Warning: filemtime(): stat failed for /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/assets/js/front.min.js in /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/easy-table-of-contents.php on line 236
searchicon

کپی شد

علی اکبر (علیه السلام)

چکیده مطالب مقاله علی اکبر (علیه السلام)

علی اکبر فرزند امام حسین (علیهما السّلام) بنا به روایتی در یازدهم شعبان سال 33 هجری قمری و بنا به روایتی دیگر در یازدهم ‏شعبان سال 43 قمری در شهر مدینه به دنیا آمد.‏

كنیه وی ابوالحسن و ملقب به اكبر است؛ زیرا او بر اساس روایات موثّق، بزرگ‌ترین پسر امام حسین (علیه‏السلام) ‏بود.‏

نام پدر بزرگوار على اکبر (علیه السلام)، حسین بن على (علیهما السلام) است. امام حسين (علیه السلام) دومين فرزند برومند حضرت على و فاطمه (علیهما السلام) و سومین امام شیعیان جهان است.

مادر بزرگوار حضرت علی اکبر (علیه السلام) از بانوان پاک‌دامن و ‏صاحب قدر به نام لیلی است.‏ لیلی دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی و مادرش، میمونه دختر ابو سفیان ‏است. از او در تاریخ، به نام های «لیلی»، «آمنه» و «بُرّه» یاد شده است.‏ ‏

از جمله مطالبی که در باره علی اکبر (علیه السلام) مورد بحث و بررسی قرار گرفته این است که آیا حضرت علی اکبر (علیه السلام) همسر داشته یا خیر؟ برخی از مورخان در باره همسر وی سخنی نگفته‌اند، اما بر اساس بعضی از دلایل و شواهد، گروهی دیگر وجود همسر را برای آن جناب ثابت کرده‌اند.

با پذیرش داشتن همسر، امّا این که آن حضرت (علیه السلام) فرزند یا فرزندانی داشته یا خیر، دو نظر وجود دارد. برخی گفته‌اند که ایشان دارای فرزند نبود، اما بر اساس برخی از دلایل، می‌توان برای فرزند دار بودن آن حضرت استدلال کرد، از جمله آن دلایل، این فراز از زیارت حضرت علی اکبر (علیه السلام) است: «صلى الله علیك و على عترتك و أهل بیتك و آبائك و أبنائك و أمهاتك الأخیار الأبرار الذین أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا».

در باره فضائل آن حضرت باید گفت: ایشان جوانی زیبا و خوش صورت و دارای زبانی گویا و دلنشین، همراه با صفات و اخلاق حمیده و نیکویی بوده است، چنان‌که در روز عاشورا هنگامی‌که عازم میدان شد و از پدر اذن میدان گرفت، پدر بزرگوارش حضرت سیّد الشّهداء (علیه السّلام) با نگاهی مأیوسانه و چشمانی پر از اشک، رو به‌جانب آسمان کرد و گفت: «… پروردگارا ! گواه باش بر این قوم که جوانی به سوی آنها می‌رود که شبیه‌ترین مردم در خلقت و خُلق و گفتار به پیامبر تو است».

زندگی‌نامه علی اکبر (علیه السّلام)

علی اکبر (علیه السّلام) بنا به روایتی در یازدهم شعبان سال 33 هجری قمری[1]و بنا به روایتی دیگر در یازدهم شعبان سال 43 قمری در شهر مدینه به دنیا آمد.[2]

پدر گرامی ایشان، امام حسین بن علی بن ابی طالب (علیه السّلام) و مادر محترمه‌اش لیلی بنت ابی مرّة بن عروة بن مسعود ثقفی است.[3] او از طایفه خوش‌نام و شریف بنی هاشم بود و به بزرگانی چون پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله)، حضرت فاطمه زهرا، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب و امام حسین (علیهم السّلام) نسبت داشت.

نام، کنیه و لقب علی اکبر (علیه السلام)

نام ایشان، علی، كنیه وی ابوالحسن و ملقب به اكبر است؛ زیرا او بر اساس روایات موثق، بزرگ‌ترین پسر امام حسین (علیه‏‌السلام) بود.[4]

ولادت علی اکبر (علیه السلام)

در منابع اولیۀ تاریخی نظیر طبقات ابن سعد[5]و تاریخ طبری[6]  و هم‌چنین در کتاب نفس المهموم اثر شیخ عباس قمی[7] که زندگی نامۀ علی بن الحسین (علیهما السلام) را بیان کرده به تاریخ ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام)اشاره‌ای نشده است.

اما برخی؛ مانند ابن ادریس در سرائر، تولد ایشان را در سال‌های پایانی خلافت عثمان می‌دانند.[8] علامه عبدالرزاق مقرم، نیز با تقویت این نظریه، سال ولادت وی را 33 هجری قمری می‌داند که مطابق با نظر ابن ادریس است.[9] بر این اساس آن بزرگوار در روز عاشورای سال 61 قمری 27 سال داشته است؛ بر این اساس بزرگ‌تر بودن ایشان از نظر سنّی نسبت به امام سجاد (علیه السلام) که در روز عاشورا 23 سال داشته‌‏اند و مورد اتفاق دانشمندان است، ثابت می‌شود.

در بارۀ زادروز ولادت ایشان فقط در کتاب مقتل الامام الحسین تألیف علامه عبدالرزاق مقرم و کتاب دیگر وی به نام؛ «علی اکبر»[10] آمده است: «حضرت علی اکبر (علیه السلام) در 11شعبان سال 33 قمری متولد شد».[11]

تمام کسانی که زادروزی برای حضرت علی اکبر (علیه السلام) نقل کرده‌اند، از این دو کتاب استفاده کرده‌اند.

مقرم نیز این تاریخ را از کتاب مخطوط «انیس الشیعة»، تألیف سید محمد عبدالحسین جعفری حائری، نقل می‌کند و ظاهراً مشخص نیست صاحب انیس الشیعة از چه منبعی نقل می‌کند.

صاحب کتاب «الذریعة الی تصانیف الشیعة» در بیان ویژگی‌های کتاب انیس الشیعه می‌گوید: «این کتاب را مؤلف در سال 1241هجری قمری بر اساس ترتیب ماه‌های قمری و با شروع از ماه ربیع الاول نوشته است».[12]

بنابراین، دربارۀ زاد روز ولادت حضرت علی اکبر (علیه السّلام) در منابع تاریخی قرون اولیه که به دست ما رسیده، چیزی بیان نشده است و در روز ولادت ایشان به نقل علامه مقرم اکتفا شده است.

والدین علی اکبر (علیه السلام)

پدر على اکبر (علیهما السلام)

نام پدر بزرگوار على اکبر (علیه السّلام)، حسین بن على (علیهما السلام) است. امام حسين (علیه السلام)  دومين فرزند برومند حضرت على و فاطمه (علیهما السلام) و سومین امام شیعیان جهان است که در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت، در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود.[13] ایشان دارای القاب فراوانی است که یکی از مشهورترین آن‌ها لقب سید الشهداء و كنيه آن‌حضرت ابا عبدالله است. امام حسین (علیه السّلام) در روز دهم؛ (عاشورای) سال 61 هجری قمری در کربلا به شهادت رسید.

مادر علی اکبر (علیهما السلام)

مادر بزرگوار حضرت علی اکبر (علیهما السلام) یکی از همسران امام حسین (علیه السلام) و از بانوان پاک‌دامن و صاحب قدر به نام لیلی است.‏ لیلی دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی و مادرش، میمونه دختر ابو سفیان است. از او در تاریخ، به نام‌های «لیلی»، «آمنه» و «بُرّه» یاد شده است.[14]

مرحوم علامه مقرم می‌گوید: «برای ما، نه سال وفات لیلی روشن شد و نه‎ ‎مقدار عمرش و نه حضورش در کربلا، گرچه ‏حضورش در کربلا را «دربندی» در کتابش‎ ‎‏(اسرار الشهادة)، به بعضی از مجموعه‏‌هايی که صاحبانش معلوم نيست، ‏نسبت داده است، اما همه مورخان، اين موضوع را ترک کرده و يادی از او در کربلا نکرده‌‏اند. شايد‎ ‎او پيش از حادثه‏ ‏کربلا از دنيا رفته بود».‏[15]

‏همسر علی اکبر (علیه السلام)

یکی از مطالبی که در باره علی اکبر (علیه السلام) مورد بحث و بررسی قرار گرفته، این است که حضرت علی اکبر (علیه السلام) همسر داشته یا خیر؟ برخی از مورخان در باره همسر وی سخنی نگفته‌اند،[16] اما بر اساس برخی از ادله، گروهی دیگر وجود همسر را برای آن جناب ثابت کرده‌اند.

بزنطى می‌گوید: از حضرت امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: آیا کسی می‌تواند با زنی و با كنیزى كه از پدر آن زن فرزند دار شده، (با هر دویشان) ازدواج کند؟ آن حضرت فرمود: اشكالى ندارد. گفتم: از پدرت شنیدم كه فرمود امام سجاد (علیه السلام) علاوه بر ازدواج با دختر امام حسن (علیه السلام) با ام ولد (كنیز صاحب فرزند) ایشان نیز ازدواج کرد… . امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: این طور كه گفتى نیست؛ امام سجاد (علیه السلام) با دختر امام حسن (علیه السلام) ازدواج كرد و نیز با ام ولد (كنیزِ صاحب فرزند) برادرش على بن الحسین (علیهما السلام) كه در كربلا كشته شد، نیز ازدواج نمود.[17]

از جهت سندی، شخصیت‌های موجود در سند این روایت ثقه هستند[18] و از لحاظ محتوا این روایت نشانگر آن است که حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرزندی از یک کنیز داشته است.

پس، طبق بیان فوق، حضرت علی اکبر (علیه السلام) دارای همسر بوده، امّا با تحقیقی که انجام شده، نام و مشخصات دقیق همسر آن حضرت معلوم نشده است.

فرزندان علی اکبر (علیه السلام)

در بارۀ این که حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرزند یا فرزندانی داشته یا خیر، دو نظر وجود دارد. برخی گفته‌اند که ایشان دارای فرزند نبود، اما بر اساس برخی از دلایل، می‌توان برای فرزند دار بودن آن حضرت استدلال کرد، از جمله آن دلایل، این فراز از زیارت حضرت علی اکبر (علیه السلام) است: «… صلّى الله علیك یا أبا الحسن ثلاثا …».[19] و یا: «صلى الله علیك و على عترتك و أهل بیتك و آبائك و أبنائك و أمهاتك الأخیار الأبرار الذین أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»؛ که در این زمینه باید گفت: گرچه فراز اول را به تنهایی نمی‌توان دلیل قانع کننده‌ای برای اثبات وجود فرزندی برای ایشان دانست، اما فراز دوم قطعا نشان‌گر آن است که حضرت علی اکبر (علیه السلام) دارای خانواده و فرزندانی بوده است؛ زیرا کلمۀ «ابنائک» جمع است و نیز کلمۀ «عترتک» که عترت هرکسی ذرّیه و فرزندان او محسوب می‌شود.

هم چنین بر اساس روایت پیشین (در بخش همسر علی اکبر) که امام رضا (علیه السّلام) در جواب بزنطی فرمود: « امام سجاد (علیه السلام) با دختر امام حسن (علیه السلام) ازدواج كرد و نیز با ام ولد (كنیزِ صاحب فرزند) برادرش على بن الحسین (علیهما السلام) كه در كربلا كشته شد، نیز ازدواج نمود» فرزند دار بودن حضرت علی اکبر (علیه السّلام) استفاده می‌شود.

مطابق بیان فوق، حضرت علی اکبر (علیه السّلام) دارای فرزند بوده‌است؛ ولی نام فرزند یا فرزندان ایشان در تاریخ ثبت نشده‌است.

فضائل و مناقب حضرت علی اکبر (علیه السّلام)

حضرت علی اکبر (علیه السّلام) جوانی زیبا و خوش صورت و دارای زبانی گویا و دلنشین، همراه با صفات و اخلاق حمیده و نیکویی بوده است. چنان‌که در روز عاشورا هنگامی‌که عازم میدان شد و از پدر اذن میدان گرفت، پدر بزرگوارش حضرت سیّدالشّهداء (علیه السّلام) با نگاهی مأیوسانه و چشمانی پر از اشک، رو به‌جانب آسمان کرد و گفت: «… پروردگارا ! گواه باش بر این قوم که جوانی به سوی آنها می‌رود که شبیه‌ترین مردم در خلقت و خُلق و گفتار به پیامبر تو است.[20]

از این کلام حضرت استفاده می‌شود که جناب علی اکبر (علیه السّلام) هم از لحاظ ظاهری (قیافه و صورت و سخن گفتن) و هم از لحاظ صفات باطنی، در مرتبۀ بالایی از کمالات قرار داشته که می‌فرماید شبیه‌ترین مردم به پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) است؛ زیرا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) اشرف کائنات و اشرف مخلوقات عالم است و به او خطاب «و به‌درستی که تو دارای خُلق والایی هستی»، شده است.[21]

در دنبالۀ فرمایش امام حسین (علیه السّلام) چنین آمده است: «و هر زمان که ما مشتاق دیدار پیامبرت می‌شدیم؛ (دلمان برای پیامبرت تنگ می‌شد)، به علی اکبر (علیه السّلام) نگاه می‌کردیم؛ (زیرا او آئینۀ تمام نمای رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بود».[22]

مرحوم محدّث قمّی می‌گوید: «حضرت علی اکبر (علیه السّلام) در تمام محامد و محاسن معروف بود، چنان‌که ابو الفرج از مغیره روایت کرده که یک روز معاویه در ایّام خلافتش گفت: سزاوارترین مردم به امر خلافت کیست؟ گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر نمی‌دانیم. معاویه گفت: چنین نیست؛ بلکه سزاوارترین شخص برای خلافت، علی بن الحسین (علیهما السلام) است که جدّش رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) است و شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی أمیّه و حُسن منظر و فخر و فخامت ثقیف را در خود جمع کرده است».[23]

مرحوم محدّث قمّی در جای دیگری می‌گوید: «آن بزرگوار عمر شریف خود را صرف عبادت و زهد و اطعام مساکین و اکرام میهمانان می‌کرد. با همۀ مردم خوش خلق و به همه انفاق می کرد … . در زیارتش آمده است: «… بهره‌اش از دنیا فقط عمل صالح و تجارتی که مفید برای آخرت باشد، بود …».[24]

هم‌چنین ابو الفرج اصفهانی می‌نویسد: جناب علی اکبر (علیه السّلام) احادیثی از جدّ عالی‌قدرش أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) روایت کرده است که این مطلب دلالت می‌کند بر این‌که آن بزرگوار از همان زمان طفولیّت دارای علم و کمالات وافری بوده است.[25]

امامت و علی اکبر (علیه السلام)

یکی از مطالبی که در مورد حضرت علی اکبر (علیه السلام) مطرح است این است که ایشان با توجه به این‌که از نظر سنی از امام سجاد (علیه السلام)  بزرگ‌تر بوده‌، اما امام نشده است. برای روشن شدن این موضوع باید گفت:

در روایتی که جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نقل کرده، چنین آمده است که: پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در شب معراج، اسامی ائمه (علیه السلام) را دیدم که بر ساق عرش نوشته شده بود که دوازده اسم بود و سپس نام ائمه (علیه السلام) را بیان کردند.[26]

در بارۀ این روایت نکاتی قابل ذکر است که یاد آوری می‌شود:

1. اگر چه در روایت جابر، نام «علی» (امام چهارم) مطلق آمده، ولی به قرینۀ روایات دیگر، مراد امام سجاد (علیه السلام) است؛ زیرا در برخی از آن‌ها بعد از امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) تصریح به لقب حضرت شده است.[27]

2. با تحقیقی که در منابع روایی صورت پذیرفته است؛ مدرکی که دلالت بر این کند که اگر علی اکبر (علیه السلام) در کربلا شهید نمی‌شد، به مقام امامت می‌رسید، یافت نشده است.

3. ممکن است این شبهه برای کسی ایجاد شده باشد که در برخی از روایات تصریح شده است که جانشین امام معصوم (علیه السلام) باید فرزند بزرگ‌تر باشد،[28] با این حال چرا امام سجاد (علیه السلام)؛ (فرزند وسط) امام شد، در پاسخ به این شبهه ضروری است به این مسئله توجه شود که امامت فرزند بزرگ‌تر، در جایی است که آن فرزند زنده باشد و  در زمان شهادت امام حسین (علیه السلام)، بزرگ‌ترین فرزند، امام سجاد (علیه السلام) بوده است.

علی اکبر (علیه السلام) در کربلا

علی اکبر (علیه السلام)  درحماسه کربلا، درخششی چشم‌گیر داشت و با هربار حمله خود، ده‌ها نفر را به خاک هلاکت می‌انداخت. هنگامی که با 25 سوار به ساحل فرات روانه شد و برای سیصد نفر از خاندان، عیال و اصحاب امام حسین (علیه السلام) آب آورد، بسیاری از مسئولان و سرپرستان حفاظت از فرات را از دم تیغ خود گذراند و پشت دشمن را به لرزه درآورد. عمویش حضرت عباس (علیه السلام) که خود در دلاوری، بی باکی، شجاعت و شهامت، زبانزد همگان بود، به‌خاطر چنین صفات تابناک، آن جناب را بسیار احترام می‌کرد.

علی اکبر در چنین صحنه‌های سخت و طاقت سوز، تنها به رضا و تسلیم الهی فکر می‌کرد و چنان در برابر بلاهای الهی آرام و مطمئن بود که گاه حیرت و شگفتی دیگران را برمی‌انگیخت. از این رو؛ عقبة بن سمعان می‌گويد: «هنگامی که امام (علیه السلام) و همراهان ایشان از منزل قصر بنى مقاتل، كوچ می‌كردند، ساعتى همراه آن جناب رفتيم و همان‌طور كه آن حضرت بر روى اسب بود، اندک خوابى او را گرفت و پس از اين‌كه از خواب بيدار شد، می‌فرمود: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) و دو يا سه بار اين كلمات را بر زبان جارى كرد. در این میان فرزندش على بن الحسين (علیهما السلام) پيش آمده گفت: از چه حمد خداى را بجاى آوردید و (انا للَّه …) بر زبان راندید؟! امام (علیه السّلام) فرمود: پسر جان اندكى خواب رفتم، پس (در آن خواب اندک) سوارى را ديدم كه پيش روى من آشكار شد و می‌گفت: اين گروه می‌روند و مرگ به‌سوى ايشان در حرکت است!، دانستم كه آن سوار جان‌هاى ما است كه خبر مرگ ما را می‌دهد، على گفت: پدر جان خداوند بدى براى شما پيش نياورد، آيا مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود: بله، سوگند بدان خدائى كه بازگشت بندگان به‌سوى او است، (ما برحقيم)، علی گفت: پس ما در چنين حالى باک نداريم از اين‌كه بر حق بميريم، حسين (علیه السلام) به او فرمود: خدايت بهترين پاداشى را كه فرزندى از پدر خود می‌برد به تو عنايت كند …».[29]

زیارت عاشورا و علی اکبر (علیه السلام)

یکی از موضوعاتی که برای برخی حل نشده این است که مراد از علی بن الحسین، در فراز «السلام علی الحسین و علی ابن الحسین» در زیارت عاشورا چه کسی است؟ آیا منظور حضرت علی اکبر است و یا امام سجاد (علیهما السّلام).

اگرچه از زیارت‌نامه‌ها، دعای توسل، صلوات بر حجج طاهره، روایات و رجز نامه‌ای که از امام زین العابدین و علی اکبر (علیهما السلام)، به‌دست آمده، استفاده می‌شود که علی بن الحسین نام مشترکی برای آن دو حضرت بوده است، امّا از شأن زمانی و مکانی زیارت عاشورا، که اشاره به روز عاشورا و سرزمین کربلا  و کشته شدگان در آن روز دارد، و همین‌طور از زیارت عاشورای غیر معروفه، زیارت وارث و زیارت مطلقه امام حسین (علیه السلام) که لقب شهید، پس از علی بن الحسین دارد، می شود اطمینان حاصل کرد که مراد از علی ابن الحسین، در السلام علی الحسین و علی ابن الحسین، همان علی اکبر است که در روز عاشورا در سرزمین کربلا به شهادت رسیده است.

البته توجه به نکات ذیل می‌تواند مطلب را روشن‌تر نماید:

الف) در روایات، زیارت‌نامه‌ها، صلوات بر حجج طاهره (علیهم السلام)، دعای توسل به ائمه (علیهم السلام) از امام زین العابدین (علیه السلام) با نام علی بن الحسین یاد شده است مثلا: السلام علی علیّ بن الحسین، (زیارت امام حسین در روز عرفه)؛ اللهم صلّ علی علیّ بن الحسین (صلوات بر حجج طاهره)؛ السلام علیک یا مولای یا ابا محمد علی بن الحسین (زیارت جامعه)؛ یا اباالحسن یا علی بن الحسین (دعای توسل به ائمه (علیهم السلام)).

ب) در زیارت‌نامه‌ها و رجز نامه‌ای که از حضرت علی اکبر (علیه السلام) به‌دست آمده، از آن حضرت این‌گونه یاد شده است: السلام علی علیّ بن الحسین الشهید (زیارت وارث)؛ السلام علی علیّ بن الحسین الشهید (زیارت عاشورای غیر معروفه)؛ السلام علیک یابن الحسین الشهید (زیارت مطلقه امام حسین)[30] و در رجز نامۀ آن حضرت آمده است:

انا علیّ بن الحسین بن علی

نحن و بیت الله اولی بالنبی.[31]

ج) اگرچه «علی بن الحسین» در زیارت‌نامه‌ها، توسلات، صلوات، رجز نامه و روایات، نام مشترکی برای امام زین العابدین و علی اکبر (علیهما السلام) است، امّا به دلایل زیر مراد از علی بن الحسین در زیارت عاشورا، علی اکبر است:

1. همان‌گونه که ملاحظه شد، در زیارت عاشورای غیر معروفه و زیارت وارث و زیارت مطلقه امام حسین (علیه السلام)، پس از علی ابن الحسین لقب شهید آمده است، و این لقب برای امام زین العابدین (علیه السلام) در زیارت نامه‌ها و توسّلات و … نیامده است.

3. اين زيارت اختصاص به کشتگان دارد؛ لذا کسی احتمال نداده‌است كه على بن الحسين مذكور در اين زيارت، امام زین‌العابدین (عليه السّلام) باشد و قرینۀ بر این مدعا عبارت جابر بن عبد اللّه انصاری در زيارت اربعين است كه  خطاب به اصحاب امام حسین (علیه السلام) گفته است: «السلام على الارواح المنيخة بقبر أبي عبد اللّه»؛[32] لذا با این دو دلیل می‌توان اطمینان حاصل کرد که مراد از علی بن الحسین، همان «علی اکبر» شهید در کربلا باشد.

کتاب‌نامه مقاله علی اکبر (علیه السلام)

  1. قرآن کریم.‏
  2. ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، انتشارات مرتضویه، نجف، 1356 ق.
  3. اصفهانی، ابو الفرج على بن الحسین‏، مقاتل الطالبیین، دار المعرفة، بیروت، بی تا.‏
  4. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ترجمه: فاضل، م. جواد (با عنوان  فرزندان آل ابی طالب)، ناشر: ‏کتاب فروشی علمی، ‏تهران، 1339 ش.‏
  5. تاریخ الیعقوبی.
  6. تهرانی ،آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، نشر اسماعیلیان، قم، 1408 ق.‏
  7. حسون، محمد و مشكور، امّ علی، أعلام النّساء المؤمنات.
  8. خوئی، سید أبو القاسم، ‏معجم رجال الحدیث، عده ای از دانشمندان، تأریخ الفقهاء و الرواة، الوسائل،جمع آوری شده از برنامه های جامع فقه اهل بیت ‏مؤسسات تحقیقات کامپیوتری نور، قم).‏ ‏
  9. سحاب رحمت.‏
  10. سماوى‏، شيخ محمد بن طاهر، ابصار العین، دانشگاه شهيد محلاتى، چاپ اول، قم، چاپ: 1419 ق.‏
  11. ‏طبری، تاریخ طبری، دار التراث، بیروت، 1387 ق.‏
  12. ‏طوسی، محمد بن حسن،‏ الفهرست، المكتبة الرضویة، نجف اشرف.
  13. طوسی، محمد بن حسن؛، الأمالي (للشيخ الطوسي)، دار الثقافة، چاپ اول، قم‏، 1414 ق.‏‏
  14. عمانی، الحسن بن علی بن أبی عقیل الحذّاء، حیاة ابن ابی عقیل و فقهه، مركز معجم فقهی‏، چاپ اول، قم، 1413 ق.
  15. قمی، عباس، نفس المهموم، انتشارات مسجد جمکران.
  16. گلی زواره، غلامرضا، مقاله حماسۀ حسینی و مسئله تحریفات، مجلۀ مبلغان (معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه علمیه ‏قم).
  17. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.‏
  18. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، محقق و مصحح: جمعى از محققان، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، بيروت، ‏‏1403 ق. ‏
  19. مجلسى، محمد باقر؛ زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام / ترجمه بحار الأنوار، نجفی، محمد جواد، اسلاميه‏، ‏چاپ سوم، تهران، 1364 ش. ‏
  20. مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، محقق و مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ناشر: ‏كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، قم، 1413 ق. ‏
  21. مفيد، محمد بن ‏نعمان، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، قم، 1413 ق.‏
  22. مقرم، عبدالرزاق، مقتل الامام الحسین، انتشارات المکتبة الحیدریة، قم ، 1383.‏
  23. مقریزی، تقى الدین أحمد بن على‏، إمتاع الأسماع، دار الكتب العلمیة، چاپ اول، بیروت، ‏‏1420 ق.
  24. نمازی، علی، مستدرك سفینه البحار.‏
  25. هاشمی بصری، محمد بن سعد بن منیع‏، الطبقات الکبری، دار الكتب العلمیة، بیروت، ‏چاپ اول، 1410 ق.

 


[1]. مقرم، عبدالرزاق، مقتل الامام الحسین، ص 256.

[2]. نمازی، علی، مستدرك سفینه البحار، ج 5، ص 388.

[3]. حسون، محمد و مشكور، امّ علی، أعلام النّساء المؤمنات، ص 126؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، ص 52؛ مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 2، ص 106.‏

[4]. سماوى‏، شيخ محمد بن طاهر، ابصار العین، ص 50.‏

[5]. الطبقات الکبری، ج 5، ص 163،

[6]. طبری، تاریخ طبری، ج 11، ص 520 و 629.

[7]. نفس المهموم”[7] ، ص 394.

[8]. سحاب رحمت،ص 449.

[9]. مقرم، عبدالرزاق، مقتل الامام الحسین، ص 256.

[10]. همان.

[11]. مقرم، عبدالرزاق، مقتل الامام الحسین، ص 256.

[12]. تهرانی ،آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 2،ص 458.

[13]. طوسی، محمد بن الحسن؛، الأمالي (للشيخ الطوسي)، ص 367.‏‏

[14]. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ترجمه: فاضل، م. جواد (با عنوان  فرزندان آل ابی طالب)، ج ‏1، ص 120.‏

[15]. به نقل از: گلی زواره، غلامرضا، مقاله حماسۀ حسینی و مسئله تحریفات، مجلۀ مبلغان (معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه علمیه قم)، شماره 4، ص ؟.

[16]. تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 246؛ مقریزی، تقى الدین أحمد بن على‏، إمتاع الأسماع، ج 5، ص 365؛ تاریخ الطبری، ج 11، ص 520؛ هاشمی بصری، محمد بن سعد بن منیع‏، الطبقات الکبری، ج 5، ص 163؛ اصفهانی، ابو الفرج على بن الحسین‏، مقاتل الطالبیین، ص 86.

[17]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 46، ص 163 و 164.

[18]. در سند این روایت، ابن عیسی معروف به ابی عقیل عمانی و بزنطی قرار دارند که هر دو ثقه هستند و به روایاتشان اعتماد می شود. (ابن أبی عقیل  العمانی، الحسن بن علی بن أبی عقیل الحذّاء، حیاة ابن ابی عقیل و فقهه، ص 18؛ طوسی، أبو جعفر محمد بن الحسن،‏ الفهرست، ص 54 و 194؛ خوئی، سید أبو القاسم، ‏معجم رجال الحدیث، ج 6، ص 25 – 27؛ عده ای از دانشمندان، تأریخ الفقهاء و الرواة، الوسائل، ج 30، ص 309، جمع آوری شده از برنامه های جامع فقه اهل بیت مؤسسات تحقیقات کامپیوتری نور، قم).

[19]. ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص 240.

[20]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، مترجم: نجفی، محمد جواد، (زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام)، ج 2، ص 310.

[21]. قلم، 4.

[22]. ، بحار الأنوار، مترجم: نجفی، محمد جواد، (زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام)، ج 2، ص 310،

[23]. اصفهانى،‏ ابوالفرج، مقاتل الطالبيين، ص 86.

[24]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ، محقق و مصحح: جمعى از محققان، ج 98، ص 242.

[25]. مقاتل الطالبيين، ص 86.

[26]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 36، ص 357.

[27]. همان، ج 36، ص 305؛ «إِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَيْنِ قَامَ بِالْأَمْرِ بَعْدَهُ عَلِيٌّ ابْنُهُ وَ يُلَقَّبُ بِزَيْنِ الْعَابِدِينَ».

[28]. همان، ج 37، ص 11.

[29]. مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، محقق و مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ج 2، ص 82.

[30]. برای آگاهی از زیارت نامه‌ها، نک: مفاتیح الجنان.

[31]. سید بن طاووس، الإقبال، ص 574.

[32]. بحارالأنوار، ج 98 ، ص 329 ؛ نک: طهرانی، ابوالفضل، شفاء الصدور،ص 170.