searchicon

کپی شد

  طوفان حضرت نوح (علیه السلام)

باسمه تعالی

چکیده مقاله طوفان نوح (علیه السلام)

بعد از اینکه قوم نوح (علیه السّلام) از فرمان خداوند سرپیچی کردند، آن حضرت ایشان را نفرین کرد و عذاب الهی در قالب طوفانی عظیم بر ایشان مقدر شد. در تاریخ نقل شده؛ طوفان نوح در اولین ماه از سال (فروردين)؛ دو هزار و دويست و پنجاه ششمين سال هبوط آدم اتفاق افتاده است. دانشمندان اين سال را «اصلى محفوظ» دانسته اند.

طوفان به این شکل بوده که مدت چهل شبانه روز از آسمان باران بارید و از زمین آب جوشید.

نشانه شروع این طوفان نزد حضرت نوح (علیه السلام) جوشیدن آب از تنور خانه آن حضرت بود. آورده اند این تنور متعلق به حضرت حوا بوده است. همچنی گفته شده که این تنور داخل خانه پیرزنی مؤمن بوده است.

حضرت نوح (علیه السلام) مأمور شد از هر حیوانی یک جفت در کشتی که از قبل ساخته بود، سوار کند. بعد از اینکه ایشان به فرمان خداوند با همراهان خود سوار بر کشتی شدند، طوفان شروع شد.

از جمله ماجراهای قابل توجه در جریان طوفان نوح (علیه السلام) که قرآن مجید به آن اشاره کرده است؛ امتناع یکی از فرزندان ایشان، از سوار شدن در کشتی و نابود شدن او بود.

بعد از آرام شدن و فروکش کردن آب ها به فرمان خداوند، حضرت نوح (عليه السلام) به همراه افرادی که در کشتی با او بودند، در دامنه کوه جودی (بنا بر نقلی منطقه ای از موصل)، در روز دهم محرم از كشتى بيرون آمدند و در آنجا قریه اى معروف به ثمانين بنا نمودند و در همان مکان ساکن شدند.

شناسنامه طوفان نوح (علیه السلام)

طوفان در زمان حضرت نوح (علیه السلام)؛ اولین پیامبر اولوالعزم و از پیامبران بزرگ الهی در دو هزار و دويست و پنجاه ششمين سال هبوط حضرت آدم (علیه السلام) اتفاق افتاد. این طوفان که حاصل بارش های تند از آسمان و جوشیدن آب های زیر زمینی بود، مدت شش ماه و ده شبانه روز به طول انجامید و سطح زمین را فرا گرفت. البته علما و مفسران درباره این‌که طوفان حضرت نوح (علیه السلام) همه کره زمین را در بر گرفته یا فقط منطقه محل سکونت قوم نوح را شامل شده، اختلاف نظر دارند. این طوفان تأثیر قابل توجهی در صورت کنونی سطح زمین گذاشته است.

مفاهیم کاربردی طوفان نوح (علیه السلام)

مفاهیمی مانند طوفان، طوفان نوح، کشتی نوح، تنور خانه، حیوانات به صورت جفت و باران شدید از مفاهیم کاربردی بحث طوفان نوح (علیه السلام) می باشد.

زمان طوفان نوح (علیه السلام)

در تاریخ نقل شده است كه طوفان نوح (علیه السلام) در اولین ماه از سال (فروردين) اتفاق افتاده و دانشمندان اين سال را «اصلى محفوظ» دانسته اند و آن را سال هاى هزاره تغيير دهنده جهان (سنى الالوف المغيرة للزّمان) خوانده‏اند. این سال هاى هزاره تغيير دهنده جهان یا «سال هاى تغيير دهنده اديان و ملل و سال هاى حوادث عظيم از قبيل خرابى و آبادى و زوال پادشاهی ها»، بنابر آن چیزی است که افلاطون، ارسطاطاليس و يوناني هاى كه قبل از ايشان بوده‏اند، روايت كرده‏اند.[i]

به عبارت دیگر، دو هزار و دويست و پنجاه ششمين سال هبوط آدم  (علیه السّلام) بود كه خداوند طوفان را فرستاد.[ii]

در گزارش دیگری آمده است: «هنگام تولد پيامبر گرامی اسلام(ص) بعد از گذشتن هفت هزار و صد و سه سال از ابتداى خلقت حضرت آدم(ع)، گذشته بود».[iii] بنابر این، با توجه به مدت زمان تولد پیامبر (ص) تا الآن سرجمع حدود 8591 سال می‌شود.

  1. «سال تولّد حضرت ابراهیم خلیل(ع) به قول بعضى 3323 سال بعد از هبوط آدم مطابق 1081 سال بعد از طوفان نوح بود».[iv] بنابر این، طوفان حضرت نوح 2242 سال بعد از هبوط حضرت آدم(ع) می‌باشد و از زمان طوفان نوح تا الآن 6349 سال می‌گذرد.

باسمه تعالی

 

جغرافیا و وسعت طوفان حضرت نوح (علیه السلام)

علما و مفسران در در این باره که آیا طوفان حضرت نوح (علیه السلام) همه کره زمین را در بر گرفته، یا فقط شامل منطقه محل سکونت قوم نوح بوده است، اختلاف نظر دارند.

برخی عمومیت عذاب را پذیرفته و گفته‌اند: هر چند قرآن کریم صراحتاً به این موضوع اشاره ای ندارد، ولی از ظاهر برخی آیات چنین بر می آید که عذابی عمومی بوده و این‌که در سوره نوح کلمه «الأرض» به صورت مطلق ذکر شده[v]، نشان از این دارد که کل زمین را آب فرا گرفته بود. همچنین می‌توان این معنا را از آیه شریفه؛ «ای زمین آب‌هایت را فرو ببر»[vi]، برداشت کرد.[vii] با توجه به این‌که رسالت حضرت نوح (علیه السلام) جهانی بوده، این مطلب اقتضا دارد که عذاب الهی نیز همه زمین را در بر گرفته باشد.

یکی دیگر از این شواهد؛ دستور همراه بردن یک جُفت از هر نوع حیوان است.[viii] علامه طباطبایی می گوید: در تورات موجود چنین آمده: «پروردگار فرمان داد: جنس اين بشر را كه من آفريده‌ام از روى زمين محو كنيد، هم انسان را و هم همه چهارپايان و جنبندگان و مرغان هوا را».[ix] همه این موارد دلالت می‌کنند که عذاب الهی فرا گیر بوده است.

اما با این حال، احتمال منطقه‌ای بودن طوفان نوح، به طور کلی منتفی نیست؛ زیرا ممکن است که منظور از «الأرض» همان منطقه محل سکونت حضرت نوح (علیه السلام) باشد. بویژه این‌که نازل شدن این عذاب، فقط برای مجازات قوم نوح بود.[x] لذا برخی از علما این نظر را پذیرفته‌اند.[xi]

با این همه، علامه طباطبایی، قول اول را پذیرفته و می‌گوید: «نمی‌توان منکر شد که ظاهر قرآن دلالت می‌کند که طوفان همه کره زمین را در بر گرفته و همه انسان‌ها به جز کسانی که بر کشتی سوار بودند، غرق شدند و قرینه قابل قبولی برای کنار گذاشتن این ظهور وجود ندارد».[xii] همچنین روایاتی نیز بر تأیید این نظر وجود دارد. عیاشی در تفسیر خود نقل کرده که بعد از تمام شدن طوفان، زمین فقط آب‌هایی را که از درون خودش جوشیده بود، بلعید و آب‌هایی را که از آسمان باریده بود، فرو نبرد و این آب‌ها به صورت دریاها بر سطح زمین و در اطراف دنیا باقی ماندند.[xiii] در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «همه دنیا در زیر آب غرق شد».[xiv]

مدت زمان طوفان نوح (علیه السلام)

درمورد مدت زمان وقوع طوفان نوح (علیه السلام) همانند وقایع دیگر تاریخی، اختلاف نظر وجود دارد. در اینجا به چند نمونه از آنها پرداخته می شود:

  1. اولین قول آن است که: از هنگام بالا آمدن آب تا وقت فرو نشستن آن؛ شش ماه و ده شبانه روز طول كشيد. گفته شده که خداوند چهل روز باران فرستاد. حضرت نوح و همراهانش ده شب از ماه رجب گذشته سوار بر کشتی شدند. در اين هنگام سيزده روز از ماه آب[xv] سپرى شده بود. زمان خروج آنها از کشتی، روز عاشوراى ماه محرم بوده است. به همین دلیل برخى از مردم در روز عاشورا روزه مى‏گيرند.[xvi]
  2. قول دوم اینکه: سرانجام پس از پنج ماه آب فرونشست. برخى روايت كرده‏اند كه نوح در روز اول ماه رجب سوار كشتى شد و در ماه محرم، كشتى بر كوه جودى قرار گرفت. نوح پس از آرام گرفتن كشتى، چهار ماه توقف كرد. بدین ترتیب، فاصله بين رفتن نوح در كشتى و بيرون آمدنش از آن يک سال و ده روز به طول انجامید.[xvii]
  3. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است مدت این طوفان، هفت روز به طول انجامید.[xviii]

گروه های درگیر در طوفان نوح (علیه السلام)

مطابق معمول تمام امت هایی که خداوند متعال برای ایشان رسول و پیامبر ارسال فرموده است، در جریان رسالت نوح (علیه السلام) نیز، قومی لجوج و گستاخ در مقابل ایشان قرار داشتند که بیشتر آنان از اشراف و ثروتمندان بودند. در نهایت همگی آنان گرفتار عذاب الهی و نابود شدند.

اما طرف دیگر جریان طوفان نوح (علیه السلام)، کسانی بودند که همراه با آن حضرت سوار بر کشتی شده و از عذاب الهی در امان ماندند.

زمینه های پیدایش طوفان نوح

نوح (علیه السلام) زمانی به پیامبری مبعوث شد كه مردم غرق در بت پرستی، خرافات، فساد و بیهوده گرایی بودند. آنها در حفظ عادات و رسوم باطل خود، بسیار لجاجت و پافشاری ‎كرده و به قدری در عقیده آلوده خود ایستادگی داشتند كه حاضر بودند بمیرند، ولی از عقیدة سخیف و پوچ خود دست برندارند.

آنها لجاجت را به جایی رساندند كه دست فرزندان خود را گرفته و نزد نوح (علیه السلام) می‎آوردند و به آنها سفارش می‎كردند: «مبادا سخنان این پیرمرد را گوش كنید و این پیر شما را فریب دهد». تنها نه یک گروه این كار را می‎كردند، بلكه این كار همه آنها بوده و آن را به عنوان دفاع از حریم بت پرستی و تقرب به پیشگاه بت‎ها و تحصیل پاداش از درگاه آنها انجام می‎دادند.[xix]

بعضی دیگر از آن ها دست فرزند خود را گرفته نزد نوح (علیه السلام) می‎آوردند و چهره نوح (علیه السلام) را به او نشان ‎داده به او چنین می‎گفتند: «از این مرد بترس، مبادا تو را گمراه كند. این وصیتی است كه پدرم به من كرده و من اكنون همان سفارش پدرم را به تو توصیه می‎كنم (تا حق وصیت و خیرخواهی را ادا كرده باشم)».[xx]

آنها گستاخی و غرور را به جایی رساندند كه قرآن در مورد ایشان می‎فرماید: «آنها در برابر دعوت خدا (به چهار طریق مقابله می‎كردند): 1. انگشتان خود را داخل گوش هایشان قرار می دادند 2. لباس هایشان را بر خود پیچیدند و بر سر خود می افكندند (تا امواج صدای نوح (علیه السلام) به گوش آنها نرسد) 3. در كفر خود، اصرار و لجاجت می نمودند 4. به شدت غرور و خودخواهی می ورزیدند».[xxi]

اشراف كافر قوم نوح (علیه السلام) نزد آن حضرت می آمدند و در پاسخ دعوت او می‎گفتند: «ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‎بینیم، و كسانی را كه از تو پیروی كرده‎اند، جز گروهی اراذل ساده لوح نمی‎نگریم، تو نسبت به ما هیچ گونه برتری نداری، بلكه تو را دروغگو می‎دانیم».

نوح (علیه السلام) در پاسخ آنها می‎گفت: «اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد، آیا باز هم رسالت مرا انكار می‎كنید؟ ای قوم من! من به خاطر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‎خواهم، اجر من تنها بر خدا است. من آن افراد اندک را كه به من ایمان آورده‎اند، به خاطر شما ترک نمی‎كنم؛ چرا كه اگر آنها را از خود برانم، در روز قیامت در پیشگاه خدا از من شكایت خواهند كرد، ولی شما (اشراف) را قومی نادان می‎نگرم».[xxii]

گاه می‎شد كه حضرت نوح (علیه السلام) را آنقدر می‎زدند كه به حالت مرگ بر زمین می‎افتاد، ولی وقتی كه به هوش می‎آمد و نیروی خود را باز می‎یافت، بدن خود را شستشو می‎داد و سپس نزد قوم می‎آمد و دعوت خود را تکرار می‎كرد. به این ترتیب، آن حضرت با مقاومت خستگی ناپذیر به مبارزه بی‎امان خود ادامه می‎داد.[xxiii]

در نهایت به دلیل اینکه آن قوم سنگدل، همه روش های مهر انگیز و منطقی نوح (علیه السلام) را نادیده گرفتند[xxiv]؛ پیامبر خدا لب به نفرین گشود و عذاب الهی در قالب آن طوفان عظیم بر آنها مقدر شد.

فضاهای مذهبی و اجتماعی قوم نوح

قرآن مجید در باره فضای مذهبی و فرهنگی قوم نوح می فرماید: «نوح (بعد از نوميدى از هدايت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها از من نافرمانى كردند و از كسانى پيروى نمودند كه اموال و فرزندانشان چيزى جز زيانكارى بر آنها نيفزوده است! و (اين رهبران گمراه) مكر عظيمى به كار بردند و گفتند: دست از خدايان و بت هاى خود برنداريد (به خصوص) بت هاى «وَد»، «سواع»، «يغوث»، «يعوق» و «نسر» را رها نكنيد! و آنها گروه بسيارى را گمراه كردند! خداوندا، ظالمان را جز ضلالت ميفزا!».[xxv]

مورخین و دانشمندان نسبت به امور مذهبی و اجتماعی قوم نوح، اقوالی مختلفی دارند که به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. بعضى گفته‏اند: آنها اعمال خلاف رضاى خدا؛ مانند فحشا و شرابخوارى داشته از اطاعت خدا دور و به لهو و لعب سر گرم بودند.
  2. برخى ديگر گفته‏اند: ایشان پيرو «بيوراسب» بودند؛ (او نخستين كسی بود كه ادعاها و گفتار صابيان را اظهار کرد).[xxvi] عربها او (بيوراسب) را ضحاک می نامند.[xxvii]
  3. قرآن مجید در باره فضای مذهبی از قول بت پرستان قوم نوح می فرماید: (ما آن بتان را نمى‏پرستيم جز براى اين كه ما را به درگاه خدا نزديک و مقرب گردانند).[xxviii] همین امر باعث شد تا از پرستش بت‏ها، مذهب صابئين و كفر و شهوترانى‏ها و گناهان ديگر به بار آمد.

قوم نوح روزگارى دراز بر كفر و نافرمانى خود پايدار ماندند تا خداى بزرگ نوح را فرستاد تا ايشان را از خشم و كيفر خدا بر حذر دارد و آنان را به توبه و بازگشت به سوى حق و عمل به آنچه خداى بزرگ فرموده، فرا خواند.[xxix]

اتفاقات شاخص واقعه طوفان نوح (علیه السلام)

در جریان طوفان نوح (علیه السلام) اتفاقات متعددی رخ داده که برخی از آنها شاخص تر از بعضی دیگر است. در این گفتار به صورت فهرست وار به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. ساختن کشتی عظیمی که قادر باشد مجموعه ای را به همراه آذوقه کافی، در بر گیرد و مدتی طولانی در تلاطم آب های خروشان دوام بیاورد. به طور قطع ساخت این کشتی بنا بر نص صریح قرآن[xxx] با نظارت خداوند متعال بوده است.
  2. جمع شدن انسان و حیوانات مختلف بنا بر اراده خداوند متعال در یک مکان.[xxxi]
  3. جوشش، خروخ و فوران آب از زمین و بارش باران شدید از آسمان برای تحقق عذاب الهی.
  4. لجاجت و عناد فرزند نوح (کنعان) با فرمان پدر و پناه بردن او به کوه برای در امان ماندن از طوفان.

البته موارد دیگری نیز از اتفاقات رخ داده است که به دلیل شاخص نبودن و رعایت اختصار، از بیان آنها صرف نظر می شود.

اتفاقات در حین طوفان نوح (علیه السلام)

قرآن مجید در مورد چگونگی طوفان نوح (علیه السلام) می فرماید: «تا آن زمان كه فرمان ما فرا رسيد و تنور آتش به جوشش در آمد، (به نوح) گفتيم: از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يک زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) – مگر آنها كه قبلًا وعده هلاکت آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) – و همچنين مؤمنان را! اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!».[xxxii]

ابن اثیر در الکامل می گوید: ابن عباس گفته است اين تنور در سرزمين كوفه بود. همسر نوح به او خبر داد كه از تنور آتش، آب فوران كرده است.

در اين هنگام جبرائيل به فرمان خداوند، كعبه را – كه از ياقوت بهشت بود -، برداشت و به آسمان چهارم برد. حجر الاسود را نيز در كوه ابو قبيس پنهان كرد تا زمان حضرت ابراهيم (عليه السلام) که خانه كعبه را ساخت و آن سنگ را به جاى خود گذاشت. همين كه آب از تنور فوران كرد، نوح كسانى را كه خدا دستور حملشان را داده بود، به كشتى سوار کرد. او همچنين جسد حضرت آدم (علیه السّلام) را نيز با خود به كشتى برد. آنگاه چار پايانى را كه خدا دستور فرموده بود به كشتى داخل كرد.

وقتى آن حضرت از وضع كشتى اطمينان يافت و همه كسانى را كه به او امر شده بود سوار كرد، آب شروع به بالا آمدن کرد. خداى بزرگ در این باره فرموده است: «ما هم درهاى آسمان را گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم و در زمين چشمه ها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين، با هم به طوفانى كه مقدر حتمى بود، اجتماع يافت».[xxxiii]

از روزى كه آب فرستاده شد تا روزى كه آب كشتى را برد چهل روز و چهل شب طول كشيد.

در اين مدت آب رفته رفته زياد مى‏شد و شدت مى‏يافت و زمين را فرا مى‏گرفت و نوح، جاى خود و همراهانش را در طبقات كشتى مشخص و مقرر مى كرد.

پس از چهل شبانه روز كه آب همه جا را پوشاند. كشتى برخاست و با كشتى نشينان در ميان امواجى چون كوه، روان گرديد. هر چه در روى زمين بود، از حيوانات و گياهان، همه نابود شدند و هيچ كس جز نوح و همراهانش، باقی نماند. آبی که آرام آرام همه جا را می گرفت دو بخش بود؛ نيمى از آسمان فرو مى باريد و نيمى از زمين مى جوشيد. بدین ترتیب كشتى نوح سراسر زمين را گردش كرد و در هيچ جا نايستاد تا به حرم كعبه رسيد، به درون حرم نرفت و مدت يک هفته به گرد حرم گردش نمود. بعد همچنان رفت تا به (کوه) «جودى» رسيد و راه خود را پايان داد. گفتنی است که «جودى» كوهى در «قردى» از سرزمين موصل است.

سرانجام كشتى در كوه جودى استقرار يافت. در اين هنگام بود كه گفته شد: «امن و سلامت از ستمكاران دور باد».[xxxiv]

همينكه كشتى بر آن كوه قرار گرفت از درگاه خداوند خطاب آمد: (اى زمين، آب خود را فرو خور و اى آسمان بس كن پس آب فرو نشست).[xxxv] نوح تا هنگام فرو نشستن آب و خشک شدن زمين، در كشتى ماند. و وقتى كه از كشتى بيرون آمد، در ناحيه‏اى از قردى، در سرزمين جزيره، موضعى را برگزيد و در آن جا قريه اى ساخت و آن را «ثمانين» (به معنى هشتاد) ناميد. آن جا هم اكنون بازار ثمانين[xxxvi] ناميده مى‏شود؛ زيرا هر كس كه همراه نوح بود در آن جا خانه‏اى براى خود ساخت.[xxxvii]

ماجرای پسر نوح (علیه السلام) هنگام طوفان

یکى از پسران حضرت نوح (علیه السلام) «کنعان» نام داشت که به زبان عربى به او «یام» مى گفتند. حضرت نوح (علیه السلام) با روش ها و گفتار گوناگون او را به سوى توحید دعوت کرد، ولى او با کمال گستاخى و لجاجت به دعوت پدر اعتنا ننمود و مثل سایر مردم به بت پرستى ادامه داد. هنگامى که بلاى جهان گیر طوفان فرا رسید، نوح (علیه السلام) دید پسرش کنعان در خطر غرق و هلاکت افتاده، دلش به حال او سوخت، از میان کشتى او را صدا زد و گفت: «اى پسر، تو هم با ما سوار كشتى شو و با كافران همراهى مكن».[xxxviii]

ولى کنعان به جاى این که به دعوت دلسوزانه پدر پاسخ دهد و خود را که در پرتگاه هلاکت بود، نجات بخشد؛ با کمال غرور و گستاخى تقاضاى پدر را رد کرد و در پاسخ او گفت: »«به زودى بر فراز كوهى جاى مى گيرم كه مرا از خطر اين آب در امان خواهد داشت».[xxxix] نوح (علیه السلام) فرمود: «امروز هيچ كس از آنچه خدا خواسته رهائى نمى يابد، مگر كسى كه رحمت خداوند شامل حالش شده باشد، – اینجا منظور همان كسانى هستند كه سوار كشتى بودند – پس موج در ميان پدر و پسر جدائى افكند و پسر در آّب غرق شد».[xl] به این ترتیب عذاب الهى، حتى فرزند ناخلف نوح (علیه السلام) را نیز شامل شد و به شفاعت نوح (علیه السلام) از درگاه خداوند توجه نشد؛ چرا که او با نوح و مکتب نوح (علیه السلام) مخالف بود و بر اثر انحراف و گناه، رشته خانوادگیش با نوح (علیه السلام) قطع شده بود.[xli]

اتفاقات پس از واقعه طوفان (علیه السلام)

مفسران بعد از طوفان نوح (علیه السلام) را اینگونه توصیف کرده اند:

در پی جریان طوفان، خداوند به یاد نوح و همه حیوانات و کسانی كه با او در كشتى بودند بادى را فرستاد و آب ها آرام گرفتند و جلو چشمه ‏هاى زمين و درهاى آسمان گرفته شد، آسمان ديگر نباريد و آب هايى كه از زمين جوشيده بود به تدريج به زمين برگشت، و بعد از 150 روز آب كاهش يافت و كشتى در روز هفدهم در ماه هفتم بر بالاى کوه جودی  مستقر گرديد، و آب تا ماه دهم، همه روزه فرو مى ‏نشست تا اين كه در دهه اول آن ماه، قله ‏هاى كوه ‏ها سر از آب در آوردند.

از حوادثی که بعد از اسقرار یافتن کشتی حضرت نوح (علیه السلام) اتفاق افتاده است، فرستادن کلاغ و کبوتر به دنبال یافتن خشکی، می باشد.

بعد از چهل روز چنين شد كه نوح پنجره‏اى را كه براى كشتى درست كرده بود باز كرد، و كلاغ را از درون كشتى رها ساخت، كلاغ همه جا سرگردان بال مى‏زد و به نزد نوح برنگشت تا آن كه زمين به كلى خشک شد و آب در آن فرو رفت بعد از كلاغ كبوتر را رها ساخت تا ببيند آيا آب در روى زمين كم شده يا نه، و چون كبوتر جاى خشكى نيافت تا منزل كند به ناچار به نزد نوح و به كشتى برگشت؛ چون آب هنوز همه زمين را پوشانده بود، نوح دست خود را دراز كرد و كبوتر را گرفته به نزد خود در داخل كشتى برد. و باز هفت روز ديگر در كشتى درنگ كرده مجدداً كبوتر را از داخل كشتى رها ساخت، كبوتر هنگام عصر نزد نوح برگشت، در حالى كه يک برگ سبز زيتون به منقار داشت، نوح فهميد كه آب از روى زمين فروكش كرده و كم شده است، هفت روز ديگر مكث كرد، باز كبوتر را رها ساخت اين دفعه ديگر به نزد نوح برنگشت.[xlii]

حضرت نوح (عليه السلام) در دهم محرم از كشتى بيرون آمد و آنجا دهی معروف به ثمانين بنا نهاد و بعد از آن هفتاد سال زندگی کرد، چون هزار و ششصد ساله شد، در گذشت و بنا بر روايات دیگر نزدیک به هزار و سيصد سال عمر يافت.[xliii]

آثار و پیامدهای طوفان نوح (علیه السلام)

طوفان نوح (علیه السلام) هم مانند عذاب های دیگر الهی آثار و پیامدهایی در پی داشت. از آثاری که می توان به صورت مشترک در عذاب های الهی نام برد؛ برچیده شدن شرک و خرافه پرستی و همچنین رواج توحید و یگانه پرستی می باشد. اما یکی از آثار و پیامدهای واقعه طوفان نوح (علیه السلام)، که ویژه این واقعه بود؛ پدیده اختلاف نژاد در نسل انسان بود. به نظر بیشتر مفسران،[xliv] اختلاف نژادها بعد از وقوع طوفان حضرت نوح (علیه السلام)، در نسل آن حضرت به وجود آمده است. همان‌طور که در قرآن به آن اشاره شده،[xlv] همه انسان‌های روی زمین از نسل حضرت نوح (علیه السلام) و همراهان او هستند.[xlvi] بعضی هم گفته اند: همه انسان‌های کنونی از نسل حضرت نوح بوده و منتسب به یکی از سه فرزند او به نام‌های سام، حام و یافث هستند. به همین دلیل حضرت نوح را ابوالبشر ثانی لقب داده‌اند.[xlvii] برخی نیز به صورت تفصیلی گفته‌اند: عرب، روم، فارس و اصناف عجم از نسل سام، سودان حبشه و زنگی‌ها و غير آنها از نسل حام و تُرک، چين، يأجوج و مأجوج و صقالبه از نسل يافث هستند.[xlviii] هر چند برخی از مفسّران درباره این‌که آيا مردم روى زمين همه از دودمان نوح هستند یا خیر؟ گفته‌اند: «آنچه در باره منتهى شدن تمام نژادهاى روى زمين به فرزندان نوح مشهور است، ثابت نيست».[xlix]

ضمناً باید توجه داشت که میان حضرت آدم و نوح (علیهما السلام) ده نسل فاصله بود كه همگى از پيامبران و اوصيا بودند.[l]

دید گاه ها دربارۀ طوفان نوح (علیه السلام)

در طول تاریخ بعد از وقوع طوفان نوح (علیه السّلام) دید گاه های متفاوتی دربارۀ آن بیان شده و در تاريخ امت‏هاى قديم، جسته و گريخته ذكرى از مسئله طوفان آمده است. بعضى از آن سخنان، با مختصر اختلافى مطابق با خبرى است كه در سفر تكوين تورات آمده و بعضى ديگر با مختصر توافقى مخالف آن است.

از همه اخبار نزديک‏تر به خبر سفر تكوين، اخبار كلدانيان است، و اينان همان قومى هستند كه حادثه نوح در سرزمينشان رخ داد (برهوشع) و (يوسيفوس) از اين قوم نقل كرده‏اند؛ زمانى كه (زيزستروس) بعد از اينكه پدرش (اوتيرت) از دنيا رفت، در عالم رؤيا ديد كه به او گفتند به زودى آبها طغيان مى‏كند، و تمام افراد بشر غرق مى‏شوند، و به او دستور دادند كه سفينه‏اى بسازد تا به وسيله آن خودش و اهل بيت و خواص و دوستانش را از غرق شدن حفظ كند، او نيز چنين كرد، و اين روايت به این جهت كه طوفان را مخصوص دوران جبارانى دانسته كه فساد را در زمين گسترش دادند و خدا آنان را با عذاب طوفان عقاب كرد، مطابق روايت سفر تكوين است.

بعضى از انگليسى‏ها به الواحى از آجر دست يافتند كه در آن اين روايت با حروف ميخى نوشته شده و متعلق به دوره (آشور بانيپال) بود، يعنى حدود ششصد و شصت سال قبل از ميلاد مسيح بوده و خود آن از نوشته‏اى متعلق به قرن هفتم قبل از ميلاد نقل شده بود، در نتيجه نمى‏تواند از سفر تكوين تورات گرفته شده باشد چون قديمى‏تر از آن بوده است.

يونانيها نيز خبرى از طوفان، روايت كرده‏اند و اين خبر را افلاطون در كتابش به اين مضمون آورده كه: كاهنان مصرى به (سولون) حكيم يونانى گفتند: آسمان، طوفانى در زمين بپا كرد كه وضع زمين را به كلى تغيير داد و چند نوبت و به طرق مختلف بشر روى زمين هلاک گرديد، و اين امر باعث شد كه انسان هاى عصر جديد هيچ اثر و معارفى از آثار انسان هاى قبل از خود را در دست نداشته باشند (مانيتون) داستان طوفان را آورده و تاريخ آن را بعد از (هرمس اول) كه بعد از (ميناس اول) بوده ذكر كرده است، و به حسب اين نقل نيز، تاريخ طوفان قديم‏تر از تاريخى است كه تورات براى آنان ذكر كرده. و از قدماى يونان روايت شده كه در قديم طوفانى عالم‏گير حادث شد و همه روى زمين را فرا گرفت، تنها (دوكاليون) و همسرش (بيرا) از آن نجات يافتند.

و از قدماى فرس -ايرانيان- نيز روايت شده كه گفته‏اند خدا طوفانى بپا كرد و زمين را كه به دست اهريمن -خداى شرور- مالامال از فساد و شر شده بود غرق كرد، و گفته‏اند كه اين طوفان نخست از داخل تنورى آغاز گرديد، تنورى كه در خانه عجوزه (زول كوفه) واقع بود و اين عجوزه هميشه نان خود را در اين تنور مى‏پخت، و ليكن مجوسيان منكر طوفانى عالم‏گير بوده و گفته‏اند كه طوفان مورد بحث تنها در سرزمين عراق بوده و دامنه‏اش تا به حدود كردستان نيز كشيده شده بود.

قدماى هند نيز وقوع طوفان را ثبت كرده و آن را به شكلى خرافى روايت كرده و هفت بار دانسته‏اند، و در باره آخرين طوفان گفته‏اند: پادشاه هنديان و همسرش در يک كشتى عظيم كه آن را به امر اللَّه خود (فشنو) ساخته و با ميخ و ليف خرما محكم كرده بود نشستند و از غرق نجات يافتند، و اين كشتى بعد از طوفان و فروكش شدن آب بر كوه (جيمافات) -هيماليا- به زمين نشست. ولى (برهمى‏ها) مانند مجوسيان منكر طوفانى عمومى هستند كه همه سرزمين هند را گرفته باشد، و مساله تعدد وقوع طوفان از ژاپنى‏ها و چينى‏ها و برزيلى‏ها و مكزيكى‏ها، و اقوامى ديگر نيز روايت شده، و همه اين روايات متفقند در اينكه سبب پيدايش اين طوفان ظلم و شرور انسان ها بوده، كه خداى تعالى آنان را به اين وسيله عقاب كرده است.

و در تاريخ ادب هند بطورى كه (عبد الوهاب نجار) در قصص الانبياى خود آورده، در باره داستان نوح آمده: در هنگامى كه (مانو) -پسر اله به اعتقاد وثنى مسلک‏ها- داشت دست خود را مى‏شست، ناگهان یک ماهى به دستش آمد كه مايه دهشت وى شد، چون ماهى سخن مى‏گفت و از او مى‏خواست كه وى را از هلاكت نجات دهد و به او وعده مى‏داد كه اگر چنين كند او نيز (مانو) را در آينده از خطرى عظيم نجات مى‏دهد، و آن خطر عظيم و عالم‏گير كه ماهى از آن خبر مى‏داد عبارت بود از طوفانى كه به زودى همه مخلوقات را هلاک مى‏كند، و بنا بر اين شرط، مانو آن ماهى را در مرتبان حفظ كرد.

وقتى ماهى بزرگ شد به (مانو) از سالى خبر داد كه در آن سال طوفان واقع مى‏شود، و سپس راه نجات را نيز به او آموخت و آن اين بود كه كشتى بزرگى درست كند و هنگام بپا شدن طوفان داخل آن كشتى گردد، و مى‏گفت من تو را از طوفان نجات مى‏دهم، در نتيجه مانو دست به كار ساختن كشتى شد، و ماهى آن قدر بزرگ شد كه ديگر در مرتبان جاى نگرفت و به ناچار مانو آن را به دريا افكند.

چيزى نگذشت كه طوفان همانطور كه ماهى گفته بود آمد و وقتى مانو داخل كشتى مى‏شد دوباره ماهى نزد او آمد و كشتى مانو را به شاخى كه بر سر خود داشت بست و آن را به طرف كوه‏هاى شمالى كشيد و در آنجا مانو كشتى را به درختى بست و چون آب فروكش نمود و زمين خشک شد مانو تنها ماند.

در كتاب” اوستا” كه كتاب مقدس مجوسيان است در نسخه‏اى كه به زبان فرانسه ترجمه و در پاريس چاپ شده آمده است كه (اهورامزدا) به (ايما) -كه به اعتقاد مجوسيان همان جمشيد پادشاه است- وحى كرد كه به زودى طوفانى واقع خواهد شد و همه زمين غرق خواهد گشت، و به او دستور داد تا چهارديوارى بسيار بلندى بسازد بطورى كه هر كس داخل آن قرار بگيرد از غرق شدن محفوظ بماند. و نيز به او دستور داد تا از زنان و مردانى كه صالح براى نسل باشند جماعتى را برگزيده و در آن چهار ديوارى جاى دهد، و همچنين از هر جنسى اجناس مختلف حيوانات يک نر و ماده داخل چهار ديوارى كند، و در داخل چهار ديوارى اطاق ها و سالن‏هايى در چند طبقه بسازد تا انسان هايى كه در آنجا جمع مى‏شوند در آن اطاق ها منزل كنند، و همچنين حيوانات و جانوران و مرغان نيز در آن جاى داشته باشند، و نيز به وى دستور داد تا در داخل آن چهار ديوارى، درختان ميوه‏اى كه مورد حاجت مردم باشد بكارد و حبوباتى كه مايه ارتزاق جانداران است كشت و زرع كند تا در نتيجه زندگى به كلى از روى زمين قطع نشود و كسانى باشند كه در آينده زمين را آباد كنند.[li]

اما زرتشتيان اين طوفان را نمى‏شناسند و مى‏گويند: «از زمان كيومرث، كه همان آدم است، فرمانروائى در ميان ما بوده است. اگر چنين پيشامدى روى مى‏داد هم اكنون رشته نسب اين فرمانروايان قطع شده و فرمانروائى ايشان برافتاده بود.» برخى از زرتشتيان حادثه طوفان را باور مى‏داشتند و گمان مى‏بردند كه طوفان در سرزمين بابل و نواحى نزديک آن برپا شده و چون محل سكونت فرزندان كيومرث در مشرق بوده، طوفان به آنجا نرسيده است.[lii]

کتابنامه مدخل طوفان نوح (علیه السلام)

  1. قرآن کریم
  2. ابن اثیر، عزالدین علی؛ الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)؛ ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس؛ ناشر: مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، 1371ش.
  3. ابن كثير دمشقى، اسماعيل بن عمرو؛ تفسير القرآن العظيم؛ ناشر: انتشارات دار الكتب العلمية، منشورات محمدعلى بيضون، بيروت، 1419 ق.
  4. خطیب، عبدالکریم؛ التفسیر القرآنی للقرآن؛ ناشر: انتشارات ‏دارالفکر العربی، قاهره، بی‌تا.
  5. طباطبایی، سید محمد حسین؛ الميزان فی تفسیر القرآن؛ ترجمه: موسوى همدانى، سيد محمد باقر؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ ‏پنجم، قم، 1374 ش.
  6. طباطبائی، سید محمد حسین؛ الميزان في تفسير القرآن؛ ناشر: دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417 ق.
  7. طبرى، محمد بن جرير؛ جامع البيان فى تفسير القرآن؛ ناشر: انتشارات دار المعرفه، بيروت، 1412 ق.
  8. طبرى، محمد بن جرير؛ تاریخ طبرى؛ ترجمه: پاینده، ابو القاسم؛ ناشر: انتشارات اساطير، چاپ پنجم، تهران، 1375ش.
  9. طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ مقدمه: آقابزرگ تهرانی، محمد محسن؛ تحقیق: قصیرعاملی، احمد؛ ناشر: انتشارات دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.
  10. عیاشى، محمد بن مسعود؛ كتاب التفسیر؛ تحقیق: رسولى محلاتی، سید هاشم؛ ناشر: چاپخانه علمیه، ‏تهران، 1380 ق.
  11. رشید رضا، محمد؛ تفسير القرآن الحكيم (تفسیر المنار)؛ ناشر: انتشارات الهیئة المصریة العامة للکتب، قاهره، 1990 م.
  12. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی؛ تحقیق و تصحیح: موسوی جزائری، سید طیب؛‏ ناشر: انتشارات دار الکتاب، چاپ سوم، قم، 1404 ق.
  13. مستوفی قزوینی، حمد الله؛ تاریخ گزیده؛ تحقيق: نوایی، عبد الحسين؛ ناشر: انتشارات امير كبير، چاپ سوم، تهران، 1364 ش.
  14. مغنیه، محمد جواد؛ تفسیر الکاشف؛ ناشر: انتشارات دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، تهران، 1424 ق.
  15. مقدسى، مطهر بن طاهر؛ آفرينش و تاريخ؛ ترجمه: شفيعى كدكنى، محمد رضا؛ ناشر: انتشارات آگه، چاپ اول، تهران، 1374 ش.
  16. مكارم شيرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ ناشر: انتشارات دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، تهران، 1374 ش.
  17. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر؛ بیان المعانی؛ ناشر: انتشارات مطبعة الترقی، چاپ اول، دمشق، 1382 ق.
  18. نیشابوری، محمود بن ابو الحسن؛ إیجاز البیان عن معانی القرآن؛ تحقیق: القاسمی‏، حنیف بن حسن؛ ناشر: انتشارات دار الغرب الاسلامی، چاپ اول، بیروت، 1415 ق.
  19. طبرسى، فضل بن حسن‏؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ ناشر: انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش.‏
  20. يعقوبى، احمد؛ تاریخ یعقوبی؛ ترجمه: آيتى، محمد ابراهيم؛ ناشر: انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ ششم ،تهران، 1371ش.

 

[i]. با استفاده از؛ مقدسى، مطهر بن طاهر، آفرينش و تاريخ، ترجمه: شفيعى كدكنى، محمد رضا، ج 1، ص 84.

[ii]. طبرى، محمد بن جرير، تاریخ طبرى، ترجمه: پاينده، ابو القاسم، ج 1، ص 131.

[iii]. «…لأنه كان قد مضى من الألف السابع من ابتداء خلق آدم مائة سنة و ثلاث سنين و إليه أشار بقوله و تبيانه أي تبيان تأريخ ولادته»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏52، ص 107، دار إحياء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم‏، 1403ق.

[iv]. شیخ صدوق، معانی الأخبار، مترجم، محمدى شاهرودى‏، عبد العلى، ج ‏1، ص 306، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، چاپ دوم، 1377ش‏.

[v]. «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً»؛ نوح، 26.

[vi]. «وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي‏ ماءَكِ»؛ هود، 44.

[vii]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 9، ص 102.

[viii]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 255.

[ix]. همان، ص 252.

[x]. تفسیر نمونه، ج 9، ص 103.

[xi]. خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنی للقرآن، ج 5، ص 465؛  رشید رضا، محمد، تفسير القرآن الحكيم (تفسیر المنار)، ج 12، ص 88.

[xii]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 266.

[xiii]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج 2، 149.

[xiv]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج 1، ص 328.

[xv]. (آب) نام ماه يازدهم سال سريانى يا رومى مطابق مرداد ماه، نام ماه يازدهم از سال ملى يهود. (فرهنگ عميد)

[xvi]. ابن اثیر، عزالدین علی، الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خليلى‏، عباس، ج 1، ص 261.

[xvii]. يعقوبى، احمد،‌تاریخ یعقوبی، ترجمه: آيتى، محمد ابراهيم، ج 1، ص 13

[xviii]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 11، ص 333.

[xix]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 11، ص 287.

[xx]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج‏ 10، ص 542.

[xxi]. «جَعَلُوا اَصابِعَهُمْ فِی آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ اَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً» نوح، 8.

[xxii]. مضمون آیات 25 تا 29 سورة هود.

[xxiii]. ابن اثیر، عزالدین علی، الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس، ج 1، ص 254.

[xxiv]. اقتباس از آیات 8 و 9 و 22 و 23 سورة نوح.

[xxv]. «قال نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا من لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً. وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً. وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً…»؛ نوح، 21- 24.

[xxvi]. ر ک. طبرى، محمد بن جرير؛ تاریخ طبرى، ترجمه: پاینده، ابو القاسم، ج ‏1، ص122.

[xxvii]. همان، ص 136.

[xxviii]. «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى»؛ زمر، 3.

[xxix]. ر ک. ابن اثیر، عزالدین علی، الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، ترجمه: حالت، ابوالقاسم و خلیلی، عباس، ج ‏1، ص 252.

[xxx]. هود، 37.

[xxxi]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 255.

[xxxii]. «حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيها من كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا من سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ من آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ»، هود،‌40.

[xxxiii]. «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‏ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ»، قمر 11- 12.

[xxxiv]. «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»، هود، 44.

[xxxv]. «يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي، وَ غِيضَ الْماءُ»، هود، 44.

[xxxvi]. هم اکنون این بازار در شهر موصل می باشد.

[xxxvii]. با استفاده از؛ ابن اثیر، عزالدین علی، الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خليلى‏، عباس، ج 1، ص 257.

[xxxviii]. «يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ. 11: 42» هود 42.

[xxxix]. «قال: سَآوِي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي من الْماءِ 11: 43» هود 42.

[xl]. «لا عاصِمَ الْيَوْمَ من أَمْرِ الله إِلَّا من رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ من الْمُغْرَقِينَ 11: 43» هود 43.

[xli]. با استفاده از؛ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،‌ ترجمه الميزان، موسوى همدانى سيد محمدباقر، ج10، ص374 – 376.

 

[xlii]. طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ج 10، ص 255؛ ابن كثير دمشقى، اسماعيل بن عمرو، تفسير القرآن العظيم، ج 4، ص 284؛ طبرى، ابو جعفر محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج 12، ص 30.

[xliii]. مستوفى قزوينى، حمد الله، تاريخ‏گزيده، متن، ص، 25.

[xliv]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: آقابزرگ تهرانی، محمد محسن، تحقیق: قصیرعاملی، احمد، ج 8، ص 506؛ نیشابوری، محمود بن ابو الحسن، إیجاز البیان عن معانی القرآن، تحقیق: القاسمی‏، حنیف بن حسن، ج 2، ص 700؛ ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، ج 3، ص 451.

[xlv]. «وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقين»؛ و فرزندانش را همان بازماندگان (روى زمين) قرار داديم، صافات، 77.

[xlvi]. طبا طبائی، محمد حسین المیزان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص 239 – 240.

[xlvii]. ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، ج 3، ص 127.

[xlviii]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، ج 5، ص 248.

[xlix]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 19، ص 84.

[l]. عیاشى، محمد بن مسعود، كتاب التفسیر، محقق: رسولى محلاتی، سید هاشم، ج 1، ص 310.

[li]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى، سيد محمد باقر، ترجمه الميزان، ج‏10، ص، 385.

[lii]. ابن اثیر، عزالدین علی، الكامل فی التاریخ (تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، ترجمه: حالت، ابو القاسم، و خليلى‏، عباس، ج 1، ص 254.