کپی شد

تفاوت در ازدواج پیامبر و دیگران

برای تبیین این موضوع ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1. ابتدا لازم است نگاهی به آیۀ مرتبط با موضوع بپردازیم.

خداوند در این آیه، خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:

“يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللاَّتي‏ آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللاَّتي‏ هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنين.”[1]

‏ اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه زن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند، امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان.[2]

با اندک اطلاعی از احکام شرعی، به این موضوع پی خواهیم برد که بانوان اشاره شده در این آیه، البته جز یک مورد، اختصاصی به پیامبر(ص) نداشته و شامل تمام افراد می باشند و مخاطب قرار دادن ایشان با عبارت” أَحْلَلْنا لَكَ” دلیل بر انحصار نبوده، بلکه آیاتی دیگر نیز مشاهده می شود که مخاطب اولیۀ آن شخص پیامبر(ص)است، اما حکم موجود در آن، شامل تمام افراد می گردد.[3]

2. تنها موردی که در آیۀ فوق، با عبارت ” خالِصَةً لَكَ” منحصر در رسول خدا شده، جایی است که بانویی با رضایت و به دل خواه، خویشتن را به پیامبر(ص) ببخشد. ازدواج با چنین روشی، منحصر به ایشان بوده و دیگران امکان استفاده از آن را ندارند، اما دقت نظر در همین قسمت هم، نتایج جالبی را برایمان در پی خواهد داشت:

اولاً: این شیوه، در عمل راهی نیست که انحصاری واقعی را برای پیامبر(ص) ایجاد کند، بلکه اگر بانویی به دیگر افراد نیز مراجعه کرده و تمایل خویش را برای ازدواج با آنان اعلام دارد، امکان چنین ازدواجی وجود خواهد داشت، تنها با این تفاوت که پیامبر(ص) می تواند بدون پرداخت مهر با او ازدواج نموده و دیگران مکلّف به پرداخت مهر می باشند.[4]

ثانیاً: برخی مفسّران معتقدند که  پیامبر(ص) در طول عمر خود، از این حق انحصاری به هیچ وجه استفاده نکرده است[5]، اما گروهی دیگر نیز معتقدند که تنها یک زن با این روش به همسری پیامبر(ص) درآمده است که بر اساس برخی نقل ها، او نیز بانویی بیوه یا مطلقه بود که فرزندی به نام شریک هم داشت.[6]

به همین دلیل، نمی توان این بخش از آیه را امتیازی فوق العاده برای پیامبر(ص) در نظر گرفت و آن را شاهد نوعی امتیاز طلبی جنسی پنداشت.

3. در ارتباط با این که چرا عموم مردان، می توانند حداکثر چهار همسر برگزینند[7]، اما چنین محدودیتی از لحاظ تعداد برای پیامبر(ص) وجود ندارد، باید گفت:

1-3. مزایای در نظر گرفته شده برای پیامبر(ص) در برابر تکالیف بسیار دشواری است که بر عهدۀ ایشان نهاده شده است. به همین دلیل، مشاهده می کنیم که اگر در یک مورد، امتیازی با عبارت “خالصة لک” به ایشان داده شده، در مورد دیگر، تهجد و شب زنده داری نیز با عبارت “نافلة لک”[8] منحصراً برای ایشان واجب شده است. موضوعی که با وجود استحباب برای دیگر افراد، ترک آن، مجازاتی را برایشان به دنبال ندارد.

برخی معتقدند که پیامبر(ص) به دلیل آن که از یک سو در اوج عرفان و ارتباط با مبدأ هستی قرار داشته و از سوی دیگر، در دنیای مادی، مکلّف به زندگی با افراد عادی بوده است، نیاز به واسطه هایی تعدیل کننده داشت که معاشرت با  همسران، یکی از آن واسطه ها به شمار می آمد.

2-3. مطالعه ای در تاریخ، نشانگر تشکیل حرمسراهایی با ده ها و گاه صدها همسر، توسط فرمانروایان است، اما پیامبر(ص)، با این که از دیدگاه تئوری، مجاز به تشکیل چنین حرمسرایی بوده، اما در مقام عمل، طبق نقل مشهور، همسران ایشان به تعداد انگشت دست ها  هم نرسیده که جز یک مورد، تمامشان از میان زنان بیوه و مطلقه انتخاب شده بودند.

تمام اینها، گواه بر آن است که منحصراً انگیزه های جنسی، عامل چنین ازدواج هایی نبوده است.

3-3. در دیدگاه شیعه، جز پیامبر(ص)، دیگر مردان هم از لحاظ تعداد همسر، محدودیتی ندارند، اما تنها چهار همسر می توانند به صورت دائم بوده و سایر همسران باید با عقد موقت به ازدواج آنان درآیند.[9] بر این اساس و در مقام عمل، تبعیضی بین پیامبر(ص) و سایر مردان در آزادی های جنسی نیست.

4-3. صرف نظر از برخی اختلافات طبیعی که میان هووها وجود دارد،شما موردی را مشاهده نمی کنید که یکی از بانوان پیامبر(ص) شکایتی در ارتباط با عدم توجه ایشان به خواسته های جنسی خود داشته باشند و به عبارتی، تمامشان از وضعیت موجود، رضایت داشته و همان گونه که در بخش های بعد خواهیم دید، به هیچ وجه خواستار جدایی از ایشان نبودند، اما به ندرت افرادی را می توان یافت که حتی بین دو همسر دائم خود از لحاظ برطرف کردن نیازهای جنسی، رفتاری عادلانه داشته باشند و به دلیل همین تفاوت در رفتار است که اعمال محدودیت از لحاظ تعداد، برای آنان توجیه پذیر خواهد بود.

4. در آخر باید گفت که تفاوت های موجود میان آزادی های جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، در حقیقت به یکی از دو مورد ذیل بر می گردد:

1-4. بخشی از این تفاوت ها، ناشی از تفاوت هایی است که میان جنس مرد و زن وجود دارد که انحصاری به پیامبر(ص) نداشته و دلیل آن نیز در جای خود، مورد گفتگو قرار گرفته است. گرچه این بخش، محور اصلی بحثمان نیست، اما در ارتباط با آن، می توانید به نمایه هایی که در پاورقی بیان شده است مراجعه فرمایید.[10]

در همین راستا، اصل تفاوت در ارتباطات جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، تا آن جایی که به زمان حیاتشان بر می گردد، تفاوتی با دیگر مردان نداشته و از این حیث، محدودیت همسران ایشان، نظیر دیگر بانوان می باشد.

2-4. بخش دوم، تفاوت هایی است میان همسران پیامبر(ص) و دیگر بانوان وجود دارد که در این زمینه باید گفت همسران ایشان به دلیل موقعیت ممتازی که در جامعه داشتند، نمی توانستند رفتاری مشابه با بانوان عادی داشته باشند. خداوند، خطاب به آنان می فرماید: “اى همسران پيامبر، شما اگر تقوا پيشه كنيد مانند ديگر بانوان نيستيد(و از اجر و پاداش بیشتری برخوردار خواهید بود)”[11]

و در مقابل: “هر کدامتان که گناهی آشکار انجام دهید، مجازاتی دو برابر دیگران در انتظارتان خواهد بود”[12]

ورود به چنین جایگاه مهمّی و قرار گرفتن در نقش امّهات المؤمنین، نمی تواند به صورت اجباری و بدون رضایت شخصی خود آنان باشد.

به همین دلیل است که خداوند به پیامبر خویش چنین توصیه نموده است:

“اى پيامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را به طرز نيكويى رها سازم! و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.”[13]

بعد از آن بود که همسران ایشان، مجاز بودند که یکی از دو گزینۀ زیر را انتخاب کنند:

اول. با دریافت هدایای ارزشمند و به صورت بسیار محترمانه، از پیامبر(ص) جدا شده و مانند دیگر بانوان به زندگی خود ادامه دهند. طبیعتاً با انتخاب این گزینه، آنان می توانستند به همسری فرد دیگری درآیند.

دوم. یا این که با توجه به جایگاه ممتاز دنیوی و پاداش مناسب اخروی در صورت پرهیزگار ماندن، همچنان بر همسری ایشان باقی بمانند.

طبیعتاً انتخاب این گزینه، محدودیت هایی را نیز به همراه داشت.

تاریخ گواه آن است که تمام همسران پیامبر(ص)، با آگاهی از محدودیت های پیش رو، باقی ماندن در کنار ایشان را ترجیح داده و بر اساس برخی نقل ها، عایشه در اعلام رضایت پیشگام بود.[14]

یکی از این محدودیت ها، ممنوعیت ازدواج با دیگران بعد از رحلت پیامبر(ص) بود که در آیۀ 53 سورۀ احزاب اعلام شد: “شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است!”

ابن عباس بیان می دارد که این آیه در ارتباط با مردی نازل شده که تصمیم داشته بعد از پیامبر(ص) با عایشه (همان همسری که گفته شد در اعلام وفاداری به پیامبر پیشگام بوده) ازدواج کند! مفسری دیگر به نام سدی، اظهار می دارد که مردی که قصد ازدواج با عایشه را داشت، طلحة بن عبید الله بود!‏[15]

دقّت شود که همین صحابی محترم، با استفاده از پشتیبانی امّ المؤمنین  عایشه، فتنه بزرگی را در جریان جنگ جمل به راه انداخت.

حال اگر او عنوان همسر امّ المؤمنین را نیز به همراه داشت، آیا محتمل نبود که فتنه های بزرگ تری را ایجاد کرده و با عنوان این که او شوهر شخصی است که سابقاً همسر پیامبر(ص) بوده، افکار عمومی را فریفتۀ افکار سلطه جویانۀ خود سازد؟![16]

به همین دلیل و برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی در این مورد و موارد مشابه، همسران پیامبر(ص) از ازدواج با دیگران بعد از رحلتشان ممنوع شدند و سابقاً بیان داشتیم که آنان مجاز بودند که در زمان حیات پیامبر(ص) از ایشان جدا شده و همسر دیگری انتخاب کنند، اما اکنون که با رضایت خویش، بر همسری ایشان باقی ماندند، به طور ضمنی، محدودیت های اعمال شده را نیز مورد پذیرش خود قرار دادند.


[1]. احزاب، 50.

[2]. ترجمه مکارم شیرازی.

[3]. به عنوان نمونه، ر.ک: سوره طلاق، آیه 1.

[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 5، ص 384، ح 2، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.

[5]. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 22، ص 17، دار المعرفة، بیروت، 1412 هـ ق.

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 22، ص 202، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

[7]. در این زمینه، می توانید با مراجعه به کتب مختلف تفسیری، مطالب مندرج در ذیل آیه سوم سوره نساء را ملاحظه فرمایید.

[8]. اسراء، 79.

[9]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 5، ص 451، روایات موجود در باب”انهن بمنزلة الإماء و لیست من الأربع”.

[10]. نمایه های :”تفاوت ارث زن و مرد در اسلام” شمارۀ 2207؛ “تفاوت دیۀ زن و مرد در اسلام” شمارۀ 2379؛ فلسفۀ تفاوت حکم ارتداد زن و مرد” شمارۀ 1912؛ “علت تفاوت دیۀ زن با مرد” شمارۀ 7469؛ “علت تفاوت ارث زن و شوهر” شمارۀ 886.

[11]. احزاب، 32.

[12]. احزاب، 30.

[13]. احزاب، 29- 28.

[14]. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 21، ص 100.

[15]. ابن کثیردمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج 6، ص 403، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1419 هـ ق.

[16]. در این ارتباط، پرسش 6644 سایت را مطالعه فرمایید.