searchicon

کپی شد

کربلا

چکیده مطالب مقاله کربلا

کربلا سرزمینی است با پیشنه طولانی در اسکان اقوام مختلف، که هم اکنون یکی از شهرهای کشور عراق می باشد. این سرزمین از آن جهت اهمیت بسیاری در اسلام پیدا کرده که نوه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)؛ امام حسین (علیه السلام) همراه با فرزندان، بستگان و یارانش در کنار رود فرات با لب تشنه به صورت ظالمانه به شهادت رسیده‌اند. از جمله پیشنیه آن سرزمین، می‌توان به حضور انبیا و اولیای الهی (علیهم السلام) در آن اشاره کرد.

مفهوم‌شناسی کربلا

واژه کربلا ظاهرا از زبان بابلی قدیم به ما رسیده است، اگرچه برخی احتمال می دهند این نام، مرتبط با زبان آرامی باشد.

در مورد وجه نام گذاری کربلا چند دیدگاه نقل شده که در این جا به آن پرداخته می شود:

1. کربلا تغییر یافته کلمه «کرب ایلا= پرستشگاه خدا» است؛ زیرا این سرزمین قبل از اسلام پرستشگاه بزرگی بوده است.

2. این نام از ترکیب «کرب» و «ال» ساخته شده است. کرب در لغت سامی به معنای «قرب» در زبان عربی است و «ال» به معنای الله؛ لذا کربلا به معنای محلی است که نزد خدا مقرب و مقدس است، یا به معنای حرم خدا است.

3. بعضی از محققان فاضل گفته اند که کربلا از واژه «کور بابل» عربی مشتق شده که بر مجموعه ای از قُرا (روستاها)ی قدیمی بابل دلالت دارد و نینوا یکی از این قرا است.

4. وجه اشتقاق کلمه: «کربله» به معنای سستی گام ها و پاها است، ممکن است زمین این مکان، سست و شن زار بوده و به همین جهت، کربلا نام گرفته باشد و ممکن است به دلیل فراوانیِ گیاه «کربل»، که نام علف حماض (ترشک) در این منطقه است، مسمّی به این نام شده باشد.

5. مشهورترین وجهی که در بین مردم و بر زبان های آنان در وجه نام گذاری کربلا جاری است، این است که، نام کربلا از «کرب» و «بلا» گرفته شده و به معنای سرزمین غم و اندوه است و مشقت و نیز به معنای آزمون در خیر و شر می باشد.

وقتی سیدالشهداء (ع) به این سرزمین رسید، پرسید: این‌جا چه نام دارد؟ گفتند: کربلا، چشمان آن حضرت پر از اشک شد و پیوسته می فرمود: خدایا! من از کرب و بلا به تو پناه می برم. و یقین کرد که شهادتگاه خود و یارانش همین جاست و فرمود: این جا سرزمین رنج و گرفتاری و بلاست، این جا محل فرود آمدن ما و جایگاه ریخته شدن خون های ماست.[1]

اسامی کربلا

نام های متعدد دیگری برای سرزمین کربلا نقل شده است که.برخی از آنها عبارتند از: طف، عقر، غاضریه؛ که در ادبیات و اشعار عاشورایی آمده است.

سرزمین کربلا به دلیل آن که در ناحیه بیابانی و پر از تپه های باستانی واقع شده، نام معروف و قدیمی دیگری دارد که آن نینوا می باشد.[2]

موقعیت جغرافیایی کربلا

کربلا نام سرزمینی است در «بین النهرین» در غرب شهر کوفه، کنار رودخانه فرات، که در منطقه «طف» واقع شده است. این سرزمین در جنوب غربی و حدود 100 کیلومتری شهر بغداد (پایتخت کشور عراق) و 80 کیلومتری شهر نجف اشرف واقع شده است.

سرزمین کربلا در گذر تاریخ

در گذشته های بسیار دور؛ در زمان ساسانیان، کربلا بسیار آباد بوده، ولی بعدها ویران شد و به بیابان و صحرا تبدیل شده و دیگر منطقه مسکونی و آبادی نبوده است. کربلا در سال 61 هجری قمری، دشت و ناحیه صحرایی بود، ولی از آن زمان که شهادت حسین بن علی (ع) به همراه دیگر یارانش، در این سرزمین اتفاق افتاد، مورد توجه شیعیان و محبین خاندان اهل بیت پیامبر (ع) واقع شد. اگرچه در طول قرون و اعصار، بارها تخریب شده، ولی مجدّداً آباد شده است.

سرزمین کربلا در ناحیه بیابانی و پر از تپه های باستانی واقع شده است که نام آن نینوا می باشد؛ از این رو نام دیگر کربلا را نینوا نیز می گویند. این سرزمین قریه «یونس بن متی» یکی از پیغمبران الهی بود و او از همین سرزمین مردمانش را به سوی خدا دعوت کرد. بعضی از محققان گفته اند که کربلا یکی از قریه های قدیمی منطقه «بابل» است که در قرون و اعصار گذشته بوده و شاهد این مطلب، وجود یکی از آثار باستانی واقع در نزدیکی «سدة الهندیه» است. این سرزمین 13 قرن قبل از میلاد، اقامتگاه سلطنتی بعضی از امپراتوران و شاهان آشوری، مانند «آشور بنی پال» بوده و علم پزشکی در آن گسترش داشته و مراکز تجاری، کتابخانه و معابد و امکانات مختلفی را شامل می شده که اواخر قرن هفتم قبل از میلاد، به دست مادها و بابلیان ویران شده است. نام آن از خدا گونه باروری آشوریان قدیم «نینا» گرفته شد و بعد از خرابی با نام «نینوا» برقرار ماند.[3]

حضور پیامبران (علیهم السلام) و اولیاء الله در سرزمین کربلا

روایت شده که همه پیامبران به زیارت کربلا توفیق یافته اند: «همه انبیاء آن مقام شریف را زیارت نمودند و در آن توقف کرده و گفتند: ای زمین تو مکانی پرخیر هستی و ماه تابان امامت در تو دفن خواهد شد».[4]

هر یک از پیامبران که وارد کربلا می شدند، صدمه ای بر ایشان وارد می شد، و دلتنگ و مهموم می گردیدند. پس علت را از خداوند سؤال می نمودند، خداوند وحی می فرمود:  این زمین کربلا است و در آن حسین بن علی (ع) شهید خواهد شد.[5]

حضور حضرت آدم (علیه السلام) در کربلا

حضرت آدم (ع) پس از ترک اولی و جریان هبوط، از بهشت، رانده و در مكّه معظّمه هبوط نموده است.

در روايات آمده كه آن حضرت به خاطر آن ترک اولى، بسيار گريست و از گناه خود توبه كرد. همچنين مفارقت از همسرش حوّا نيز بر غصّه او افزوده بود؛ بنابراين ایشان بر روى زمين حركت كرد و بيابان ها و دشت ها را زير پا گذاشت، تا گذارش به سرزمين كربلاى پربلا افتاد، وقتی از کربلا گذر می نمود، بدون سبب غمگین شده سینه اش تنگ گردید و چون به محل شهادت امام حسین (ع) رسید، پایش لغزید و بر زمین افتاد و خون از پایش جاری شد.

سر به آسمان بلند کرد و عرض نمود: خداوندا! آیا گناهی از من صادر شد که مرا به آن معاقَب فرمودی؟ من همه زمین را گشتم و مثل این زمین به من بدی نرسید.

خداوند به او وحی نمود که ای آدم! گناه نکردی ولی فرزندت حسین (ع) در این مکان از روی ستم کشته می شود. خون تو به موافقت (جهت همدردی) خون او جاری شد.

آدم عرض کرد خدایا ِآیا (امام) حسین پیامبر است؟ خداوند فرمود: خیر ولی نوۀ پیامبر محمد است. عرض کرد: قاتل او کیست؟‌ وحی آمد: ‌قاتلش یزید، ملعون اهل آسمان ها و زمین است. آدم گفت: ‌ای جبرئیل، درباره قاتل آن حضرت چه کنم؟‌

گفت: او را لعن کن. پس آدم چهار بار او را لعن کرد و به سوی عرفات روانه شد، پس در آن جا حوا را یافت.[6]

حضور حضرت نوح (علیه السلام) در کربلا

هنگامی که حضرت نوح سوار کشتی شد، تمام جهان را سیر نمود. وقتی به کربلا رسید، طوفانی بپا شد (و آن کشتی به تلاطم افتاد). نوح از غرق شدن نگران شد، به پروردگار خود عرض کرد: خدایا همه دنیا را گشتم چنین حالتی مثل این زمین به من دست نداد!

جبرئیل نازل شد و فرمود: ای نوح در این محل حسین (ع) فرزندزاده محمد  خاتم انبیاء (ص) و فرزند علی (ع) خاتم اوصیاء کشته می شود.

پرسید: ای جبرئیل قاتل او کیست؟ پاسخ داد: قاتل او ملعون هفت آسمان و زمین است. پس نوح چهار مرتبه او را لعن کرد. سپس کشتی سیر نمود تا بر (دامنۀ )کوه جودی پهلو گرفت و در آن جا مستقر شد.[7]

حضور حضرت ابراهیم (علیه السلام) در کربلا

حضرت ابراهیم (ع) چون از کربلا عبور کرد، اسبش لغزید و از اسب افتاد، سرش شکست و خون جاری شد. شروع به استغفار نمود و عرض کرد: خدایا چه گناهی از من صادر شد؟

جبرئیل نازل شد و گفت: ای ابراهیم گناهی از تو سر نزده، ولی در این زمین، فرزندزاده خاتم پیامبران (ص) و فرزند خاتم وصیان (ع) کشته می شود؛ از این جهت خون تو جاری شد تا موافق با خون آن جناب گردد.[8]

حضور حضرت اسماعیل (علیه السلام) در کربلا

هنگامی که حضرت اسماعیل (ع) گوسفندان خود را برای چرا به کنار فرات فرستاد، چوپان به او خبر داد چند روز است که گوسفندان (در این منطقه) آب نمی آشامند! اسماعیل از خداوند سبب آن را پرسید، جبرئیل نازل شد و گفت:‌ ای اسماعیل از گوسفندانت بپرس، تا سبب آن را بگویند.

حضرت از گوسفندان پرسید: چرا از این آب نمی آشامید؟ به زبان فصیح گفتند: «به ما خبر رسیده که فرزندت حسین (ع) فرزندزاده حضرت محمد (ص) در این جا با لب تشنه کشته می شود و ما به جهت حزن بر او از این شریعه آب نمی نوشیم».[9]

اسماعیل درباره قاتل آن حضرت سؤال کرد گفتند: آن حضرت را، ملعون اهل آسمان ها و زمین و تمام خلائق می کشد. پس اسماعیل قاتل آن بزرگوار را لعنت کرد.[10]

حضور حضرت سلیمان (علیه السلام) در کربلا

روایت شده که حضرت سلیمان بر فرش خود می نشست و در هوا سیر می کرد. روزی در حال حرکت به زمین کربلا رسید. باد بساط او را سه دور به هم پیچانید به طوری که سلیمان ترسید سقوط کند. پس باد آرام شد و فرش در زمین کربلا فرود آمد.

سلیمان به باد گفت: برای چه این کار را کردی و فرود آمدی؟‌ گفت: در این موضع، حسین (ع) کشته می شود.

پرسید: حسین کیست؟‌ باد گفت: ‌حسین فرزندزاده محمد مختار (ص) و فرزند علی (ع)، حیدر کرّار است. پرسید: قاتل او کیست؟‌ گفت: ملعون اهل آسمان ها و زمین، یزید می باشد. سلیمان دست برداشت و یزید را لعن و نفرین نمود و جن و انس آمین گفتند.

پس باد به بساط وزید و به سیر خود ادامه داد.[11]

حضور حضرت موسی (علیه السلام) در کربلا

روزی حضرت موسی با یوشع بن نون (ع) سیر می کرد، وقتی به زمین کربلا رسید، کفش آن جناب پاره و بند آن باز شد و خار به پای او نشست و خون جاری شد. عرض کرد: خدایا چه گناهی از من سر زد که مبتلا به این شدم؟

به او وحی شد که در این موضع حسین (ع) کشته و خون او ریخته می شود؛ لذا خون تو به موافقت خون وی جاری شد. عرض کرد: پروردگارا حسین کیست؟‌ خطاب آمد: ‌او فرزندزاده محمد مصطفی (ص) و پسر علی مرتضی (ع) است.

پرسید قاتل او کیست؟‌ گفته شد: او ملعون ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا است. موسی (ع) دست برداشت و بر قاتل آن حضرت لعن و نفرین کرد و یوشع آمین گفت. آن گاه به دنبال کار خود روان گشت.[12]

حضور حضرت عیسی (علیه السلام) در کربلا

روزی حضرت عیسی (ع) با حواریّون در بیابان سیاحت می کردند، گذرشان به کربلا افتاد. شیری غرّان را دیدند که راه را بر ایشان بسته است. حضرت عیسی پیش آمد و فرمود:‌ ای شیر چرا در این جاده نشسته ای و نمی گذاری عبور کنیم؟ آن شیر به زبان فصیح گفت:‌ «من راه را برای شما باز نمی کنم تا این که بر یزید؛ کشنده حسین (ع) لعن کنید».

حضرت عیسی فرمود: حسین کیست؟ شیر گفت: او فرزندزاده محمد (ص) پیامبر امّی و پسر علی (ع)، ولی خدا است.

فرمود: ‌قاتل او کیست؟ گفت: قاتل وی ملعون تمام حیوانات وحشی و گرگان و درندگان، خصوصا در روزهای عاشورا است.

پس حضرت عیسی دست برداشت و بر یزید لعن و نفرین کرد و حواریون آمین گفتند. پس شیر از راه دور شد و ایشان گذشتند.[13]

مرحوم حایری مازندرانی ذیل این قضیه می‌نویسد: حضرت عیسی و حواریون گریستند و بر قاتل آن حضرت، لعن کردند. حضرت عیسی فرمود: ‌یا بنی اسرائیل بر قاتل حسین (ع) لعن کنید و اگر زمانش را درک کردید، از پای ننشینید (همراه او جهاد کنید)؛ چون شهید شدن با او مانند شهادت با انبیاء است.[14]

حضور حضرت علی (علیه السلام) در کربلا

زمانی که اهل بیت پیامبر (ص) در جریان دعوت کوفیان از امام حسین (ع)، وارد کربلا شدند، ام کلثوم عرض کرد: ای برادر! این بادیه هولناکی است که از آن ترس بزرگی بر دلم جا گرفته است!

امام حسین (ع( فرمود: من در وقت برگشت از جنگ صفین با پدرم امیرالمومنین (ع) وارد این زمین شدیم. پدرم از مرکب پیاده شد، سرش را کنار برادرم گذاشت و ساعتی خوابید و من بر بالین او نشسته بودم. ناگهان با حالتی پریشان در حالی که زار زار می گریست از خواب بیدار شد،. برادرم سبب آن را پرسید، فرمود: ‌در خواب دیدم که این صحرا دریایی پر از خون بود و حسینِ من در میان آن دریا افتاده، دست و پا می زد و کسی به فریاد او نمی رسید.

سپس رو به من کرده فرمود: ‌«ای حسین! چگونه خواهی بود زمانی که برای تو در این زمین چنین واقعه ای پیش آید»؟ گفتم: صبر می کنم و به جز صبر چاره ای ندارم.[15]

ورود امام حسین (علیه السلام) به کربلا

گرچه در طول تاریخ گذشته، سرزمین کربلا دارای تحولات و فراز و نشیب ها و اتفاقاتی بوده، اما با توجه به ورود اهل بیت پیامبر (ع) به ویژه امام حسین (ع) در آن سرزمین و اتفاقاتی که پس از آن صورت گرفته موجب شده که توجه بسیاری از انسان های آزاده و علاقه مند به سرگذشت بزرگان و نیز تاریخ نویسان، به آن جلب شود، و این سرزمین به عنوان محل ورود و شهادت آن حضرت مطرح شود.

خرید زمین کربلا توسط امام حسین (علیه السلام)

در تاریخ آمده که امام حسین (ع) قبل از شهادتش، همه زمین کربلا را از ساکنین غاضریه و نینوی به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنها شرط کرد که مردم را به محل قبر آن حضرت راهنمایی کنند و از آن زائران به مدت سه روز پذیرایی نمایند؛ لذا حرم و مزار امام حسین (ع) و یارانش در این شهر می باشد.[16]

سرزمین کربلا مدفن پاک شهدا

بعد از شهادت امام حسین (ع) در جنگ با یزید و عبید الله بن زیاد، لشکریان دشمن از کربلا به سوی کوفه حرکت کردند و بدن های پاک و مطهر امام حسین (ع) و اصحاب با وفایش به صورت بسیار دل خراشی روی زمین کربلا باقی مانده بود و کسی جرأت نمی کرد آنها را دفن کند. تا این که زنان قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا چادر زده و سکونت داشتند، مردان خود را مورد شماتت قرار دادند و آنان را به انجام دفن این عزیزان ترغیب نمودند. به دنبال آن، مردان قبیله بنی اسد برای دفن آمدند، ولی چون بدن ها پاره پاره بود، بدن ها را نمی شناختند و در حالت تحیر و تردید باقی ماندند. تا این که امام سجاد (ع) به صورت ناشناس در جمع آنان حاضر و یکی یکی بدن ها را به بنی اسد معرفی کرده و آن ها بدن ها را دفن می کردند. پس از دفن شهدا حضرت امام سجاد (ع) خود را به آنان معرفی کردند.[17]

به این ترتیب کربلا اجساد مقدس شهدا را در برگرفت و جایگاه اصلی و قداست خود را نمایان کرد.

کربلا در روایات

در مورد کربلا روایات فراوانی از معصومان (ع) نقل شده است که در این جا به چند نمونه آن اشاره می شود:

  1. پیامبر خدا (ص) فرمودند: پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده می شود که به آن کربلا می گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همان جا از طوفان نجات داد.[18]
  2. امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوش بویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.[19]
  3. امام سجاد (ع) فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى درخشد و ندا مى دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.[20]
  4. امام صادق (ع) فرمود: جایگاه قبر امام حسین (ع) درى از درهاى بهشت است.[21]

خاک کربلا و سجده بر آن

از آداب و سننی که در نزد شیعه مرسوم است اهمیت سجده کردن بر تربت امام حسین (ع) است. که ائمه (ع) ضمن تآكيد بر این مسئله بر آن پای بند بودند و این از باب برتری تربت حضرت امام حسین (ع) است؛ زیرا انسان سر بر خاکی می گذارد که بوی خون حسین را می دهد خونی که خون خداست.[22]

در منابع اهل سنت از امٌ سلمه نقل شده است که ایشان به پیامبر خدا (ص) عرض می کند: «… زمانی که دم در ایستاده بودم، دیدم که در دست شما چیزی هست و اشک هایتان جاری است و فرزند شما؛ امام حسین (ع) بر روی شکم شما نشسته است! پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بله، جبرئیل نزد من آمد و به من خبر آورد که امت من این فرزندم را می کشند و خاک محل شهادت او را به من داد. این خاکی که در دستم هست همان خاک است».[23] این روایت عیناً یا با کمی اختلاف در منابع دیگر اهل سنت نیز آمده است.[24]

امام باقر (ع) می فرماید: جبرئیل، خاکی را که حسین (ع) بعداً بر روی آن کشته شد، برای پیامبر (ص) آورد و آن خاک در نزد ما است.[25]

همچنین در روایت آمده است که امام صادق (ع) سجده نمی کردند مگر بر خاکی که از تربت امام حسین (ع) بود و این کار را از سر خضوع و خشوع برای خدا انجام می دادند.

بنا بر این از نظر سنی و شیعه، سرزمین و خاک کربلا بسیار با اهمیت است و قطعاً سجده بر آن هم از سجده بر خاک های دیگر افضل است.

کربلا و متوکّل عباسی

متوكّل عباسی در سال 236 ق، برای تخریب و ویرانی قبر امام حسین (ع) و سایر شهدای كربلا، اقدام نمود. در این سال متوكّل یكی از فرماندهانش به نام دیزج[26] را برای خرابی قبور و اماكن كربلا روانه كرد. دیزج طبق دستور او قبر امام حسین (ع) و سایر شهیدان و اطراف آن را تا حدود دویست جریب ویران كرد و جمعی از یهودیان را برای زراعت و كشت به زمین های آن جا منتقل كرد و دستور داد هر كس را که به زیارت آن قبر آمد، دستگیر كنند.[27] بی تردید دلیل اصلی تعرضات متوكّل به مزار شهیدان كربلا و محو آثار آنها، جلوگیری از قدرت گرفتن علویان و شیعیان بود؛ زیرا مزار كربلا سبب تجمع و تقویت شیعیان می شد.[28]

امّا جالب توجه است، زمانی که روضه مقدسه حضرت سیدالشهداء (ع) را با زمین هموار کردند و برای زراعت، آب به آن بستند، هر چه سعی کردند آب به قبر مقدس امام حسین (علیه السلام) جاری نشد و آب ها به روی هم برمی گشتند. متوکل دستور داد که گاو ببندند و شخم بزنند، امّا گاوها نیز قدم از قدم برنداشتند و این سبب حیرت خلایق شد؛ لذا آن زمین را «حائر»[29] نامیدند.[30]

کتاب‌نامه مدخل کربلا

  1. ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، دار الشهداء للنشر، چاپ اول، قم، 1405ق.
  2. ابن اثیر جزری، أبوالحسن عزالدین، الكامل فی التاریخ، دارالصادر، بیروت، 1385 ش.
  3. ابن قولویه، جعفر بن محمد، كامل الزیارات، دار المرتضویه، چاپ اول، نجف اشرف، 1356ش.
  4. ابن كثیر دمشقى، عماد الدین اسماعیل،  البدایه و النهایه، دارالفکر، بیروت، بی تا.
  5. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الصادر، بیروت، 1414 ق.
  6. اسحاق بن راهویه، مسند ابن راهویة، مکتبة الایمان، چاپ اول، مدینه، 1412ق.
  7. شوشتری، جعفر، الخصائص الحسینیه، (اشک روان بر امير كاروان)، مترجم: شهرستانی، سید محمد حسین، شریعت، چاپ شانزدهم، 1386 ش.
  8. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفه، بیروت، بی تا.
  9. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه، توكل، محمد، نشر نقره، چاپ اول، تهران، 1337ش.
  10. تیجانی، محمد، ثم اهتدیت، مؤسسة الفجر، لندن، بی تا.
  11. حائری، محمدمهدی، معالی السبطین، مترجم، کوشاری، رضا، انتشارات تهذیب، چاپ اول، قم، 1390ش،
  12. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1404ق.
  13. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (م 310 ق)، دار التراث، بيروت‏، 1387 ق.‏
  14. طوسی، امالی، دار الثقافة، چاپ اول، قم، 1414 ق.
  15. فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العین.
  16. کوفی، ابن ابی الشیبة، المصنف، دارالفکر، چاپ اول، بیروت، 1409 ق.
  17. متقی هندی، علاءالدین علی بن حسام، کنزالعمال، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1409 ق.
  18. مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ‏دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت، 1403ق.
  19. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، واژه بنی اسد.
  20. مسعودی، ابو الحسن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق اسعد داغر، دار الهجرة، چاپ دوم، قم، 1409ق.
  21. موسوی مقرم، عبد الرزاق، مقتل الحسین (علیه السلام)‏، مؤسسة الخرسان للمطبوعات‏، بيروت‏،  2007 م.‏
  22. یاقوت حموی، شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله حموی رومی بغدادی، معجم البلدان، دار صادر، چاپ دوم، بیروت، 1995 م.
  23. شریف قرشى، باقر، حیاة الإمام الحسین علیه السلام‏، مدرسه علمیه ایروانى‏، قم‏، 1413 ق‏.

[1]. شريف قرشى، باقر، حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 91، «أللهُم اِنی اَعُوذُ بِک مِن الکربِ وَ الْبَلأ هذا مَوْضِعُ کربٍ وَ بَلأ، هاهُنا مَناخُ رِکابِنا وَ مَحَط رِحالِنا وَ سَفْک دِمأنا».

[2]. با استفاده از سایت طهور

[3]. برگرفته از سایت کتابخانه تخصصی حج، منابع: ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 1، ص 86، واژه کربله؛ ياقوت حموی، شهاب الدین، معجم البلدان، ج 4، ص445؛ فراهيدی، خليل بن احمد، كتاب العين، ج 5، ص 421.

[4]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص  301، ح 10.

[5]. همان.

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 242، ح 37.

[7]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 243، ح 38.

[8]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 44، ص 243، ح 39.

[9]. برای سخن گفتن حیوانات نمونه هایی در اسلام داریم از جمله این که قرآن کریم در آیات 22 تا 24 سورۀ النمل به سخن گفتن هدهد پرداخته است.

[10]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 44، ص 243 و 244، ح 40.

[11]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 244، ح 42.

[12]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 44، ص 244، ح 41.

[13]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج44، ص 244، ح 43.

[14]. حایری مازندرانی، محمد مهدی، معالی السبطین، مترجم: کوشاری، رضا، ج 1، ص 176.

[15]. حائری، محمدمهدی، معالی السبطین، ج 1، ص 175.

[16]. برگرفته از سایت کتابخانه تخصصی حج، منابع: ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 86، واژه کربله؛ ياقوت حموي، معجم البلدان، ج 4، ص445؛ فراهيدي، كتاب العين ج 5 ص 421.

[17]. موسوی مقرم، عبد الرزاق، مقتل الحسین، ص 414؛ ملبوبی، محمد باقر، الوقایع و الحوادث، ج 4، ص 59 ـ 61؛ مسعودی، أبو الحسن على بن الحسين بن على، مروج الذهب، ج 3، ص 63.

[18]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 8، «یقبر ابنی بأرض یقال لها کربلا هی البقعة التی کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التی علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فی الطوفان».

[19]. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۶۹٫، «قال على (ع) واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب».

[20]. کامل الزیارات، ص 268، «قال على بن الحسین (ع): تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة».

[21]. کامل الزیارات، ص ۲۷۱، باب ۸۹، ح 1، «قال ابوعبدالله (ع): موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة».

[22]. سیدی، سید حسن، آثار و برکات تربت امام حسین (ع)، ص 84.

[23]. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج 3، ص 109.

[24]. متقی هندی، علاءالدین علی بن حسام، کنزالعمال، ج 13، ص 657؛ الکوفی، ابن ابی الشیبة، المصنف، ج 8، ص 632.

[25]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 45، ص 231.

5. همان. «کان الصادق (ع) لایسجد الاّ علی تراب من تربة الحسین (ع) تذلیلاً لله تعالی و استکانه الیه»

[26]. تازه مسلمانی كه از دین یهود به دین اسلام درآمده بود.

[27]. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص 551 و 552؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم الملوک، ج 14، 6063؛ مسعودی، ابو الحسن على بن الحسين بن على، مروج الذهب، ج 21، ص 541 و 542؛ ابن اثیر جزری، أبوالحسن عزالدین، الكامل فی التاریخ، ج 7، ص 55 – 56؛ ابن كثیر دمشقى، عماد الدین اسماعیل، البدایه و النهایه، ج 5، ص 328.

[28]. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص 45 – 50.

[29]. حائر در لغت از “حَیَر” گرفته شده است و به معنای گودالی است که آب در آن جمع می شود و حائر به مکانی گفته می شود که آب در آن جا جمع می شود و دوَران پیدا می کند.

[30]. برگرفته از سایت تبیان.