کپی شد

دعاها و مناجات‌های حضرت یعقوب (علیه السّلام)

یکی از حالات انبیاء و اولیای الهی، ارتباط و مناجات با خداوند متعال است. حضرت یعقوب (علیه السلام) نیز ارتباطات ویژه‌ای با خداوند منان داشت؛ به همین جهت دعاهایی از آن حضرت به یادگار مانده که جزء آثار بابرکت آن حضرت محسوب می شود:

  1. امام صادق (عليه السلام) در مورد سخن حضرت يعقوب (عليه السلام) و فرزندانش كه فرمود: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي»،[1] «به زودى از خدا براى شما طلب مغفرت مى‏كنم»، فرمود: حضرت يعقوب تا سحر دعا را به تأخير انداخت. آن گاه در مناجات خود با خداوند سبحان عرضه داشت: «…يا ربّ، إنّما ذنبهم فيما بيني و بينهم. فأوحى اللَّه: إنّي قد غفرت لهم؛ خدایا گناه آنها بین من و ایشان است. پس خداوند سبحان وحی فرستاد که من آنها را آمرزیدم».[2]
  2. همين‏ كه خدا خواست محنت و فراق حضرت يعقوب (علیه السلام) را زائل كند، حضرت يعقوب (عليه السّلام) دست‌ها را بلند كرد و اين دعا را خواند: «يا من لا يعلم أحد كيف هو و حيث هو و قدرته إلّا هو، يا من سدّ الهواء بالسّماء و كبس الأرض على الماء و اختار لنفسه أحسن الأسماء، ائتني بروح من عندك و فرج قريب»؛ «اى خدايى كه كسی جز او نمى‏داند چگونه ‏است، كجا است و قدرتش به چه اندازه است، اى كسى كه هوا را به واسطه آسمان مسدود نموده ‏است، و زمين را بر روى آب گسترده ‏است، و براى خود بهترين و برترين نام‌ها را برگزيده ‏است، آسایش و راحتی و گشایشی نزدیک از جانب خود مرحمت بفرما».

هنوز سپيده صبح دميده نشده بود كه پيراهن حضرت يوسف (علیه السلام) را به پدر دادند و آن بزرگوار، آن پيراهن را به چشمان خود ماليد و خداى رؤوف چشمان او را با فرزندش به او برگرداند.[3]

  1. حضرت يعقوب (علیه السلام) وقتى كه نامه را به سوى عزيز مصر (حضرت يوسف علیه السلام) فرستاد، دست‏هاى خود را به دعا برداشته و گفت: «يا حسن الصحبة يا كريم المعونة يا خيرا كله، ايتنى بروح منك و فرج من عندك»؛[4] «ای نیکو مصاحب،[5] ای کسی که در کمک کردن کریمی و ای همه خوبی‌ها، آسایش و راحتی و گشایشی از جانب خود به من عنایت بفرما».

 

[1]. یوسف، 98.

[2]. قمى مشهدى، محمد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، محقق: درگاهى، حسين، ج ‏6، ص 378 و 379.

[3]. مسعودى، علی بن حسین، ترجمه إثبات الوصية، ترجمه: نجفي،‏محمد جواد، ‏متن، ص 72.

[4]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسير القمي، تحقيق: موسوى جزايری، سيد طيب، ج ‏1، ص 352.

[5]. مراد از مصاحبت خدا، يارى كردن و محافظت نمودن او است، چنان كه مصاحب و رفيق، رفيق خود را در بلاها و مصيبت‌ها نگاه مى‏دارد و يارى مى‏نمايد. يعنى نيكو است خداى تعالى براى اعتماد نمودن و توكّل كردن بر او و اكتفا نمودن از گرفتن مصاحبى ديگر سواى او، و اللَّه عالم. يا آن كه اى كسى كه نيكو است صحبت داشتن و راز گفتن با او، سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ترجمه: طبسى، محمد تقی، ص 321‏.‏