کپی شد

مفاهیم و کلیات علم کلام جدید

اصطلاح «کلام جدید»، نام جدیدی است که حدود یک قرن از تاریخ طرح آن در حوزه بحث ‌های مربوط به دین‌پژوهی می‌گذرد. نویسندگان مسلمان غالبا از تعبیر کلام جدید استفاده می کنند. اندیشمند هندی؛ شبلی نعمانی (۱۸۵۷ – ۱۹۱۴ م) از نخستین کسانی است که تعبیر «کلام جدید» را در دنیای اسلام به کار برده است. وی جلد دوم کتاب تاریخ علم کلام را «علم کلام جدید» می نامد و در آن برخی از چالش هایی را که دین در دنیای جدید با آنها رو به رو است، بررسی می کند. نویسندگان مسیحی از کلام جدید به «الهیات مدرن»، تعبیر نموده و شلایر ماخر آلمانی (۱۷۶۸ – ۱۸۳۴ م) را بنیان گذار آن می خوانند. به عقیده بعضی از محققان، در غرب اصطلاح کلام جدید در مقایسه با اصطلاح «فلسفه دین» رواج کمتری دارد و آن چه امروزه در کشور ما «کلام جدید» خوانده می شود، غالبا همان چیزی است که غربیان آن را فلسفه دین می نامند.[1]

کلام جدید با کلام قدیم تفاوت ماهوی ندارد؛ زیرا تفاوت ماهوی در یک علم در گرو تغیّر در موضوع یا اغراض یا روش های کلّی آن است، و این سه در علم کلام ثابت و لایتغیرند. البته اگر همه مسایل یک علم و یا اکثریت آنها به کلی تغییر کنند، قهراً آن علم نو خواهد شد، ولی این مطلب فرضیه‌ای بیش نیست و تا کنون نه در علم کلام و نه در علوم دیگر، جامه عمل نپوشیده است.[2] کلام جدید تکامل یافته کلام قدیم است.[3]

استاد شهید مطهری که جزو نخستین کسانی است که در ایران از ضرورت کلام جدید سخن گفته است، می گوید: «با توجه به اين كه كلام، علمى است كه دو وظيفه دارد: يكى دفاع و ردّ شبهات و ايرادات به اصول و فروع اسلام، و ديگر بيان يک سلسله تأييدات براى اصول و فروع اسلام (كلام قديم به طور کامل متوجه اين دو قسمت است) و با توجه به اين كه در عصر ما شبهاتى پيدا شده كه در قديم نبوده و تأييداتى پيدا شده كه از مختصات پيشرفت هاى علمى جديد است و بسيارى از شبهات قديم در زمان ما بدون موضوع است، همچنان كه بسيارى از تأييدات گذشته ارزش خود را از دست داده است؛ از اين رو لازم است كلام جديدى تأسيس شود».[4]

[1]. ر.ک: یوسفیان، حسن، کلام جدید، ص ۱۶ – ۱۸؛ ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر کلام جدید، ص ۴۹.

[2]. برگرفته از ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص ۱۴۳ – ۱۵۳؛ درآمدی بر کلام جدید، ص ۵۷ – ۶۱.

[3]. خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید با رویکرد اسلامی، ص 38.

[4]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏۲۴، ص ۲۸۴.