Warning: filemtime(): stat failed for /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/assets/js/front.min.js in /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/easy-table-of-contents.php on line 236
searchicon

کپی شد

رفتن ادریس بن عبدالله به مغرب

در زمان خلافت هادی عباسی، هنگامی‌که ادریس بن عبدالله در حادثه فخ از میدان جنگ عباسیان با طالبیان رهایی یافت، به مصر رفت و مورد حمایت واضح که از شیعیان سرشناس منطقه و رئیس منطقه برید مصر[1] بود، قرار گرفت.[2] واضح، ادریس را به مغرب فرستاد. ادریس با غلام خودش راشد، در سال ۱۷۲قمری وارد مغرب[3] اقصی شده و در شهر «ولیلی» فرود آمد. اسحاق بن محمد بن عبدالحمید امیر قبیله اوربه، ورودش را گرامی داشت و بربران و گروه بزرگی از مغیله را به دعوت او خواند.[4] اینها با همراهی اوربه و صدینه عهده‌دار قیامی به دعوت ادریس شدند و قبایل بربر را به فرمانبرداری و دخول در قیام او فرا خواندند.[5] بربرها نیز به او گرویدند و به نشر دعوتش برخاستند. قبایل زواغه و لواته و مدراته و غیاثه و نفزاوه و مکناسه و غماره و همه بربرهای مغرب با او بیعت کردند و به فرمان او در آمدند.

خلاصه این‌که از اسکندریه تا برقه، دویست فرسنگ است و برقه نخستین شهر از شهرهای مغرب است و خاکی سرخ دارد. در صحرایی نهاده شده، نهفته در میان کوه‌ها و از آنجا تا آفریقیه (که عبارت است از قیروان علوی مهدی) صد و پنجاه فرسنگ است. از مهدیه تا سوس مسافت چندین روز راه است. همه این‌ها بعداً در تصرف مردی علوی قرار گرفت که از فرزندان ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (علیهما‌السلام) است.[6]


[1]. متصدی پست مصر، سایت واژه‌یاب

[2]. بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، ج ‏3، ص 137.

[3]. مغرب به ممالکی در شمال آفریقا گفته می‌شود که عبارت است از (تونس و الجزایر و مراکش و…) و علاوه بر این کشورها، بر اندلس نیز اطلاق شده است. مغرب را به مغرب اقصی و مغرب اوسط و مغرب ادنی تقسیم می‌کردند. مغرب اقصی از مشرق به تلمسان و از غرب به ساحل و اقیانوس اطلس و از شمال به سبته و از جنوب به مراکش محدود بوده است، دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا.

[4]. حميرى، ابو سعيد بن نشوان، الحور العين، تحقيق و تعليق: كمال، مصطفی، ، ص 272.

[5]. ابن خلدون، عبدالرحمن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، تحقیق: شحادة، خلیل، ج ۶، ص ۱۶۵.

[6]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۷۲،