ارثى كه نصيب او می‌شود، يا تجارتى كه می‌کند يا چيزى كه به او بخشیده می‌شود بر او حلال نمایى، آن‌حضرت فرمود:«اینها‌ بر شيعيان ما حلال است؛ چه شيعيان اين زمان و چه زمان‌هاى ديگر، چه آنان‌كه مرده‌اند و چه آن‌ها كه زنده‌اند و هرچه كه از ايشان تا روز قيامت زاده‌ می‌شوند بر تمامى آنان حلال است، اما به خدا قسم حلال نيست، مگر براى كسانى كه بر آنان حلال نموديم، و نه به خدا قسم ما به هيچ‌كس امان نداده‌ايم و براى احدى در نزد ما عهد و پيمانى نيست».[9]
  2. صحيحهٔ على بن مهزيار[10] كه می‌گويد: «در نامه‌اى از امام جواد(علیه السلام) به مردى كه از آن‌حضرت خواسته بود تا خوردن و آشاميدنی را که به آن خمس تعلّق گرفته، بر او حلال کند، به خط آن‌حضرت خواندم؛ كسى‌كه به چيزى از حقّ من احتياج شديد داشته باشد، استفاده از آن براى او حلال است».[11]
  3. در بخشی از توقیع به خط صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چنین آمده‌است: «… و امّا آنان‌كه در اموال ما چنگ آويخته‌اند؛ هركسى كوچک‌ترين چيزى از آن را حلال بشمارد و آن را بخورد، گويا آتش خورده‌است. و امّا خمس را ما بی‌گمان براى شيعيان حلال كرديم و تا زمان ظهور، اجازهٔ اين تصرّف را به آنان داديم تا براى پاک بودن و پليد نبودن ولادتشان در گشايش باشند».[12]

و روایات دیگری که در منابع حدیثی آمده است.[13]

 

[1]. راویان این حدیث عبارت‌اند از: سَعْد بن عبد اللَّه القمی: «امامی ثقة جلیل»؛ أَبي جعفر(احمد بن محمد بن عیسی الاشعری): «امامی ثقة جلیل»؛ عبّاس بن مَعْرُوف: «امامی ثقة»؛ حَمّاد بن عيسى الجهنی: «امامی ثقة جلیل من أصحاب الاجماع»؛ حَريز بن عَبد اللَّه السجستانی: «امامی ثقة»؛ یحیی أَبي بَصير الاسدی: «امامی ثقة جلیل من أصحاب الاجماع و لیس بواقفی»؛  زُرارة بن اعین الشیبانی: «امامی ثقة جلیل من أصحاب الاجماع»؛ مُحمّد بن مُسلم الثقفی‏: «امامی ثقة جلیل من أصحاب الاجماع». هم‌چنین علامه حلی(ره) و میرزای قمی(ره) این خبر را صحیح دانسته‌اند؛ حلّى، حسن بن يوسف، منتهى المطلب فی تحقيق المذهب، ج 8، ص 583؛ قمّى، ابو القاسم، غنائم الأيّام فی مسائل الحلال و الحرام، ج 4، ص 384.

[2]. طوسى، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 4، ص 137 و 138.

[3]. همان، ص 143.

[4]. راویان این حدیث عبارت‌اند از: سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ: «امامی ثقة جلیل»؛ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بن أَبِی نَصْرٍ بزنطی: «امامی ثقة جلیل من اصحاب الاجماع لایروی و لایرسل الا عن ثقة»؛ أَبِی عُمَارَةَ: «مجهول»؛ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيِّ: «امامی ثقة جلیل». در این باره به منابع رجالی مراجعه شود.

[5]. اردبيلى، احمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، ج 4، ص 353؛ موسوی عاملى، محمد، مدارک الأحكام فی شرح عبادات شرائع الإسلام، ج 5، ص 383؛ بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحكام العترة الطاهرة، ج 12، ص 429؛ طباطبايى بروجردى، آقا حسين، زبدة المقال فی خمس الرسول و الآل، مقرّر: حسینی قزوينى، سيد عباس،ص 97.

[6]. تهذیب الاحکام، ج 4، ص 143.

[7]. راویان این حدیث عبارتند از: محمد بن الحسن الصفار: «امامی ثقة جلیل»؛  يعقوب بن يزيد الانباری: «امامی ثقة جلیل»؛ الحسن بن علي الوشاء: «امامی ثقة جلیل»؛  قاسم بن بريد العجلی: «امامی ثقة»؛  فضيل‏ بن یسار النهدی: «امامی ثقة جلیل من أصحاب الاجماع».

[8]. حلّی، حسن بن يوسف، مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة، ج 3، ص 341؛ موسوی خويى، سيد ابو القاسم، موسوعة الإمام الخوئی، ج 25، ص 352.

[9]. تهذیب الاحکام، ج 4، ص 137.

[10]. مختلف الشيعة فی أحكام الشريعة، ج 3، ص 352؛ مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، ج 4، ص 353.

[11]. صدوق، محمد بن علی، من لا يحضره الفقيه، محقق و مصحح: غفارى، على اكبر، ج 2، ص 44.

[12]. صدوق، محمد بن علی، كمال الدين و تمام النعمة، محقق و مصحح: غفارى، على اكبر، ج 2، ص 485.

[13]. ر.ک: حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 9، ص 543 – 554.