searchicon

کپی شد

داستان های تورات

برای تبیین و توضیح این موضوع لازم است بحث را در چند بخش بررسی و تحلیل نماییم.

1. متن و محتوای تورات به ویژه نسبت به داستان ها

2. نافرمانی پیامبران و خصوصاً حضرت سلیمان از خداوند

3.اعتبار داستان تورات نسبت به پادشاهی هخامنشیان

بخش اول:

گرچه دین یهود منشأ الاهی داشته و یک دین توحیدی و ابراهیمی محسوب می شود، اما متأسفانه با خرافاتی  که پس از حضرت موسی (ع) به آن آمیخته شده در بسیاری از موارد رنگ و بوی غیر دینی گرفته است.

در پنج کتاب (چهار سفر و شرح تلمود) تورات كنونى، بيشتر وقايع و حوادث پس از وفات حضرت موسى و تاريخ ملوك و جنگ ها و رهبران است و در همين تورات نیز اشارات و كناياتى به تحريف تورات اصلى وجود دارد.[1]

تورات هاى كنونى معلوم نيست در چه زمان و از روى چه مداركى نسخه بردارى شده است. بلکه به شهادت خود تورات زمانی ناپديد گشته است.[2]

در اخبار ايّام دوّم آمده است: حلقياى كاهن كتاب تورات خداوند را كه به واسطه موسى نازل شده بود پيدا كرد و آن را به شافان كاتب داد و او آن را نزد پادشاه آورد … و عزرای كاهن نسخه ديگرى به امر پادشاه ايران براى او نوشته است … .[3]

وقايع نگاران می گويند: تورات (اصول شريعت) با تخريب هيكل به امر بخت النّصر با تابوت عهد به غارت برده شد. پس معلوم نيست كه عزرا از روى چه نسخه‏اى آن را نوشته است. آيا به وى الهام شده يا از زبان ديگر كاهنان نوشته است.[4]

با توجه به موارد مذکور چنین استفاده می شود كه در زمان موسى (ع) چيزى از تورات نوشته نشده و اگر هم نوشته شده با آن همه حوادث، باقى نمانده است.

البته آيۀ شريفه قرآن[5] خالى از دلالت بر اين معنا نيست كه همۀ تورات و انجيلى كه در زمان پیامبر اسلام (ص) در دست يهود و نصارا بوده، محرَّف (تحريف شده) نبوده است، بلكه پاره‏اى از مطالب آن همان تورات و انجيل واقعى بوده، كه بر موسى و عيسى (ع) نازل شده، (مثل آیاتی که نشانه های پیامبر در آن بوده است)، اما همه آنها آياتى كه از طرف خدا نازل شده باشد نبوده، بلكه دستخوش سقط و تحريف شده است.

در این رابطه به نمایه “تحریف انجیل و بشارت عیسی به آمدن پیامبر اسلام شمارۀ 4390” مراجعه نمایید.

و اين نيز مسلم است كه تورات و انجيل زمان رسول خدا (ص) همين تورات و انجيل چهارگانه (مرقس، يوحنا، متى و لوقا) زمان ما بوده است.

پس قرآن كريم اين تورات و اناجيل را فى الجمله نه صد در صد قبول دارد، و نيز به وقوع تحريف، و دستخوردگى آن شهادت داده‏ است.[6]

بخش دوم:

با روشن شدن موضوع اول، موضوع دوّم نیز روشن خواهد شد اما در عین حال به طور دقیق تر و جزئی تر به بررسی آن خواهیم پرداخت.

اگر تورات فعلى را مورد بررسى قرار دهيم مى‏بينيم در چندین مورد آن، تهمت‏هائى به پيامبران معصوم و اولو العزم (ع) وارد شده است. و اگر هيچ دليل قاطعى براى تحريف و تغيير تورات نبود همين يك دليل كافى بود.

اکنون چند مورد آن را به عنوان نمونه بیان می کنیم.

1. از جمله آن تهمت‏ها، تهمت غير قابل قبول است كه به حضرت داود زده است:

در تورات، مطالب مضحك و غير قابل قبولى را در باره حضرت داود (ع) كه از پيامبران بزرگ و معصوم خدا به شمار مى‏رود نقل مى‏كنند. خلاصه آن تهمت اين است كه حضرت داود با همسر (اوريا) كه نام يكى از افراد ارتش داود بود زنا كرد و بعداً خود “اوريا” را به قتل رسانيد.[7]

2. تورات تحريف شده مي گويد: دخترهاى لوط پدر را مست كرده و با او آميخته و قوم موآب و بنى عمو از آن دو دختر پديد آمدند.[8]

3.آن گاه كه اسحاق (فرزند حضرت ابراهیم(ع)) درگذشت پيغمبرى به يعقوب رسيد. اما می گوید: يعقوب در بارۀ پيامبرى با تقلّب خود را به جاى برادر تو جا زد.[9]

4. داستان كشتى گرفتن اسرائيل با فرشته خداوند و يا با خود خداوند است كه در تورات تحريف يافته كنونى ديده مى‏شود يك داستان ساختگى و كودكانه است كه از شأن يك كتاب آسمانى به كلى دور است و اين خود يكى از مدارك تحريف تورات كنونى است‏.[10]

5. اما چهره حضرت سليمان در تورات كنونى!

در حالى كه قرآن سليمان را پيامبرى بزرگ مى‏خواند با علم سرشار و تقواى بسيار پيامبرى كه با داشتن حكومت عظيم هرگز اسير مقام و مال نشد، و به آنها كه از سوى ملكه سبا براى فريفتنش هداياى بسيار گران بهايى آورده بودند گفت: آيا مرا به وسيله مال مى‏خواهيد كمك كنيد؟ در حالى كه آنچه خدا به من داده است از آنچه به شما داده برتر است”.[11]

پيامبرى كه منتها آرزويش اين بود بتواند شكر نعمت هاى پروردگار را به جا آورد: ” گفت پروردگارا! مرا يارى و الهام كن تا بتوانم شكر نعمت هايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به جاى آورم”.[12]

رهبرى كه حتى اجازه نمى‏داد كسى آگاهانه به مورچه‏اى ستم كند، از این رو در وادى نمل، مورچه‏اى صدا زد ” اى مورچگان به لانه‏ها برويد مبادا سليمان و لشكريانش ناآگاهانه شما را پايمال كنند”!.[13]

حكيمى بود كه در عين قدرت جز با منطق سخن نمى‏گفت، و حتى در گفتگو با پرنده‏اى همچون هدهد، حق و عدالت را از دست نمى‏داد.

حاكمى بود که قرآن او را با اوصافى همچون اواب (بسيار بازگشت كننده به سوى خدا) و نعم العبد (بنده بسيار خوب) خوانده. كسى كه خداوند” حكومت” و” علم” را در اختيار او قرار داده بود و كسى كه او را مشمول هدايت خويش فرموده بود، و كسى كه يك لحظه در عمرش به خدا شرك نورزيد.

امّا تورات تحريف يافته كنونى دامان پاك حضرت سلیمان، اين پيامبر بزرگ را آلوده به شرك و غير آن مى‏كند.

تورات بدترين نسبت ها را در زمينه بنا كردن بت كده، ترويج بت پرستى، عشق بي حساب به زنان و تعبيرات بسيار زننده از توصيف هاى عاشقانه او بيان كرده كه نقل همۀ آن شرم آور است تنها به يك قسمت كه ملايم تر به نظر مى‏رسد قناعت مى‏كنيم.

در كتاب اول ملوك و پادشاهان چنين مى‏خوانيم:

سليمان ملك، غیر از دختر فرعون زنان بي گانه بسيارى را از” موآبيان” و” عمونيان” و” ادوميان” و” صيدونيان” و” حتيان” دوست مى‏داشت از امت هايى كه خداوند بنى اسرائيل را فرموده بود كه شما به ايشان در نيائيد (و ازدواج نكنيد) و ايشان به شما در نيايند كه ايشان قلب شما را به خدايان خودشان مايل خواهند گردانيد، و سليمان از راه محبت به ايشان ملصق شد! و او هفت صد زن بانويه (عقدى) و سي صد متعه (موقت) داشت! و ايشان قلبش را برگردانيدند، و واقع شد وقت پيرى سليمان كه زن هايش قلبش را به سمت خدايان غريب برگردانيدند، و قلبش مثل قلب پدرش داود با خدايش كامل نبود! و سليمان در عقب” عشترون” خداى صيدونيان و” ملكوم” مكروه عمونيان (بت عمونيان) رفت، و سليمان در نظر خداوند بدى كرد و مثل پدرش داود راه خداوند را تماماً نرفت!! آن گاه سليمان مقام بلندى را به كوهى كه روبروى” اورشليم” است به خصوص” كموش” مكروه پسران عمون بنا كرد، پس خداوند به سليمان، به سبب اين كه قلبش از خداوند خداى اسرائيل كه وى را دو مرتبه مرئى شد برگردانيد غضبناك شد… و خداوند به سليمان گفت چون كه اين عمل از تو صادر شد، و عهد مرا و فرائضى كه به تو امر فرموده نگاه نداشتى، البته مملكت تو را از دست تو خواهم گرفت! و به بنده‏ات خواهم داد! نهايت به ايام تو اين را نخواهم كرد، به سبب پدرت داود، و از دست پسرت آن را خواهم گرفت … نهايت تمامى مملكت را از دست او (سليمان) نخواهم گرفت، بلكه به پاس خاطر بنده من داود كه برگزيدم به جهت اين كه اوامر و فرائض مرا نگاه داشته بود! او را در تمامى روزهاى عمرش سلطان خواهم نمود …) .[14]

از مجموع اين داستان دروغين تورات چنين بر مى‏آيد:

1. سليمان علاقه زيادى به زنان طوايف بت‏پرست داشت، و بر خلاف دستور خدا عده زيادى از آنان را گرفت، و كم كم به مذهب آنها تمايل پيدا كرد! و با اين كه 700 زن عقدى و 300 زن متعه داشت! علاقه شديد او به زن ها او را از راه خدا بيرون برد! (نعوذ باللَّه).

2. سليمان صريحاً دستور ساختن بت خانه داد، و روى كوهى كه در برابر” اورشليم” آن مركز مقدس اسرائيل قرار داشت، بت كده‏اى براى بت” كموش” بت معروف طايفه” موابيان” و بت” مولك”- بت مخصوص طايفه” بنى عمون” بنا كرد و به بت” عشترون” بت” صيدونيان” نيز علاقه خاصى پيدا كرد و همۀ اينها در سر پيرى واقع شد!

3. خداوند به خاطر اين انحراف و گناه بزرگ مجازاتى براى او قائل شد و آن مجازات اين بود كه كشور او را از دستش بگيرد، ولى نه از دست خودش، بلكه از دست فرزندش” رحبعام”! و به او مهلت خواهد داد هر چه مى‏خواهد سلطنت كند، اين هم به خاطر بنده خاص خدا داود پدر سليمان بود، همان بنده خاص خدا كه طبق تصريح تورات العياذ باللَّه مرتكب قتل نفس و زناى محصنه و تصاحب زن افسر رشيد و خدمتگزار خود گرديده بود!!

آيا اين تهمت هاى ناروا را كسى مى‏تواند به ساحت مقدس مردى مانند سليمان نسبت دهد؟! اگر ما سليمان را- همان طور كه قرآن مى‏گويد- پيامبر بدانيم كه وضع روشن است. در رابطه با عصت پیامبران به نمایه های “عصمت انبیا از دیدگاه قرآن شمارۀ 998”، “عصمت انبیا در قرآن شمارۀ 1068” و “عصمت انبیا شمارۀ 8522” که در سایت اسلام کوئست موجود است، مراجعه نمایید.

و اگر هم او را در رديف پادشاهان بنى اسرائيل بدانيم باز چنين نسبت هايى ممكن نيست در باره او صادق باشد.

اين كه بر اساس تورات اگر او را پيامبر ندانيم مسلّماً تالى تلو پيامبر بوده؛ زيرا دو كتاب از كتب عهد قديم يكى بنام” مواعظ سليمان- يا- حكمت هاى سليمان” و ديگرى بنام” سرود سليمان” از گفته‏هاى اين مرد بزرگ الهى است.

اما در مورد پادشاهان هخامنشیان قرآن صراحتا به سرگذشت آنها نپرداخته اما یهود به خاطر نجاتشان از دست بخت النصر توسط کوروش با توجه به وجود اصل تحریف در کتابشان احتمالا اغراق هایی انجام دادند.

به راستى يهوديان و مسيحيان كه به تورات كنونى معتقدند چه جوابى براى اين سؤالات دارند؟ و اين رسوايي ها را چگونه مى‏پذيرند؟![15]

در باره تحريف تورات و انجيل و اسناد تاريخى آن براى توضيح بيشتر به كتاب” الهدى الى دين المصطفى” و” انيس الاعلام” مراجعه شود.


[1] . کتاب مقدس، سفر تثنيه فصل 31.

[2] . کتاب مقدس، فصل 34، فقره 14 – 17.

[3] . کتاب مقدس، سفر عزرا، فصل 7.

[4] . طالقانى، سيد محمود، پرتوى از قرآن، ج ‏5، پاورقی ص 13، پرتوى از قرآن‏، شركت سهامى انتشار، تهران‏، چاپ چهارم‏، 1362 ش‏.

[5] . بقره، 89، و هنگامى كه از طرف خداوند، كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هايى بود كه با خود داشتند، و پيش از اين، به خود نويد پيروزى بر كافران مى‏دادند (كه با كمك آن، بر دشمنان پيروز گردند.) با اين همه، هنگامى كه اين كتاب، و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او كافر شدند لعنت خدا بر كافران باد!‏.

[6] . طباطبایی، محمد حسین، الميزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى سيد محمد باقر، ج ‏3، ص 10، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسين حوزه علميه قم‏، 1374 ش.‏

[7] . تورات، كتاب دوم (شموئيل) فصل 11 در جمله‏هاى- 2 الى 27-به نقل از تفسير آسان، ج ‏17، ص 22.

[8] . سفر پيدايش باب 19

[9] . در سفر پيدايش باب 27، به نقل از ترجمه بيان السعادة، ج ‏7، ص 430.

[10]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏1، ص: 205، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش‏.

[11] . نمل، 36، أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ:”.

[12] . نمل، 19، وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ.

[13] . در آیه 18 سوره نمل آمده است: يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ. قید لایشعرون بر این نکته دلالت دارد که با آگاهی، لشکر سلیمان به این کار اقدام نخواهند کرد.

[14] . تورات” كتاب اول” ملوك و پادشاهان” فصل يازدهم جمله‏هاى 1 تا 34.

[15] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج ‏18، ص 48، 49، 50 و 51.