کپی شد

سر انجام انسان

همه موجودات در سير و حركت خود به نقطه ای خواهند رسيد كه نقطه خاتمه می باشد و در آن نقطه ساكن گشته و استقرار مى يابند. اين نقطه استقرار و ثبات نزد خداوند است. و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد (و ماعندالله باقٍ)؛[1] از اين رو، وقتى موجودات به پيشگاه خداوند رسيدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حياتى ابدى و جاويدان مى گردند. همه‏ موجودات -چه انسان و چه غير انسان- صيرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پيشگاه او حاضر و محشور مى‏گردند. اين بازگشت همگانى به سوى خداوند همان “مرگ” است كه عبارت است از: خارج شدن از زندگى و حياتى كه در آن، حركت و كون و فساد و تغيير و زمان و ضيق و تاريكى و كثرت و پراكندگى و… وجود دارد، و ورود به زندگى و حيات عنداللّهى كه در آن، حيات و بقاى محض و جاودانگى و وسعت و نور و وحدت و…، به دور از نقص هاى ياد شده، متجلى است.

قرآن کریم می فرماید: «انّا لله و انّا الیه راجعون»[2] همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم.

این آیه كه از آن به عنوان كلمه استرجاع یاد می شود، عصاره عرفان اسلامی و توحید حقیقی است. حضرت امیرمؤمنان علی (ع) در تفسیر این جمله می فرماید: “ان قولنا انا لله اقرار علی انفسنا بالملک و ان قولنا انا الیه راجعون اقرار علی انفسنا بالهلك”؛ این كه ما می گوییم “انالله” اعتراف به این حقیقت است كه ما مملوک اوییم و این كه می گوییم و “انا الیه راجعون” اقرار به این است كه ما از این جهان خواهیم رفت و جایگاه ما جای دیگر است.

پس مى توان چنين نتيجه گرفت كه همه موجودات را، از انسان گرفته تا آسمان ها و زمين و هر آنچه در آنها است، اين چنين “مردنى” خواهد بود، گرچه با الفاظ مختلفى بيان شده است.

نکته قابل توجه این است که بدون معاد و بازگشت، فلسفۀ خلقت انسان ناقص می ماند؛ زیرا انسان یک موجود سود جو و منفعت طلب است، اگر کاری برای او منفعت و سود نداشته باشد، انجام نمی دهد. حال اگر فرض شود که مرگ پایان داستان خلقت انسان است، آیا دیگر انگیزه ای برای انواع فداکاری ها و تلاش های اساسی در راه خدمت به مردم، ایجاد می شود؟ آیا با این تفکر، نسل انسان به سمت پرتگاه پوچی و اصالت لذت در دنیا پیش نمی روند.؟ آیا مسائل اخلاقی نزول قابل توجهی پیدا نمی کند؟ آیا اگر ترس از جهنم و شوق به بهشت از شالودۀ تفکر انسان برداشته شود، ایمان به خدا بعد از مدتی باقی می ماند؟ همۀ این سؤالات اساسی ما را رهنمون به وجود حیاتی بعد از مرگ دنیوی، می کند.



[1]. نحل، 96.

[2]. بقره، 156.