searchicon

کپی شد

حج

فهرست

چکیده مقاله حج

در منابع لغوی، واژه حج به معانی قصد كردن؛ پی در پی آمدن و  قصد زيارت كردن و …، در اصطلاح، قصد زيارت خانه خدا و انجام مناسک حج، در ايّام معين می‌باشد.

شیوه و ترتیب حجِّ مسلمانان، با مناسکی از قبیل: «طواف»، «سعی»، «قربانی» و «رمی شیطان»، به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم (ع) باز می گردد.

مراسم پرشکوه حج، همچون عبادات ديگر داراى برکات و آثار فراوانى در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحيح انجام پذيرد و از آن بهره­بردارى درستى شود، مى‏تواند هر سال منشأ برکات و  تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

حج و زيارت بيت اللَّه الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام‌ و يكى از اركان پنج گانه ای است كه اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروريات دين به شمار می رود و هرگاه مستطيع با اعتراف به واجب بودن آن، عمداً حج را ترک كند، گناهی بزرگ مرتكب شده و اگر آن را انكار كند، در صورتى كه انكار حج به انكار رسالت رسول اكرم (ص) برگردد، كافر و نجس است.

حج بر سه  قسم است: إفراد، قِران و تمتّع. دو قسم اول مخصوص اهل مكه است و تمتّع به غير اهل مكه اختصاص دارد، که شامل دو بخش است:

الف. عمره تمتّع

ب. حجّ تمتّع.

انجام هر عبادتی (واجب) باید در زمان مخصوصی انجام شود. انجام حج واجب هم باید در زمان مخصوص خودش انجام شود. ماه های حج واجب؛ شوّال، ذی قعده، ذی حجه، می باشد.

حج عبادتی است كه در آن هم تعب و رنج نفس است و هم محروميت از محرمات احرام، هم عبادتی بدنی است و هم مالی، هم عبادت قولی است و هم عملی، قلب و زبان و جوارح بايد در آن هماهنگ عمل كنند. گذشته از اين كه عبادت حج مشروط به زمان خاص «الحج اشهر معلومات» و حضور در مكان­های معيّن (ميقات ها، مكه، صفا، مروه، عرفات، منا و …)  است؛ از اين جهت جمعيت ميليونی مسلمانان را در ايام معيّنی از سال و در جاهای معينی فراهم می آورد. اين امور و امور ديگر، به اين عمل عبادی ابعاد مختلفی بخشيده است، ابعاد و جنبه هايی چون عبادت خدا، خالص كردن نيّت و عمل، سياست و تدبير جوامع اسلامی، بررسی وضعيت دشمنان داخلی و خارجی، ابعاد فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، تربيتی و … اين ابعاد گوناگون در اعمال حج آن­چنان در هم آميخته است كه تفكيک آنها از هم امری بسيار دشوار است، از اين جهت نگريستن به حج تنها از دريچه عبادت فردی و يا اقتصادی، مثله كردن اين عمل بزرگ عبادی و از اثر انداختن آن است و لازم است كه مسلمانان آن را با توجه به ابعاد و جنبه های گوناگونش بياموزند.

از آن جا که حج و عمره یکی از کارهای بسیار مهم و عبادی هستند و انسان می خواهد در این سفرهای معنوی بهره­های فراوانی به دست آورد، لازم است، شرایط خاصی را در خود فراهم نماید که در زیر به پاره ای از آنها اشاره می شود:

اوٌل: نیٌت خود را برای خدا خالص کند.

دوم: از گناهانی که انجام داده توبه خالص نماید؛ یعنی پیشیمان باشد و حق و حقوق مالی و مادی دیگران را که به ناحق تصاحب نموده و یا از بین برده به صاحبانش برگرداند و نسبت به حق و حقوق معنوی به نوعی جبران نماید و در مورد آن حقوق و تکالیف الاهی که از طریق کفاره و قضا قابل جبران است تصمیم و شروع به جبران نماید.

سوم: اگر تا به حال خمس مال خود را پرداخت نکرده و سال خمسی نداشته است، برای خود سال خمسی قرار دهد و خمس مال را پرداخت نماید.

چهارم: توشه سفر و خرجی راه خود را از راه حلال تهیه نماید و بخل نورزد.

پنجم: بر توان و نیروی خود اعتماد و تکیه نداشته باشد، بلکه فقط بر خداوند توکل کند و فقط از او یاری بخواهد.

ششم: با دوستان و اهل سفر خوش خلقی نماید و تواضع را پیشۀ خود سازد و از کج خلقی، سخن لغو و درشت گویی اجتناب نماید.

هفتم: بعد از ورود به سرزمین وحی و قبل از انجام اعمال، سعی کند از اموری که موجب دل مشغولی و مانع توجه به امور معنوی است اجتناب کند.

مفهوم شناسی حج

در منابع لغوی، واژه حج به معانی مختلف و گوناگونی آمده است كه در اين جا به برخی از آنها اشاره می ‌شود: 1. قصد كردن؛ 2. آهنگ كردن؛ 3. پی در پی آمدن؛ 4.‌قصد زيارت كردن؛ 5‌. آمدن؛ 6‌. شاد شدن؛  7. بازداشتن و خودداری كردن؛  8‌ . ‌‌رستگار شدن؛ 9. پيروز شدن؛ 10. پناهنده شدن؛ 11. پاداش دادن؛ 12. ماندگار شدن.[1]

اما در اصطلاح و عرف اسلامی، معنای حج، قصد زيارت خانه خدا و انجام مناسک حج، در ايّام معين می‌باشد. چنانچه راغب اصفهانی در اين باره مي‌گويد:

اَصلُ الحَجِّ، القَصدُ لِلزّيارَةِ، خُصَّ في تَعارُفِ الشَّرعِ بِقَصدِ بَيتِ اللهِ تَعالي اِقامَةً لِلنُّسُكِ‌.[2]

اصل حج، به معنای قصد زيارت است، ولی در عرف شرع به قصد خانه خدا، جهت برگزاری  مناسک حج اختصاص يافته است.

پیشینه حج

انجام مراسم حج به  گونه ای که امروز در قالب و بافت همین مناسک متداول و مرسوم، برگزار می شود، از سابقه و پیشینه ای طولانی برخوردار است.

شیوه و ترتیب حجِّ  مسلمانان، با مناسکی از قبیل: «طواف»، «سعی»، «قربانی» و «رمی شیطان»، به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم (ع) باز می گردد. همان گونه که به طور قطع، بینانگذار اصل حج نیز، آن حضرت بوده و خدای تعالی به او دستور فرمود تا اعلام حج کند و مردم را از هر سو به حجِّ خانه خود، فرا خواند. در این مورد قرآن کریم می فرماید: و مردم را براى انجام مناسک حج دعوت کن، تا پياده و سواره بر هر شتر باريک اندام (چابک و چالاک) كه از هر راه دوری مى‏آيند، به سوى تو آيند.[3]

حجِّ مورد قبول و توصیه اسلام، سنّتی ابراهیمی است و شریعت مقدّس اسلام نیز، همان شکل حج را، بر مسلمانان تکلیف کرده؛ مناسک، اجزاء، شرایط و ارکان آن را به ما آموخته است.

البته در منابع روایی نقل شده است که حج، از سابقه ای بس زیاد برخوردار است؛ سابقه و قدمتی که امتداد آن، به سال ها قبل از خلقت آدم، ابوالبشر (ع) می رسد.

چنان که بر اساس  روایتی از امام صادق (ع) سابقه حج، به سه هزار سال قبل از آدم می رسد: امام صادق (ع) فرمودند: پس از آن که حج آدم (ع) به پایان رسید، جبرئیل به او فرمود: گوارا باد بر تو، ای آدم، بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال قبل از تو طواف کرده ام. [4]

 امام صادق (ع) فرمود: پس از آن که آدم از منی بازگشت (و حجش به پایان رسید)، فرشتگان ملاقاتش کرده، به او گفتند: ای آدم، حَجّت نیکو! ما این خانه را دو هزار سال قبل از تو، حج گزارده ایم.[5]

بنابراین، جبرئیل سه هزار سال قبل از آدم، حج گزارده است و هزار سال پس از جبرئیل؛ یعنی دو هزار سال قبل از آدم، دیگر فرشتگان حج گزارده اند.

مردی از امیرمؤمنان علی (ع) پرسید: از اهل آسمان نخستین کسی که حج گزارد، چه نام داشت؟ حضرت فرمود: جبرئیل نخستین حج گزار از آسمانیان بود.[6]

بعد از فرشتگان، نخستین کسی که از زمینیان حج گزارده، حضرت آدم ابوالبشر (ع) است که جبرئیل شیوه و آیین حج را به او آموخت و او حج را به جا آورد.

در روایات صادره از طریق ائمّه (ع) آمده است: «آدم (ع) هفتصد حج و سیصد عمره انجام داده است: امام باقر (ع) فرمود: «آدم هزار بار با پای پیاده خانه را زیارت نمود، که از این میان هفتصد مورد «حج»» و سیصد مورد دیگر «عمره» بود».[7]

گرچه در میان اخبار و احادیث، در تعداد حج های آدم، اختلاف دیده می شود، اما در بسیاری از روایات، عدد «هفتصد حج» آمده است؛ روایاتی که کمتر از هفتصد را ذکر کرده اند، قابل توجیه هستند.

به هر تقدیر، پس از آدم، شیث و دیگر فرزندان او، تا زمان نوح (ع)، حج می گزاردند، چنان که نقل شده است: بعد از آدم و فرزندان او، نوبت به حج نوح می رسد؛ امام صادق (ع) می فرمایند: آدم و نوح حج گزاردند.[8]

پس از طوفان نوح، محل دقیق کعبه نامعلوم بود و در فاصله زمانی بین نوح و ابراهیم (ع) محل خانه تپه ای سرخ رنگ بود که سیل آن را فرا نمی گرفت، مردم هم اگر چه محل دقیق خانه را نمی دانستند ولی با محل تقریبی آن آشنا بودند.

مظلومان و پناه جویان، از سراسر جهان به این محل می شتافتند، نزد خانه دعا می کردند و هرکس در آن جا دعا می کرد، دعایش مستجاب و قبول می شد.

در زمانِ حضرت ابراهیم (ع) به ایشان فرمان داده شد به اتّفاق همسرش به مکه بیاید تا خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حجّ عمومی کند و خود نیز حج گزارد. ابراهیم چنین کرد و خانه را ساخت.

آورده اند که جبرئیل مکان خانه را به او نشان داد، مناسک حج را به او آموخت و ابراهیم همراه اسماعیل و دیگر ساکنان حرم، به انجام مناسک پرداخته و حج گزارد.

پس از ابراهیم و اسماعیل، سنت حج به طور مدام رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت، امتداد داشته است.

ازرقی به نقل از ابن اسحاق آورده است که: اسحاق و ساره نیز از جمله زائران بیت اللَّه و حاجیان خانه بوده اند.[9]

پس از این تاریخ نیز پیامبران و اصحاب آنان هماره حج گزاردند.

از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: هفتاد پیامبر از تنگه نزدیک مدینه عبور کردند و تلبیه گفتند. یونس هم از آن جمله بود و چنین تلبیه می­گفت: لبیک فراج الکرب لبیک، و موسی در تلبیه می گفت: لبیک انا عبدک لبیک و عیسی در مقام تلبیه می گفت: لبیک انا عبدک، ابن امتک، بنت عبدیک لبیک.

ابوبصیر از امام باقر (ع) روایت کرده است: موسی بن عمران همراه با هفتاد پیامبر از فجاج روحاء (تنگه ای نزدیک مدینه) عبور کردند در حالی که می­گفتند لبیک عبدک ابن عبدک.[10]

 از روایات برمی آید که فرزندان هارون، شبر و شبیر نیز حجّ گزاردند.

ابی بلال مکی می گوید: امام صادق (ع) را دیدم که از طرف درب خانه داخل حجر شد و در دو ذرعی خانه نماز گزارد، به ایشان عرض کردم هیچ یک از اهل بیت را ندیدم که این جا نماز بگزارد، فرمود: این جا محل نماز شبر و شبیر فرزندان هارون است.[11]

 سلیمان پیامبر، فرزند داود نیز همراه با آدمیان، جنّیان و پرندگان حج گزاردند.

امام صادق (ع) می فرماید: «… به تحقیق حضرت سلیمان همراه جنیان و انسان ها و پرندگان و باد حج به جا آورد.[12]

به هر رو، آنچه از روایات برمی آید این است که همه یا عمده پیامبران حجّ گزارده اند.

به گواهی روایات، حج پس از ابراهیم (ع) در میان انبیا و امت هایشان رایج بوده است، چنانکه ازرقی از ابن اسحاق نقل می کند: هرسال حضرت ابراهیم (ع) سوار بر براق حج به جا می آورد و پیامبران و امت هایشان نیز پس از ایشان حج گزاردند.[13]

در این باب روایات دیگری است که پیامبران بسیار دیگری را در جمله حجّ گزاران آورده اند.[14]

حج در ادیان

برخى بر اين باورند که حج مراسمى است ويژه آيين اسلام و آداب مسلمانان و تنها بدان گونه عمل مى شود که در فقه اسلامى و کتاب و سنت تفصيل داده شده است. در حالى که براى يک کاوشگر که تمدن هاى باستانى و اديان آسمانى و يا ساختگى را بررسى مى کند، مبرهن مى گردد که حج يک رکن اساسى دينى است که تمدن هاى گوناگون با آن سر و کار داشته و اديان آسمانى و آيين هاى ساختگى به شکلى که بعضاً به حج اسلامى شباهت دارد، با آن مأنوس بوده اند. همچنين کشفيات جديد از آثار بر جاى مانده و پيشين و تطوّرات فرهنگى و معرفتى و شناخت ملت هاى بدوى از خلال مطالعات ميدانى، مى تواند ما را در دستيابى به اطلاعاتی از اين فريضه بزرگ جهانى يارى رساند.

بسيارى از ابنيه، معابد و مراکز دينى پراکنده در سراسر عالم به ويژه مناطق مسکونى دجله و فرات و وادى نيل و نمادهاى پرستش در بسيارى از شهرها و کشورها، در حقيقت مراکزى هستند براى حج که زائرانى براى انجام اعمال عبادى آهنگ سفر به آنها نموده و آداب و اعمال دينى ويژه اى را که براى پيروان اديان تعريف شده است، به انجام مى رسانند. آيا اين چيزى جز معناى حج است که تشکل هاى خاص به قصد عبادت در زمان معين به اين مراکز بار سفر مى بندند؟

حج، هر چند در ميان تمدن ها و آيين ها يکسان نبوده است، اما نمونه بارز آن، همانا حجى است که خداى متعال بر بندگان خود واجب ساخته است.

نمونه بارز حج و مرجع حقيقى انواع حج در تاريخ حيات بشر، همانا حج پيامبران و حج ابراهيم خليل(ع) است که مردم را براى زيارت نخستين خانه مقدس در کره خاکی فراخواند، نخستين خانه از بيوت خداوند که براى هدايت بشر و آمرزش گناهان بنا شده، بيت الله العتيق در مکه مکرمه است، همان گونه که فرمود:

نخستين خانه‏اى كه براى مردم بنا شد همان است كه در مكه، مايه بركت و هدايت جهانيان است [15].

پيام آيه اين است که اين خانه را خداوند، از آغاز، حقيقتا براى همه مردم و تمامى اديان قرار داده و تا قيامت با همين عنوان پا بر جا خواهد ماند و به گروهی خاص و آيينی خاص، اختصاص ندارد؛ زيرا مبدأ و منبع دعوت به دين خداى يگانه است و جز او چيزى وجود ندارد. آفريدگار جهان و انسان يکى است و دعوت به هدايت در همه اديان آسمانى توحيدى نيز يکى بيش نيست و امکان ندارد که آفريدگار ميان بندگان خود فرق بگذارد که براى گروهى از آنها خانه اى مبارک و کانون رحمت و خير و برکت را قرار دهد و براى ديگران قرار ندهد. تعبير آيه کريمه با عبارت: «وُضِعَ لِلنَّاسِ» و «وَ هُدىً لِلْعَالَمِينَ» همين مفهوم را افاده می کند؛ يعنى کعبه براى مردم نهاده شده و هدايتگر جهانيان است.

ليکن در گذرگاه حيات انسان، اديان الهى و تعاليم آسمانى و کتاب هاى فرود آمده از سوى خداوند، مانند: صحف ابراهيم، تورات موسى، انجيل عيسى و زبور داود، دستخوش تحريف گرديده و هواهاى نفسانى و اميال بشرى در آن دخالت کرده و آنها را به بازى گرفته است چنانکه آيه کريمه بيان مى کند: دينشان را بازيچه و سرگرمى گرفتند و زندگى دنيا آنان را فريفت[16] و به کلّى از دين منحرف شدند جز آنان که از هدايت و دستگيرى خداوند بهره مند گرديدند؛ ما در ميان هر امت پيام آورى فرستاديم تا آنان را به بندگى خدا و اجتناب از طاغوت فرا خواند، برخى از آنان را خداوند هدايت فرمود و برخى مستوجب ضلالت و گمراهى شدند[17] و آنگاه که بيشتر مردم از آيين حنيف و دين خدا دور افتادند، به پرستش بتان روآوردند و خدايان متعدد گرفتند؛ خداى آفتاب، خداى ماه، خداى خير و خداى شرّ… .

مردم، برخى ظواهر طبيعت، همچون درختان، جنگل ها، کوه ها، نهرها، ستاره ها و افلاک را تقديس و پرستش کرده و برخى قبور مردگان و حيوانات مخصوص را مورد ستايش قرار می دادند و براى آنها اماکن و مراکزى می ساختند و در اوقات معيّن و غالباً اعياد، به زيارت آنها می آمدند و به صورت دسته جمعى آهنگ آن اماکن می نمودند و از اين جا حج اديان پديد آمد![18]

حج در آئین یهود

دیانت یهودی، حج را به عنوان یک عبادت با آثار مادی و معنوی می نگرد، همان گونه که دین اسلام و سایر ادیان توحیدی و غیر توحیدی چنین نگرشی به حج دارند، ولی تفاوت در ماهیت این عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مکان و زمان آن است.

حضرت موسی کلیم الله (ع) از پیامبران اولو العزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم (ع)، جهان شمول است و به شریعت خاصی اختصاص ندارد و امکان نداشت از طریق حج صحیح ابراهیمی منحرف گردد و به راهی جز تعالیم خداوند برود. حضرت موسی هم همچنان که در روایات آمده است[19] قطعاً به ندای حضرت ابراهیم (ع) لبیک گفته است.

شایان ذکر است در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادت آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید. پس از حضرت موسی (ع) یهود به فرقه های مختلف در آمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد که به برخی از آنها اشاره می شود:

1. گروهی از یهود به بیت المقدس و هیکل سلیمان رفتند.

2. گروهی به طور سینا رفتند.

3. گروهی «بئرحی» در نزدیکی شهر الخلیل را برگزیدند.

4. گروهی اماکن طبیعی را برگزیدند.[20]

دکتر حسن ظاظا در خصوص زمان حج یهودیان می نویسد: 1. «عید فصح» که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود.

2. «عید حساد» یا «اسابیع» که مدت آن یک روز است که در اوایل تابستان قرار گرفته است.

3. «عید ظفلل» که مدت آن هشت روز است و در پائیز قرار دارد.

در این بخش به این نکته اشاره می شود:

در دائره المعارف الاسلامیة آمده است: حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی (ع) به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در سفر خروج، فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده: «در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید».

در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده: «در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند».

در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.[21]

حج در مسیحیت

مسیحیان در آئین خود، راه و روش های متعدّدی را پیموده اند و آنچه را خود خواسته اند به اسم شریعت درآورده اند و آنچنان در اذهان آنان این راه و روش ها جلوه کرده که خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل قلمداد کرده اند.

حج را نیز بدین گونه تعریف کرده اند که در پیرامون نمادهای مورد تقدیس خود، به طواف بپردازند و قربانی کنند و نذوراتی تقدیم نمایند و با گریه و تضرع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و… .

مسیحیان به فرقه های گوناگونی تقسیم شده اند و هر فرقه ای طریقه خاصی را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ کرده است. کتاب مسیحیان، (انجیل)، اعیاد دینی، همچون عید «فصح»، «عید قیامت»، «عید میلاد» و «عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابی شبیه حج همراه است.

یکی از نویسندگان مسیحی به نام «ونسک» در خصوص حج مسیحیان می نویسد: واژه شناسان عرب، حج را به «قصد» تفسیر کرده اند و این با معنای حج در نظر مسیحیان یکسان است و همچنین ماده و معنای این واژه در لغت سامی شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن می­باشد.

نویسنده مسیحی «فرتزرایدنور» می گوید: «کلید عقاید مسیحیت این است که در واقع «مسیح» منشأ پیدایش معتقدات آیین مسیحی می باشد و هم اوست که مجموعه اینها را در خود جمع می کند. بر این اساس جامعه مسیحی اماکنی را که یاد و خاطره مسیح یا شخصیت مادرش مریم (س) را تداعی می کند، برای اعیاد سالیانه و آداب دینی و حج برگزیده اند.

در هر حال آنچه از مسیحیت به چشم می خورد آن چیزی نیست که در آیین نخستین حضرت عیسی (ع) وجود داشته است؛ زیرا هر آنچه مورد تقدیس قرار می گیرد، به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح (ع) می باشد، نه به اعتبار انتساب آن به خدای مسیح. باید دانست حضرت مسیح هم یكی از پیامبران اولوالعزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم (ع) جهان شمول است و به شریعت خاص اختصاص ندارد. پس قطعاً ایشان هم به ندای حضرت ابراهیم (ع) همچون حضرت موسی (ع) و سایر پیامبران الهی لبیک گفته است. همان طور که از روایات استفاده می شود که همه پیامبران از جمله حضرت مسیح (ع) به حج خانه خدا مشرف شده اند.

مکان هایی که به عنوان اماکن مقدس برای حج مسیحیان ذکر شده است، عبارتند از: 1. برخی از مسیحیان به سوی بیت المقدس در فلسطین، جائی که صلیب اصلی عیسی (ع) قرار دارد، رهسپارند و با این حرکت به سنت ملکه هیلانه تأسی می جویند.

2. گروه دیگر به کنیسه «رومه» رم در ایتالیا رو می آورند.

3. برخی از آن ها به «لورد» در فرانسه، آن جا که معتقدند جناب مریم (س) برای آنان تجلی کرده، حج می گزارند.

4. جمعی از آنان به کنیسه «فاطیما» می روند؛ زیرا بانویی بزرگ و نورانی به نام فاطیما در آن جا تجلی کرده است.[22]

حج در زردشت

آیین زرتشت با قدمتی 2500 تا 3000 ساله که عمدتاً ماهیتی اخلاقی (پندار نیک – گفتار نیک – کردار نیک) دارد از ادیان کهن جهان به شمار می رود.

بنابر نقل مسعودی در مروج الذهب؛ ایرانیان پیشین قصد خانه خدا می کردند و آن را طواف و تعظیم می نمودند. آخرین کسی که از ایرانیان حج گزارد، ساسان، پسر بابک، نیای اردشیر پسر بابک، نخستین پادشاه و پدر سلسله ساسانیان بوده است. ساسان کسی بود که به زیارت کعبه آمد و آن را طواف نمود و در کنار چاه زمزم مناجات سر داد.[23]

امروزه ساختمانی همانند کعبه در پاسارگاد، پایتخت کورش (در میان کاخ ها، پادگان و مقبره کورش) واقع شده و همچنین ساختمان دیگری که شبیه به کعبه بوده و امروز کعبه زرتشت نامیده می شود که در نقش رستم[24] واقع شده،[25] از جمله دلایلی می باشد که زرتشتیان اولیه به قداست کعبه واقف بوده اند. حال بر سر عقاید زرتشتیان نسل های بعدی چه آمده، خدا می داند.

علاوه بر این ها، در میان زرتشتیان مقدساتی وجود دارد که آنان همراه با آدابی به تقدیس و احترام آن می پردازند و برخی از محقّقان، از آن به حج تعبیر نمودند که در ذیل به برخی از آن اشاره می شود:

سالانه بیش از ده هزار زرتشتی از ایران و سایر نقاط جهان همچون کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیای میانه، هند و هنگ کنگ به مدت 5 روز به زیارت (پیر سبز) یا (چک چک) که یکی از زیارتگاه های زرتشتیان است، می آیند.

این زیارتگاه در قلب کویر در 52 کیلومتری شمال شرقی یزد واقع شده که قطره های بی شمار آبی که از شکاف سنک بر اطراف زیارتگاه می چکد، زیارتگاه را سر سبز نگاه داشته است. زائران در این محل گرد هم جمع می شوند و اعمالی خاص به جای می آورند.

مناسک چک چک: شمع روشن کردن، دعا خواندن، نذر کردن، سدره پوشی و کشتی بستن از جمله مناسکی است که در این نیایشگاه به جای می آورند. زیارت کنندگان باید با سر پوشیده وارد شوند و آوردن نان نذری (سیرک) و تعارف آن به زائران نیز بخشی از مناسک است.

از دیگر آیین های این مراسم کتک زدن تازه دامادها است. بدین گونه که جوانان به ویژه جوانان مجرد، پرس وجو کرده و کسانی که در طول یک سال گذشته ازدواج کرده اند را پیدا می کنند و با شوخی و خنده دست و پای این تازه دامادها را گرفته، به پشت می خوابانند و کتک می زنند. داماد و خانواده او نیز با شربت و شیرینی که در نیایشگاه تبرک شده از آنها پذیرایی می کنند. جوانان ضمن تفریح و سرگرمی و خوردن شیرینی بدشان نمی آید که قهرمان کتک خوری سال آینده باشند.

دراین مراسم موبدان، نیایش جشن خوانی را با همراهی مردم برگزار می کنند و پس از اوستا خوانی و سخنرانی ها، مردم دسته دسته به زیارت نیایشگاه می روند. شبانگاهان بر دامنه این کوه، در دل کویر پر از ستاره، تنها چراغ روشن خیله ها[26] آواز شادمانه مردمان با ستاره های بی شمار آسمان گفت وگو ها دارد.

زرتشتیان زیارت گاه های دیگری همچون پیر بانو، پیر هریشت و … (که همه آنها را منسوب به یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی می دانند)، دارند و برای هر یک زیارت ویژه ای تدارک می بینند، اما زیارت پیر سبز را شاید بتوان مفصل ترین آنها خواند. این زیارتگاه ها زمان خاصی برای زیارت دارند که به آن حج می گویند.[27]

حج در جاهلیت

در برخی از آیات قران، علاوه بر وجود حج در زمان جاهلیت، به چگونگی بعضی از مناسک حج آنان نیز اشاره شده است که در ذیل به آن پرداخته می شود:

1. نماز خواندن آنها در کنار خانه خدا چیزى جز سوت کشیدن و کف زدن نبوده، پس این عذاب را به پاداش آنچه کافر شدید بچشید.[28]

این آیه ظهور دارد که نماز و دعای آنها هنگام انجام حج، به صورت سوت کشیدن و کف زدن بوده است.

2. بعد از آن به طریقى که همه مسلمانان باز مى‏گردند رجوع کنید و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.[29]

این آیه ناظر به یکی از عادات مشرکان مکه در زمان جاهلیت است که وقوف در عرفات را مربوط به کسانی می دانستند که از خارج مکه برای حج می آمدند، اما قریش و طوایف اطراف حرم و وابستگان قریش، از این کار معاف بودند، چنان که امام صادق (ع) در بیان این آیه فرمود: قریش می گفتند: ما نسبت به خانه خدا از سایرین برتری داریم، پس باید (برای اعمال حج) از مزدلفه (مشعر) کوچ کنید، (به عرفات نروید) خداوند به آنان دستور داد تا از عرفات شروع کنند. [30]

این امتیاز و برخی امتیازات دیگر را اصطلاحاً «حُمس»[31] می نامند؛ یعنی قریش معتقد بودند که چون از فرزندان ابراهیم، سرپرستان خانه خدا، اهل حرم و ساکن مکه هستند و هیچ یک از عرب ها مقام و منزلت آنها را ندارند، پس امتیازاتی بر دیگران دارند. استفاده کنندگان این امتیازات را حُمس نامیده اند؛ لذا می گفتند چون عرفات از محیط حرم خارج است، پس وقوف در آن مربوط به اهل حرم نمی باشد، اما آیه مذکور، این گونه امتیازات را لغو کرده است.

3. هنگامى که مناسک حج خویش را به‏ جا آوردید، خدا را یاد کنید، همان گونه که پدران خود را یاد مى‏کنید یا بیشتر.[32]

این آیه اشاره به یکی دیگر از عادات مردم جاهلی در موسم حج دارد که پس از انجام مراسم حج، اجتماعی تشکیل می دادند و افتخارات موهومی را که از ناحیه پدرانشان نصیبشان شده بود، با تکیه بر ارزش های جاهلی یاد می کردند و بدان می بالیدند، چنان که امام صادق (ع) در این مورد فرمود: «چون عرب وقتى در منا اقامت مى‏کرد، بعد از قربانى شتر، به تفاخر مى‏پرداخت، یکى مى‏گفت: پدر من چنین و چنان بود، آن دیگرى مى‏گفت پدرم چنین و چنان بود»، خداى تعالى فرمود: چون از مناسک خود خارج شدید، به یاد خدا بیفتید، همانطور که به یاد پدران خود مى‏افتید، بلکه بیشتر و شدیدتر از یاد پدران.[33]

4. تغییر ماه هاى حرام براى مشرکان افزایش در کفر است و کافران بدین وسیله گمراه تر مى‏شوند. یک سال آن را حلال و سال دیگر آن را حرام مى‏شمارند، تا با تعداد ماه هایى که خدا حرام کرده تطبیق دهند و بدین سان آنچه را خدا حرام کرده است، حلال می شمارند. براى آنان اعمال قبیح شان زیبا جلوه داده شد و خدا جماعت کفر پیشه را هرگز هدایت نمی کند.[34]

این آیه کریمه ناظر به یک سنت غلط جاهلی به نام «نسیء» به معنای تغییر دادن جای ماه های حرام است که این عمل هر ساله طی مراسم خاصی در سرزمین منا انجام می گرفت که نشان از سودجویی آنها بود؛ چون با این تغییر و تحوّل، قصد داشتند حج در موقعی برپا شود که منافع بازرگانی و تجارتی آنها هم تأمین گردد؛ از این رو، سعی می کردند که حج در خرم ترین ایّام سال و آسان ترین زمان برای رفت و آمدهای تجاری انجام پذیرد، اما از آن جاکه حج باید در ایام ذی حجه واقع شود و گاهی ذی حجه در فصل گرمای طاقت فرسای مکه می افتاد که هم حج گزاران به زحمت می افتادند و هم معادلات تجاری به نحو مطلوب انجام نمی گرفت؛ از این رو با عمل «نسیء»، کاری می کردند که موسم حج، همواره در فصل معتدلی واقع شود و این عمل تا سال دهم هجرت ادامه داشت، تا این که به وسیله پیامبر خدا در حجة الوداع، استفاده از این عمل ممنوع و باطل اعلام گردید[35] و نسیء با نزول این آیه کفر محسوب گردید تا مراسم حج، بازیچه ای در دست سودجویان واقع نگردد.

5. گناهى بر شما نیست که به هنگام حج از فضل و بخشش پروردگارتان بهره بگیرید. هنگامى که از عرفات کوچ کردید، خدا را در نزدیک (کوه) مشعر الحرام یاد کنید. او را یاد کنید که شما را هدایت فرمود در حالى که پیش از آن در گمراهى بودید.[36]

در زمان جاهلیت، این توهّم وجود داشت که معامله و تجارت و بارکشی و مسافربری به هنگام موسم حج، حرام و گناه و موجب بطلان حج می گردد،[37] اما خداوند با نزول این آیه فرمود: هیچ گونه مانعی برای تجارت در ایام حج وجود ندارد، بلکه براساس آیه: تا در حج شاهد و گواه منافع اجتماع بزرگ خود بود…[38]. و روایاتی که از ائمه (ع) نقل شده، یکی از حکمت های حج، منافع اقتصادی آن می باشد.

6. از تو از ماه های (نو) مى‏پرسند. بگو: آنها میقات هایى است براى مردم و براى حج، نیکى آن نیست که شما از پشت خانه‏ها، به درون خانه‏ها وارد شوید، و لکن نیکوکار کسى است که پرهیزگار باشد و از درها به خانه‏ها بیایید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.[39]

این آیه، بنا به شأن نزولی که بعضی از مفسران گفته اند، اشاره به یک رسوم خرافیِ دیگر در موسم حج، در زمان جاهلی دارد، که هرکس هنگامی که لباس احرام را به تن کرد، دیگر نباید از راه معمولی و درِ خانه وارد شود، بلکه در پشت خانه نقبی می زدند که به هنگام احرام فقط از این راه رفت و آمد می کردند، به طوری که این عمل نزد آنها نیکو شمرده می شد؛ زیرا نوعی ترک عادت تلقی می گردید و از آن رو که احرام ترک عادت است، پس از این ترک عادت، آن را تکمیل می کردند، اما خداوند با نزول این آیه، ملاک برّ و نیکی را تقوا دانسته است.

7. به راستى صفا و مروه از شعایر (و نشانه‏هاى) خداوند است، پس هر کس، حج خانه (خدا) یا عمره به جا آورد، باکى بر او نیست که بر آن دو، طواف کند و هر کس با رغبت، کار نیک کند، پس بى‏گمان خدا شکرپذیر دانا است.[40]

یکی از اعمال حج در جاهلیت، سعی میان کوه های صفا و مروه بود، ولی در بالای این دو کوه، دو بت به نام های اساف و نائله نصب بود که آنها به هنگام سعی، برای این دو بت احترام قائل می شدند. مسلمانان به خاطر سابقه این موضوع، کراهت داشتند در ایام حج سعی میان صفا و مروه کنند و تصور می کردند این یک عمل جاهلی است. خداوند با نزول این آیه، آن تصوّرات را مردود دانست و سعی میان صفا و مروه را یکی از شعائر دین مطرح کرد، چنان که معاویة بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت در ضمن حدیثی طولانی فرمود: «مسلمانان گمان می کردند که سعی صفا و مروه از ابتکارات مشرکان است، در پی آن خداوند آیه ای نازل نمود و فرمود: «صفا و مروه از نشانه های خداوند است».[41]

8. از عادات دیگر جاهلیت در مراسم حج، طواف در حال برهنگی است. آنان معتقد بودند که تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار دارد و اگر کسی جامه احرام تهیه نمی کرد، می بایست برهنه طواف کند و طواف با لباس و پارچه ای که از خارج حرم باشد را باطل می دانستند.

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رسول خدا (ص) بعد از آن که مکه را فتح کرد، در آن سال از زیارت مشرکان جلوگیرى نفرمود و از سنت‏هاى زیارتى مشرکان یکى این بود که اگر با لباس وارد مکه مى‏شدند و با آن لباس دور خانه خدا طواف مى‏کردند، دیگر آن لباس را به تن نمى‏کردند و مى‏باید آن را صدقه دهند؛ لذا براى این که لباس هایشان را از دست نداده باشند، قبل از طواف از دیگران لباسى را عاریه و یا کرایه مى‏کردند و بعد از طواف به صاحبانشان بر مى‏گرداندند، در این میان اگر کسى به لباس عاریه و اجاره دست نمى‏یافت و خودش هم تنها یک دست لباس همراه داشت، براى آن که آن لباس را از دست ندهد، ناچار برهنه مى‏شد و لخت مادرزاد به طواف مى‏پرداخت.

زمانی زنى رعنا و زیبا از زنان عرب به زیارت حج آمد و خواست تا لباسى عاریه و یا کرایه کند ولی نیافت، خواست با لباس طواف کند، گفتند: در این صورت بایستى بعد از طواف لباست را صدقه دهى، گفت: من جز این لباس ندارم؛ لذا لخت شد و به طواف پرداخت، مردم ریختند به تماشایش، ناچار یک دست خود را بر عورت پیشین و دست دیگرش را بر عورت پسین گذاشت و طواف را به آخر رساند در حالى که مى‏گفت:

الیوم یبدو بعضه او کله

فما بدأ منه فلا احله.[42]

بعد از آن که از طواف فارغ شد عده‏اى به خواستگاریش آمدند، گفت من شوهر دارم.[43]

بعضی از مفسران، این عادت زشت جاهلیت را در ذیل آیه: چون كار زشتى مرتكب مى‏شوند، مى‏گويند: پدرانمان را بر آن [كار] يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: يقيناً خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد، آيا چيزى را كه نمى‏دانيد [از روى جهل و نادانى‏] به خدا نسبت مى‏دهيد [44] ذکر کرده اند و مراد از فحشا یا یکی از مصادیق آن را، همین عمل قبیح جاهلی دانسته اند.[45]

فلسفۀ حج

مراسم پرشکوه حج، همچون عبادات ديگر داراى برکات و آثار فراوانى در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحيح انجام پذيرد و از آن بهره بردارى درستى شود، مى‏تواند هر سال منشأ برکات و  تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

اين مناسک بزرگ در حقيقت داراى چهار بعد است که هر يک از ديگرى ريشه‏دارتر و پرسودتر است:

1. بعد اخلاقى حج: مهم ترين فلسفه حج، دگرگونى اخلاقى است که در انسان ها به وجود مى‏آورد. مراسم حج به گونه ای است که انجام مراحل آن برای حاجیان، هر کدام یکی پس از دیگری یک درس کاملی از اخلاق و ادب است.

مراسم احرام، نوعاً انسان را به کلى از وابستگی های مادى و امتيازات ظاهرى و لباس هاى رنگارنگ و زر و زيور بيرون مى‏برد و با تحريم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است، او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانيت و صفا فرو مى‏برد و آنها را که در حال عادى بار سنگين امتيازات موهوم و درجه ‏ها و مدال ها را بر دوش خود احساس مى‏کنند، يک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى‏ کند.

پس مراسم حج يکى پس از ديگرى انجام مى‏گيرد، مراسمى که علاقه ‏هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدايش محکم تر و رابطه او را نزديک تر و قوی تر مى‏سازد، او را از گذشته تاريک و گناه‏ آلودش بريده و به آينده ‏اى روشن و پر از صفا و نور پيوند مى‏دهد.

مخصوصاً توجه به اين حقيقت که مراسم حج در هر قدم، يادآور خاطرات ابراهيم بت شکن، و اسماعيل ذبيح اللَّه، و مادرش هاجر است. مجاهدت ها، گذشت ها و ايثارگرى های آنان را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم مى‏کند. همچنین توجه به اين که سرزمين مکه عموماً و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصاً، يادآور خاطرات پيامبر اسلام و پيشوايان بزرگ و مجاهدت هاى مسلمانان صدر اول است، اين انقلاب اخلاقى عميق تر مى‏گردد، به گونه‏ اى که در هر گوشه‏ اى از مسجد الحرام و سرزمين مکه، انسان چهره پيامبر (ص) و على (ع) و ساير پيشوايان بزرگ را مى‏ بيند و صداى آواى حماسه ‏هاى آنها را مى ‏شنود.

آرى اينها همه دست به دست هم مى‏دهند و زمينه يک انقلاب اخلاقى را در دل هاى آماده فراهم مى‏سازند، به گونه ‏اى توصيف ناشدنى، ورق زندگانى انسان را بر مى‏گردانند و صفحه نوينى در حيات او آغاز مى‏کنند.

بى جهت نيست که در روايات اسلامى آمده است: کسى که حج را به طور کامل انجام دهد، از گناهان خود بيرون مى‏آيد همانند روزى که از مادر متولد شده است.[46]

آرى حج براى مسلمانان يک تولدی دیگر است، تولدى که آغازگر يک زندگى نوين انسانى مى‏باشد. البته نیاز به يادآورى ندارد که اين برکات و آثار- و آنچه بعداً به آن اشاره خواهد شد- نه براى کسانى است که از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت کرده و مغز آن را به دور افکنده‏ اند، و نه براى آنها که حج را وسيله تفريح و سير و سياحت و يا تظاهر و ريا و تهيه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده‏ اند؛ سهم آنها، همان است که به آن رسيده‏اند!

2. بعد سياسى حج: به گفته يکى از اندیشمندان مسلمان، مراسم حج در عين اين که خالص ترين و عميق ترين عبادات را عرضه مى‏کند، مؤثرترين وسيله براى پيشبرد اهداف سياسى اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا، و روح سياست، توجه به خلق خدا است، اين دو در حج آن چنان به هم آميخته‏ اند که تار و پود يک پارچه، به هم تنیده شده است!. حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است. حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافيايى است. حج وسيله ‏اى است براى شکستن سانسورها و از بين بردن خفقان هاى نظام هاى ظالمانه‏ اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى‏شود.

حج وسيله‏اى براى انتقال اخبار سياسى کشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه ديگر است. بالآخره حج، عامل مؤثرى براى شکستن زنجيرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمانان است.

به همين دليل در آن ايام که حاکمان جبار همچون بنى اميه و بنى عباس بر سرزمين هاى مقدس اسلامى حکومت مى‏کردند و هرگونه تماس ميان قشرهاى مسلمان را زير نظر مى‏گرفتند تا هر حرکت آزادى ‏بخش را سرکوب کنند، فرا رسيدن موسم حج دريچه‏ اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرگ اسلامى با يک ديگر و طرح مسائل مختلف سياسى.

روى همين جهت امير مؤمنان على (ع)، هنگامى که فلسفه فرائض و عبادات را مى‏شمارد، در باره حج مى‏فرمايد: «خداوند مراسم حج را براى تقويت آئين اسلام تشريع کرد».[47]

در روايات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعيف شمرده شده، جهادى که حتى پير مردان و پير زنان ناتوان، با حضور در صحنه آن مى‏توانند، شکوه و عظمت امت اسلامى را منعکس سازند، و با حلقه‏هاى تو در توى نمازگزاران، گرد خانه خدا و سر دادن آواى وحدت و تکبير، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.

3- بعد فرهنگى: ارتباط قشرهاى مختلف مسلمانان در ايام حج، مى‏تواند به عنوان مؤثرترين عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها در آيد. مخصوصاً با توجه به اين نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماينده طبيعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است، (چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زيارت خانه خدا، هيچ عامل مصنوعى مؤثر نيست و زوار کعبه از ميان تمام گروه‏ها، نژادها و زبان هايى که مسلمانان به آن سخن می­گویند برخاسته و در آن جا جمع مى‏شوند؛ لذا در روايات اسلامى آمده است: يکى از فوائد حج، نشر اخبار و آثار رسول اللَّه (ص) به تمام جهان اسلامى است.

هشام بن حکم که از دوستان دانشمند امام صادق (ع) است، مى‏گويد: از آن حضرت در باره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود: خداوند اين بندگان را آفريد … و فرمان هايى در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يک ديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند و هر گروهى سرمايه‏ هاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل کند … و براى اين که آثار پيامبر (ص) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نکنند.[48]

به همين دليل در دوران های خفقان که خلفا و سلاطين جور اجازه نشر اين احکام را به مسلمانان نمى‏دادند، آنها با استفاده از اين فرصت، مشکلات خود را حلّ مى‏کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى (ع) و علماى بزرگ دين، پرده از چهره قوانين اسلام و سنت پيامبر (ص) بر مى‏داشتند.

از سوى ديگر، حج مى‏تواند، مبدل به يک کنگره عظيم فرهنگى شود و انديشمندان جهان اسلام در ايامى که در مکه هستند گرد هم آيند و افکار و ابتکارات خويش را به ديگران عرضه کنند.

اصولاً يکى از بدبختی هاى بزرگ اين است که مرزهاى کشورهای اسلامى سبب جدايى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بينديشند، که در اين صورت، جامعه واحد اسلامى، پاره پاره و نابود مى‏گردد. آرى حج مى‏تواند جلوی اين سرنوشت شوم را بگيرد.

امام صادق (ع) در ذيل همان روايت هشام بن حکم، مى‏فرمايد: اگر هر قوم و ملتى تنها از کشور و بلاد خويش سخن بگويند و تنها به مسائلى که در آن است بينديشند، همگى نابود مى‏گردند و کشورهايشان ويران مى‏شود، منافع آنها ساقط مى‏گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى‏گيرد.[49]

4. بعد اقتصادى حج: بر خلاف آنچه بعضى فکر مى‏کنند، استفاده از کنگره عظيم حج براى تقويت پايه‏ هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى، نه تنها با روح حج منافات ندارد، بلکه طبق روايات اسلامى يکى از فلسفه های آن را تشکيل مى‏دهد. چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پايه يک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمينه‏ هاى مبادلات اقتصادى و تجارى را در ميان خود به گونه‏ اى فراهم سازند که نه منافعشان به جيب دشمنانشان بريزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد.  اين نه تنها دنيا پرستى نيست، بلکه عين عبادت  و جهاد است.

لذا در همان روايت، هشام بن حکم از امام صادق (ع)، ضمن بيان فلسفه ‏هاى حج، صريحاً به اين موضوع اشاره شده که يکى از اهداف حج، تقويت تجارت مسلمانان و تسهيل روابط اقتصادى است.

در حديث ديگرى از همان امام (ع) در تفسير آيه «لَيْسَ عَلَيْکمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکمْ»[50] وارد شده است که فرمود: منظور از اين آيه کسب روزى است.

ایشان می فرماید: کسی که مناسک حجش را انجام داد و از احرام بیرون آمد می تواند خرید و فروش کند.[51]

کوتاه سخن اين که اين عبادت بزرگ اگر به طور صحيح و کامل مورد بهره بردارى قرار گيرد و زوار خانه خدا در آن ايام که در آن سرزمين مقدس حضور فعال دارند و دلهايشان آماده است از اين فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکيل کنگره‏ هاى مختلف سياسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، اين عبادت مى‏تواند از هر نظر مشکل‏گشا باشد، شايد به همين دليل است که امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «تا زمانی که خانه کعبه بر پا است اسلام هم بر پا است».[52]

در این رابطه على (ع) می فرماید: خانه خدا را فراموش نکنيد که اگر فراموش کنيد هلاک خواهيد شد.

خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آن را خالى نگذاريد که اگر آن را ترک گوئيد، مهلت الهى از شما برداشته مى‏شود.[53]

همچنین به خاطر اهميت اين موضوع است که فصلى در روايات اسلامى تحت اين عنوان گشوده شده است که، اگر يک سال مسلمانان بخواهند حج را تعطيل کنند، بر حکومت اسلامى واجب است که با زور آنها را به مکه بفرستد.[54]

صرف هزینه حج و عمره در کارهای خیر

گاهی برخی از افراد سؤالی مطرح می کنند مبنی بر این که در صورت تعارض عمل حج مستحب یا عمره با عمل خیر دیگری مانند کمک به فقرا و مسمندان، کدام عمل ترجیح دارد به سخن دیگر در صورت وجود فقرا از میان بستگان، همسایه ها و … آیا جایز است ما هر سال برای رفتن به حج یا عمره خرج کنیم؟

در این مقال در صدد پاسخ به این پرسش هستیم.

حجّ خانه خدا در تمام عمر، تنها برای يک بار بر كسانى كه داراى شرايط آن باشند واجب است و تخلف از این واجب نیز، چون دیگر واجبات به هیچ بهانه ای مجاز نیست، اما در ارتباط با تمام اعمال مستحب، از جمله حج و عمرۀ مستحب، یک اصل کلی وجود دارد مبنی بر این که هر عملی از اخلاص بیشتری برخوردار باشد، ثواب بیشتری را به دنبال خواهد داشت و معیارهای کلی دیگری نیز در ارتباط با موضوع حج وجود دارد، از جمله این که خانۀ خدا، نباید به هیچ بهانه ای، حتی صدقه و خیرات به دیگران، تعطیل و یا کم رونق شود و نیز آن که تداوم حج و عمره برای انسان ها، معنویتی را برایشان به دنبال خواهد آورد که حصول آن از راه های دیگر، ناممکن و یا بسیار دشوار خواهد بود.

بنابر این کسانی که دارای شرایط حج (بلوغ ،عقل ،استطاعت) باشند حج تمتع بر آنها واجب است حتماً باید شخصاً حج به جا بیاورند و با صرف پول در راه های خیر یا اعزام دیگران به حج، این واجب از آنها برداشته نمی شود.

اما نسبت به سفرهای حج و عمره مستحب و سایر کارهای غیر واجب، باید در نظر داشت که اسلام، اصول و معیارهایی کلی نسبت به این گونه اعمال مشخص نموده و هر انسان مسلمان، باید همواره با بینش و بصیرت، اهمیت کارهای خیری را که می تواند انجام دهد در نظر بگیرد و اعمالی را انتخاب کند که از درجه بالاتری از اهمیت برخوردار است.

برای روشن شدن موضوع توجه به نکات ذیل خالی از لطف نیست؛

1. هر فردی، اعمال مستحب (و حتی واجب) خود را می تواند با انگیزه های متفاوتی انجام دهد؛ مثلاً گاهی حج و عمره بدین جهت است که در میان مردم، به عنوان انسانی متدین شناخته شود، یا این که در جمع افراد مذهبی، حرفی برای گفتن داشته باشد، یا حتی با آنها، در تعداد چنین سفرهایی به رقابت برخیزد! و یا برای تفریح و تفرج و تجارت باشد! یقیناً، چنین حجی، مورد پذیرش نخواهد بود و پیشوایان دینی ما نیز به این نکته اشاره فرموده اند که تنها حجی قبول است که برای نزدیک شدن به خداوند انجام شود.[55]

صدقه نیز ممکن است با انگیزه های غیر الاهی، چون شناخته شدن به سخاوت، بدهکار نمودن طرف مقابل به قصد استفاده از او در فرصت های دیگر، جلب احترام دیگران و … انجام شود. چنین صدقه ای نیز از پاداش اخروی برخوردار نخواهد بود.[56] البته، هر دوی صدقه و حج می تواند برای خدا باشد که پاداش بزرگی برای عاملان آنها به دنبال خواهد داشت.

2. زیارت خانۀ خدا، مانند بسیاری از دیگر اعمال، به خودی خود، از ارزش ویژه ای برخوردار بوده و در موقعیت عادی، نباید به دنبال مقایسۀ آن با دیگر اعمال بود، همان گونه که ما در حالت عادی نباید به دنبال مقایسۀ احترام به والدین با تهجد و نماز شب باشیم، چون هر دوی آنها دارای ارزش مستقلی می باشند.

البته، ممکن است انسان در طول زندگی خود با موقعیت هایی مواجه شود که تنها یکی از دو کردار نیک، برای او ممکن بوده و بخواهد بداند که عمل به کدام یک از آنها، ارزش بیشتری دارد؟

در این ارتباط، ابتدا باید بدانیم که عقل و دانش هر انسانی، اگر منصفانه به کار گرفته شود، بهترین کمک را در برطرف نمودن این تردیدها خواهد نمود و اصولاً بر اساس تعالیم پیشوایان دینی، رفتاری که در انطباق با عقل و دانش باشد، پذیرفته خواهد شد وگرنه، نه حج، نه صدقه و نه هیچ کردار به ظاهر نیک دیگری که پشتوانۀ عقلی نداشته باشد، فایده ای نخواهد داشت.[57]

بعد از این مقدمه، باید گفت که حج از جملۀ دستورات اسلامی است که دو ویژگی فردی و اجتماعی مهم را به دنبال دارد:

الف: ویژگی فردی آن، ایجاد نوعی رشد معنوی در انسان ها است که به سختی می توان آن را در رفتارهای مستحب دیگر جست­وجو نمود.[58] البته طبیعی است که هر شخصی به اندازۀ توانایی های خود، خواهد توانست بهره­های لازم را از این عبادت بزرگ الاهی دریافت نماید.[59]

ب: ویژگی اجتماعی حج، برقرار ماندن مرکزیت واحدی برای تمام مسلمانان است، به گونه ای که این مرکز الاهی، هیچ گاه نباید تعطیل و یا تضعیف شود.

اکنون، اگر مسلمانی، حج واجب خود را انجام داده و بین انجام مجدد حج و توصیۀ دینی دیگری، مردّد باشد، می توان برای چنین تردیدی، فروض مختلفی را در نظر گرفت:

اول: بین حج و عمرۀ مستحب، با عمل واجبی چون نفقه بر افراد واجب النفقه و یا نجات بیمارانی از مرگ، مردد شود که در حیطۀ سرپرستی او می باشند. بدیهی است نباید واجبات را به بهانۀ مستحبات ترک نموده و می دانیم که حتی نماز واجبی که ستون دین است را می توان در موقعیت های خاصی که با واجب دیگری در تعارض است، ترک نموده و یا به شیوۀ دیگری به جا آورد.

دوم: مردّد باشد که خود به حج برود، یا دیگری را که مشتاق حج است، با هزینۀ خود به آن مکان مقدس اعزام نماید که در این مورد، می توان گفت که چون در هر دو صورت، جنبۀ اجتماعی حج بر جای خود باقی بوده و بر جمعیت موجود در مناسک حج، تأثیری نخواهد گذاشت، اعزام فرد دیگر از این جنبه ایرادی نخواهد داشت، اما در ارتباط با جنبه های فردی آن نیز باید گفت که هر چند فرد اعزام کننده، نتوانسته مناسک حج را به جا آورده و از معنویات آن بهره برد، اما ایثاری انجام داده که شاید ثواب آن کمتر از انجام حج نباشد. در همین زمینه روایاتی نیز وجود دارند که میان رفتن خود فرد به مکه و اعزام شخص دیگر، تفاوتی نمی گذارند.[60]

سوم: مردّد باشد که حج و عمرۀ مستحبی انجام داده و یا این که مبلغ آن را در خیرات دیگری، چون صدقه مصرف نماید.

این مورد، از مواردی است که بیشترین ابهام و پرسش را در بین افراد با ایمان به وجود می آورد و نیاز به بررسی دقیق تری دارد:

در این زمینه، آنچه از سخنان معصومان(ع) برداشت می شود، این است که اگر نرفتن به حج و عمرۀ مستحب، موجبات تضعیف حج را به وجود آورده، کعبه را خالی از جمعیت نموده و به جنبۀ اجتماعی حج، آسیب رساند، هیچ کار خیر دیگری نمی تواند جایگزین حج به شمار آمده و با هیچ بهانه ای نباید از آن، شانه خالی نمود.[61]

در غیر این صورت و حتی اگر جمعیت لازم نیز در حج وجود داشته باشند، توصیۀ پیشوایان ما این است که با صرفه جویی در مخارج حج و جلوگیری از هزینه های غیر ضروری، هم حج مستحب را انجام داده و هم مبلغ صرفه جویی شده (که متأسفانه، امروزه در برخی موارد، از هزینۀ خود حج بیشتر می شود) را به صدقات و خیرات اختصاص داد، تا بدین وسیله، هم به معنویت موجود در مناسک حج دست یافته و هم به دیگر الزامات اجتماعی، چون کمک به دیگران، عمل نمود.[62]

در این زمینه، افرادی که از تمکن مالی مناسبی برخوردارند، می توانند با صرفه جویی در هزینه های زائد زندگی و حتی رعایت تعادل در مخارج حج، به هر دو ثواب حج و صدقه دست یابند.

اما در هر حال، هر انسانی به حال خود آگاه تر از دیگران است[63] و باید با استفاده از عقل و دانش خود، ملاحظه نماید که کدام عمل مستحب، از ریا و هوای نفس او دورتر بوده و جنبه های معنوی را در او تقویت نموده و او را به خدا نزدیک تر می نماید و سپس به یافته های عقلی خود در این زمینه عمل نماید. مطمئناً هر عملی که از ریا دورتر و به اخلاص نزدیک تر باشد، ثواب بیشتری را به دنبال خواهد داشت و توصیه های به ظاهر متفاوتی که پیشوایان معصوم(ع) می نمودند، به گونه ای که یک بار حج را توصیه نموده[64] و بار دیگر، صدقه را مناسب می دانستند[65] به احتمال زیاد، برگرفته از همین اصل کلی و با در نظر گرفتن شرایط مخاطبان بوده است.

در نهایت، باید مراقب وسوسه های شیطان بود، چون او گام به گام، انسان ها را از مسیر رضایت خداوند، دور نموده و به آنچه خود می خواهد، نزدیک می نماید!  به عنوان نمونه، او هیچ گاه، حج را در مقایسه با تجملات زاید زندگی قرار نمی دهد که مثلا آیا حج بهتر است و یا تعویض فرش های منزل؟! بلکه، ابتدا به ذهن افراد با ایمان، متبادر می نماید که صدقه بهتر از حج است و در مرحلۀ بعد، او را از دادن صدقه نیز منصرف نموده و وانمود می نماید که «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است!»، سپس، حتی او را از هزینه های مناسب برای خانواده خود نیز بازداشته و صفت بخل را در او ایجاد نموده و در نهایت، گاهی او را به این سرانجام خواهد رساند که پولی را که آن فرد قصد داشت در راه حج هزینه نماید، نه تنها در حج خرج نکرده، بلکه در راه حرام و یا بیهوده ای مصرف نماید!. به همین دلیل، فرد با ایمان، اگر در موردی به این نتیجه رسید که صدقه را بر حج مستحب ترجیح دهد، باید بلافاصله به تصمیم خود عمل نموده و صدقه را به مستحق آن برساند، وگرنه ممکن است از هر دو ثواب باز ماند.

هزینه سنگین حج و عمره و اقتصاد کشور

سفر حج و عمره یکی از سفرهای معنوی و مقدس است که در رشد و تعالی انسان ها و آشنایی با تاریخ و فرهنگ اسلام و ارتباط آنان با خالق مهربان تأثیر به سزا و غیر قابل انکاری دارد. شاید به همین دلیل است که چنین سفری در آیات قرآن و روایات معتبر مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است و قرآن مجید حج تمتع را برای همه کسانی که استطاعت و توانایی انجام آن را داشته باشند واجب شمرده شده است.[66]

امام صادق (ع) فرمود: کسی که حج واجب خود را ترک کند و با همین حالت از دنیا برود غیر مسلمان از دنیا رفته است.[67] همچنین در روایات ما نسبت به انجام عمره مستحب، ترغیب و تشویق های زیادی شده است.

هزینۀ حج تمتع و عمره و ثروتی که سالانه از این رهگذر از کشور خارج می شود، حقیقتی انکار ناپذیر است، اما باید توجه داشت:

اولاً:حج تمتع یک عبادت واجب است که بر افراد مستطیع واجب می شود. نمی توان به بهانه خروج ارز و ضرر اقتصادی به کشور از انجام این تکلیف الاهی جلوگیری کرد.

ثانیاً: قسمت عمده این هزینه ها هزینه های جانبی این سفر معنوی است و الا یک سفر زیارتی بدون خرید سوغات یا حتی با خرید اندکی سوغات متعارف، هزینۀ زیادی نیست. و برای حل این مشکل باید فرهنگ سازی کرد و سطح آگاهی همۀ مردم کشور را در این زمینه بالا برد.

ثالثاً: بخشی از این پول صرف خرید سوغات هایی می شود که ساخت کشورهایی غیر از کشور عربستان هستند و این کالاها گرچه اقلام با ارزشی نیستند، اما متأسفانه در بازارهای کشور به مراتب گران تر از عربستان فروخته می شود و اگر زائرین آنها را از آن جا خریداری نکنند باید در داخل قیمت بیشتری برای آن بپردازند. بر این اساس در هر حال چه حج و عمره مسدود شود یا نشود، مقداری ارز از ناحیۀ این کالاها از کشور خارج می شود اگرچه با تهیۀ این کالاها در داخل کشور به مراتب ارز کمتری از کشور خارج خواهد شد.

رابعاً: مسافرت و جهانگردی یکی از نیازهای بشر امروزی است که مخارج زیادی را بر اقتصاد فرد و خانواده و کشور تحمیل می کند. هزینه ای که امروزه توسط برخی از هموطنان ما صرف سفر به کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، مالزی، کشورهای اروپایی و… می­شود و این کم عددی نیست!  اما مخارج سفر به حج و عمره با توجه به امکانات و مدت آن در مقایسه با مسافرت به کشورهای دیگر بسیار کم هزینه تر است. علاوه براین که به دلیل ویژگی خاص کشور عربستان و عدم فحشاء و بی بند و باری آشکار و علنی در این کشور بسیاری از خانواده ها این سفر را برای خود و فرزندانشان انتخاب می کنند که در صورت تعطیلی این سفر باید ابتلاء به فساد و فحشاء ناشی از سفر به کشورهای دیگر را به عنوان یکی از سوغات های سفر به دیگر کشورها پذیرا باشیم.

بنابر این تنها راه برای پائین آوردن هزینۀ مالی سفر حج و عمره اشاعۀ فرهنگ مصرف صحیح و مبارزه با مصرف گرایی و تجمل پرستی است.

حج در اسلام

حج و زيارت بيت اللَّه الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام‌ و يكى از اركان پنج گانه ای است كه اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروريات دين به شمار می رود و هرگاه مستطيع با اعتراف به واجب بودن آن، عمداً حج را ترک كند، گناهی بزرگ مرتكب شده و اگر آن را انكار كند، در صورتى كه انكار حج به انكار رسالت رسول اكرم (ص) برگردد، كافر و نجس است. در قرآن مجيد و روايات رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) تأكيدات زيادى به رفتن حج شده كه فقط به يک آيه شريفه و يک روايت بسنده مى‌شود.

خداوند متعال در قرآن مجيد می فرماید: حج خانه خدا بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند، واجب است و هر كه راه كفر پيش گيرد، بداند كه خدا از جهانيان بى‏نياز است.[68]

شيخ كلينی در كافى به سند معتبر از حضرت امام صادق (ع) روايت كرده: «هر كس از دنيا برود در حالی که حجة الإسلام [69] را به جا نياورده باشد، بدون اين كه او را حاجتى ضرورى بوده، يا اين كه به جهت بيمار شدن از آن بازمانده، يا اين كه پادشاهى از رفتن آن جلوگيرى كرده، چنين شخصى در حال مردن به آئين يهوديان يا نصرانيان از دنيا خواهد رفت».[70]

حج در قرآن

در آیات زیادی از قرآن در باره حج و اهمیت آن سخن گفته شده است. به صورت خلاصه می توان گفت در قرآن آمده است: خداوند متعال، کعبه و خانه خود را نه فقط برای عبادت قرار داده است[71]، بلکه اولین خانه ای است که برای برکت و هدایت مردم[72]، برای محوریت و مرکزیت اجتماع مسلمانان و امنیت آنان و…[73] و محل قیام قرار داده است[74] و حق خدا بر مردم است که هرکس می تواند حج آن را به جا آورد.[75] مردم از هر سو قصد و آهنگ آن کنند تا شاهد منافع خود باشند و بر آنچه خدا روزیشان کرده نام خدا را یاد کنند و به درماندگان مستمند بخورانند و آلودگی ها را از خود دور کنند و طواف خانۀ عتیق را به جای آورند. به هر حال هر کس مقررات خدا را ارج نهد برای او نزد پروردگارش بهتر است.[76]حج نمایشی عظیم از وحدت جامعه اسلامی است، هر مسلمانی موظف است با رها شدن از همه قید و بندها و پیوندهای زندگی و پرهیز از تمام کارهای روزانه در این نمایش عظیم شرکت کند.

«أَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ».[77]

و مردم را دعوت عمومى به حج كن‏؛ تا پياده و سواره بر مركب هاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بيايند.

حج و زیارت و طواف بیت الله یکی از شیوه های عبادت است که مورد نظر خداوند متعال است. قرآن مجید در این زمینه می فرماید: «… و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترک كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است».[78]

حج در سنت

بررسی حجّ و ابعاد مختلف آن از نگاه روایات بحث مفصلی را می طلبد، ولی به طور اختصار می توان به نکات زیر اشاره کرد:

مولاى متقيان، امير مؤمنان، علی (ع) در پايان خطبه اوّل نهج البلاغه مى فرمايد:

« وَفَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلاَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ الأَنْعَامِ، وَيَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وُلُوهَ الْحَمَامِ وَجَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَإِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَاخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَيْهِ دَعْوَتَهُ وَصَدَّقُوا كَلِمَتَهُ وَوَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ وَتَشَبَّهُوا بِمَلاَئِكَتِهِ الْمُطِيفِينَ بِعَرْشِهِ، يُحْزِرُونَ الاَرْبَاحَ فِي مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ، وَيَتَبَادَرُونَ عِنْدَ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ، جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى لِلاِسْلاَمِ عَلَماً، وَلِلْعَائِذِينَ حَرَماً، فَرَضَ حَقَّهُ وَأَوْجَبَ حَجَّهُ، وَكَتَبَ عَلَيْكُمْ وِفَادَتَهُ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: (وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين«.[79] پروردگار مهربان زيارت بيت الحرامش را بر شما فريضه قرار داد و آن را قبله گاه مردم نمود. زيارت كنندگان در آن جا وارد مى شوند و براى يافتن بهره معنوى ازدحام مى كنند؛ مانند ازدحام چهارپايان تشنه در كنار چشمه آب! و آمدن به آن مكان مقدّس را مشتاقند، همانند اشتياق كبوتران به طرف آشيانه خود، آن وجود منزّه و پاک آن جايگاه عالى را براى تواضع بندگان در برابر بزرگى و عظمتش، و تصديقشان به عزّت و قدرتش نشانه و علامت قرار داد. از ميان مردمان، شنوندگان فرمانش را انتخاب فرمود. آنان دعوتش را براى زيارت خانه كعبه اجابت كردند و فرمانش را گردن تصديق نهادند و در جايگاه پيامبران براى عبادت و بندگى ايستادند و خود را به فرشتگان طواف كننده عرش شبيه نمودند، در تجارت بندگى سود فراوان به دست آورده، به موقف آمرزش و مغفرتش از هم سبقت مى گيرند.

حضرت حق آن خانه را نشانه و علامت اسلام و پناه گاه پناهندگان قرار داد و زيارت آن محل با عظمت را واجب فرمود و احترام نهادن به كعبه را بر بندگانش لازم دانست و رفتن به آن جا را دستور داد پس در قرآن مجيد فرمود: زيارت بيت الله الحرام حق خداوند بزرگ بر مردم است، مردمى كه برخوردار از استطاعت هستند و هر كه اين نعمت عظيم الهى را ناسپاسى كند، به حضرت حق زيانى وارد نكند كه خداى تعالى از تمام جهانيان بى نياز است».

شیخ کلینی (ره) به طریق معتبر از حضرت صادق (ع) روایت[80] نموده که «هر کس از دنیا برود و حجة الاسلام به جا نیاورد بدون این که او را حاجتی ضروری باشد، یا آن که به جهت بیمار شدن از آن باز ماند، یا آن که پادشاهی از رفتن آن جلوگیری نماید، چنین کسی در حال مردن، به یهودیت یا نصرانیت از دنیا خواهد رفت».[81]

حج پیامبر اسلام (ص)

معاويه بن عمار از امام صادق (ع) نقل می كند كه فرمود: رسول اكرم (ص ) در مدت ده سال كه در مدينه بود، حج به جا نياورد، تا آيه كريمه: «و عموم مردم را (براى آمدن) به حج دعوت كن تا در حالى كه پياده و بر مركب‏هاى لاغر سوارند از هر راه دورى براى حج بيايند»،[82] نازل شد.

رسول اكرم (ص) عازم حج شده به مناديان دستور داد با صداى رسا به مردم مدينه و حومه آن اعلان كنند كه امسال پيامبر (ص) می خواهد به مكه رود و حجّ به جا آورد. اين اطلاع به مردم ساكن مدينه و اطراف و باديه نشينان رسيد و همه اجتماع كردند.

رسول اكرم (ص) چهار روز به آخر ذی قعده مانده، حركت كرد و هنگامى كه به منطقۀ «ذو الحليفه» رسيد، ظهر شد. حضرت در آن جا غسل كرد و حركت كرد تا به مسجد شجره رسید. در آن جا نماز ظهر را خواند و براى حجّ احرام بست…. امام (ع) فرمود: هنگامى كه رسول اكرم (ص) از سعى بين صفا و مروه فارغ شد، در مروه ايستاد، رو به مردم كرد و حمد و ثناى الهى به جا آورد.

سپس فرمود: اين جبرئيل است (و اشاره به پشت سرش کرد) به من امر می كند كه دستور دهم هر كس قربانى نياورده بايد محلّ شود و حتى اگر من قربانى نياورده بودم، مُحلّ می شدم، ولى هر كس قربانى آورده جائز نيست كه از احرام خارج شود تا وقتى قربانى به محلّ خود برسد (در منى ذبح و نحر شود).

پس مردى از ميان جمعيت برخاست و از روى انكار عرض كرد: آيا ما «حاج» و قاصد حج باشيم در حالى كه از سر ما آب بچكد؟ (يعنى غسل جنابت كرده باشيم).

حضرت فرمود: تو به اين حكم هرگز ايمان نخواهى آورد! سپس سراقة بن مالک از جا برخاسته عرض كرد: يا رسول اللَّه (ص) احكام دين را به ما آموختى، گويا ما امروز به دنيا آمديم، اينک به ما بگو اين حكم، مخصوص همين سال است يا براى هميشه می باشد؟

رسول اكرم (ص) فرمود: اين حكم، ابدى است تا روز قيامت. سپس انگشتان خود را در يک ديگر جفت كرد و فرمود: عمره و حج اين چنين باهم ‏اند و عمره تا روز قيامت داخل حج شد.

در اين هنگام على (ع) از يمن به مكّه رسيد و وارد بر رسول اكرم (ص) شد. وقتى كه به خانه رفت، ديد فاطمه زهرا (س) از حال احرام خارج شده و لباس‏هاى رنگين پوشيده است.

از فاطمه سؤال كرد كه اين چه حال است چرا از احرام خارج شده‏اى؟ دختر پيغمبر (ص) گفت: رسول خدا ما را چنين دستور داده است.

على (ع) نزد رسول اكرم (ص) آمده عرض كرد: يا رسول .. من فاطمه را ديدم كه لباس رنگين پوشيده و از احرام خارج شده است. رسول اكرم فرمود: من مردم را به اين حكم دستور داده‏ام.

سپس فرمود: يا على تو چگونه محرم شده و تلبيه گفته‏اى؟ عرض كرد: مانند شما، حضرت فرمود: تو بر احرامت باقى باش مانند خود من و در قربانى با من شريک هستى.

بعد امام صادق (ع) فرمود: رسول اكرم (ص) و يارانش وقتى به مكّه رسيدند، به منزل هيچ كس نرفته و در بيرون شهر مكه منزل كردند، تا روز هشتم موقع ظهر كه رسول اكرم (ص) دستور داد تا مردم غسل كنند و براى حجّ احرام بسته و تلبيه بگويند.

رسول اكرم (ص) و يارانش لبيک گويان براى حجّ حركت كردند تا به «منى» رسيدند. در آن جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و نيز نماز صبح را خواندند و صبح كردند در حالى كه مردم به دور آن حضرت جمع بودند.

عادت قريش اين بود كه در عرفات با مردم وقوف نمی كردند و در مزدلفه می ماندند و از آن جا حركت می كردند و ديگران را مانع مى‏شدند؛ زيرا آنان از مساوات با مردم ديگر ننگ داشتند و در مشعر نيز از راهى ديگر بازمی گشتند، تا خداوند اين آيه را نازل كرد: … ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ[83]، … هم چنان كه مردم حركت می­كنند شما نيز حركت كنيد… .

به دنبال نزول آيه، رسول اكرم (ص) دستور حركت از مزدلفه به عرفات داد و اين امر مخالف تصور قريش بود كه رسول خدا مانند آنها حركت كند.

رسول اكرم (ص) وارد صحراى عرفات شد و در مكانى بنام «غره» كه وسط آن صحرا بود، نزديک كوه‏هاى اراک خيمه خود را برپا كرد و مسلمانان نيز گرد آن حضرت خيمه زدند. وقتى ظهر شد، حضرت غسل كرد و تلبيه را ترک گفت تا به محل نماز آمد و در آن جا مردم را موعظه كرد و احكام و اوامر و نواهى الهى را بيان نموده سپس نماز ظهر و عصر را با يک اذان و دو اقامه خواند.

سپس از آن جا حركت كرد به موقف عرفات رسيد و در آن جا ايستاد. مردم همه دور آن حضرت ايستادند و شترها را خواباندند. حضرت به آنها فرمود: همه اين بيابان و صحرا موقف است و تنها محل وقوف اين جا نيست كه من ايستاده و شترم را خوابانده ام. مردم متفرق شدند.  وقتى كه خورشيد غروب كرد رسول اكرم (ص) آن گاه دستور حركت داد تا به مزدلفه كه همان مشعر الحرام است رسيدند. در آن جا نماز مغرب و عشاء را باز به يک اذان و دو اقامه خواندند و در آنجا ماند تا وقتى نماز صبح را نيز به جا آورد.

رسول خدا (ص) دستور داد: افراد ناتوان بنى هاشم عجله كنند و در شب، جلوتر از ديگران به سوى منى حركت نمايند، ولى فرمود كه تا خورشيد طلوع نكند، رمى جمره عقبه ننمايند.

وقتى هوا روشن شد، رسول خدا (ص) و مسلمانان به سوى منى كوچ كرده وارد منى شدند و جمره عقبه را رمى كردند و قربانى‏هايى را كه رسول اكرم (ص) آورده بود، (64 يا 66 رأس بود و على (ع) 34 يا 36 رأس)، در آن جا كشتند و رسول خدا (ص) فرمود: از هر قربانى كمى بگيرند و آنها را در ديگ پخته و حضرت با على (ع) خوردند و گوشت و پوست همه قربانی ها را صدقه دادند.

رسول خدا (ص)، سپس به زيارت خانه خدا رفت و بعد، به سوى منى بازگشت و تا آخر روزهاى تشريق در آن جا ماندند و هر روز سه جمره را رمى كردند و از آن جا حركت كردند تا به بيابان اطراف مكه رسيدند.

در اين هنگام عايشه جلو آمد و عرض كرد: ساير زنان شما با یک حج و عمره برمی گردند و من تنها با یک حجّ برمی گردم. پيامبر (ص) او را با برادرش عبد الرحمن بن ابى بكر، به «تنعيم» (محلى است خارج مكه كه براى احرام عمره بدانجا می روند)، فرستاد و از آن جا براى عمره مفرده محرم شد و به خانه رفت و طواف كرده و در مقام ابراهيم دو ركعت نماز طواف خواند و بين صفا و مروه سعى كرد و … نزد رسول اكرم (ص) آمد و همان روز از مكه حركت كردند و حضرت داخل مسجد الحرام نشد و طواف نكرد و از بالاى مكه وارد شد و از پائين مكه محله «ذى طوى» خارج گشت.[84]

حج امامان معصوم (ع)

اگر کسی بخواهد حج کامل ابراهیمی انجام دهد، باید آن را در سخنان و سیره و روش پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) جست و جو کند و برای انجام آن، معصومان (ع) را الگو قرار دهد.

پیامبران، امامان (ع) و اولیای دین، سرمشق انسان های آزاده و مسلمانان هستند و آشنایی با سیره اخلاقی، اجتماعی، عبادی، سیاسی و اقتصادی آنان، برای بهتر پیمودن این مسیر، بسیار سودمند و مفید است؛ از این رو توجه به سیره ائمه (ع) در عبادات، به ویژه مناسک حج و حضور در این شعائر ابراهیمی، برای امت کارساز است. نمونه‌هایی از شیوه حج گزاری امامان معصوم (ع) در منابع تاریخی و حدیثی در همه ابعاد زندگی می‌تواند الگو قرار گیرد و برای رسیدن به مقصد کمک کند؛ به عنوان نمونه:

امام صادق (ع) در حال طواف بود که سفیان ثوری از آن حضرت پرسید وقتی پیامبر (ص) هنگام طواف به حجر الاسود می‌رسید چه می‌کرد ؟ حضرت فرمود: « کان یستلمه فی کل طواف فریضه و نافله » در هر طواف واجب و مستحب، دست بر آن می‌کشید،

آنگاه امام صادق (ع) به طواف پرداخت و چون مقابل حجر الاسود رسیده، عبور کرد و آن را استلام نکرد. سفیان ثوری خود را به حضرت رساند و گفت مگر نفرمودید که پیامبر (ص) در هر طواف واجب و مستحب حجر الاسود را لمس می‌کرد ؟

پس چرا خودتان چنین نکردید ؟ امام صادق فرمود: مردم برای پیامبر خدا (ص) جایگاهی قائل بودند که برای من قائل نیستند وقتی پیامبر (ص) به حجر الاسود می‌رسید، راه را برای او می‌گشودند تا استلام کند و من خوش ندارم که در ازدحام و شلوغی جمعیت وارد شوم.[85]

این رفتار امام (ع) راهگشای ما در انجام این عبادت است و به ما می فهماند که اولا این یک عبادت مستحبی بوده است و ثانیا در شرایطی که اسباب زحمت دیگران فراهم می شود، لازم است همین مستحب هم ترک شود.

ضرورت صحیح انجام دادن مناسک حج

سیره امامان (ع) بر این بود که خودشان در حج حضور پیدا می‌کردند تا ضمن انجام اعمال عبادی خود پاسخ گوی سؤالات فقهی مردم نیز باشند و از بعضی روایاتی که ذکر می شود استفاده می‌شود که کلاس های آموزشی قبل از سفر، داشتند و این گویای این حقیقت است که کلاس های آموزشی، از جمله ضروریات سفر حج و عمره است و آیاتی از قرآن مجید مؤید این ادعا می‌باشد.

در مورد حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) آورده شده است که آن پیامبران پس از تعمیر و ترمیم کعبه از خدا خواستند کیفیت مناسک و اعمال حج را برایشان تعلیم کند: «وَ و نيز به ياد آوريد) هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏بردند (و مى‏گفتند) پروردگارا از ما بپذير تو شنوا و دانايى … َراه اطاعت و پرستش را بما نشان بده»[86] سپس جبرئیل امین از سوی خدا به تعلیم آن دو پرداخت و شیوه احرام و اعمال دیگر را آموزش داد. که متن حدیث در وسائل الشیعه به این صورت آمده است:

 امام صادق (ع) می فرماید: خداوند متعال به حضرت ابراهیم (ع) امر فرمود: كه حج كند و جناب اسماعیل را با خود به حج ببرد و وى را در حرم اسكان دهد، هر دو بر شترى سرخ نشسته و به حج رفتند و احدى جز جبرئیل (ع) با آنها نبود.وقتى به حرم رسیدند، جبرئیل گفت: اى ابراهیم از شتر فرود آیید و قبل از این كه داخل حرم شوید غسل كنید.

ابراهیم و اسماعیل از شتر پایین آمده و غسل كردند. بعد جبرئیل به ایشان نشان داد كه چگونه براى احرام آماده شوند. ایشان این مراسم را انجام دادند. سپس جبرئیل به آنها امر فرمود: كه محرم به احرام حج شده و تلبیات چهارگانه‏ اى را كه پیامران مرسل گفته بودند، بگویند. بعد آنها را به باب صفا برده و از شتر پیاده شدند و بین آن دو ایستاد، بعد رو به بیت نمود و تكبیر گفت، آنها نیز تكبیر گفتند، بعد حمد الهى به جا آورد و آن دو نیز حمد نمودند. سپس خدا را تمجید كرد و آن دو نیز تمجید كردند. آن گاه بر خدا ثناء گفت و آن دو نیز مثل او انجام دادند و به دنبال آن جبرئیل جلو رفت و آن دو نیز جلو رفتند و هر سه ثناء بر خدا مى‏گفتند و او را تمجید مى‏كردند تا رسیدند به جاى حجر، جبرئیل استلام نمود و آن دو را امر كرد كه استلام كنند. بعد هفت شوط طوافشان داد. بعد آنها در مقام ابراهیم ایستادند و وی دو ركعت نماز خواند و آن دو نیز خوانده و سپس مناسک را به آنها نشان داد… .[87]

 و همین طور در مورد حضرت آدم (ع) آمده است که: چون آدم (ع) ارادۀ زیارت خانۀ خدا نمود، جبرئیل از سوی پروردگار مأمور شد که آن حضرت را با احکام و مناسک حج آشنا کند خداوند تبارک و تعالى مرا نزد تو فرستاد تا مناسكى كه به واسطه انجام آنها توبه‏ات پذيرفته مى‏شود را به تو بياموزم‏ ‏.[88]

 از این آیه شریفه و حدیثی که به عنوان نمونه ذکر شد، استفاده می‌شود، کلا‌س های آموزشی یک ضرورت دینی و فقهی است که بدون آن، سالکان راه حق و زائران کعبه نمی‌توانند نسبت به آن بی تفاوت باشند، حتی پیامبران خدا نیازمند آن بودند و از طریق آنان این سیره و سنت ریشه گرفته است و این به خاطر این است اعمال حج بهتر و صحیح انجام شود.

کلاس‌ آموزشی پیامبر اسلام (ص): هنگامی که  در سال دهم هجرت، رسول خدا (ص) مأمور گردید پیروان خود را برای انجام حج آماده کند، جمعی از صحابه را علاوه بر شهر مدینه، به اطراف نیز گسیل داشت و به آنان تأکید کرد: امسال در مراسم حج همه آحاد مردم حضور داشته باشند تا وی به امر خدا تمام احکام این فریضه را شخصاً برگزار نموده و به مسلمانان تعلیم نماید «أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ عَزَمَ عَلَى الْحَجِّ فِی عَامِهِ هَذَا لِیفَهِّمَ النَّاسَ حَجَّهُمْ وَ یعَلِّمَهُمْ مَنَاسِكَهُمْ فَیكُونَ سُنَّةً لَهُمْ إِلَى آخِرِ الدَّهْرِ… .[89] در تاریخ اسلام و احادیث متواتره آمده است که آن حضرت 26 ذی القعده الحرام سال دهم هجرت با حضور تمام مسلمانان مدینه و اطراف آن، که قدرت تشرف داشتند عازم حج شد و احدی از مسلمانان از این مراسم تخلف نکرد.

 کلاس آموزشی حضرت امام باقر (ع) و حضرت امام صادق (ع):

امام صادق (ع) با اشاره به دوران خفقان بنی امیه و محرومیت شیعیان از دسترسی به پیشوایان معصوم (ع) به نقش پدر بزرگوارش حضرت امام باقر (ع) در کلاس های آموزشی حج می‌فرماید: تا زمان پدرم، امام باقر (ع) شعیان در آموزش احکام حج و حرام و حلال در تنگنا بودند، ولی چون او به دوران رسید، باب علم و احکام را با  تشکیل کلاس ها برویشان گشود و احکام و مسائل حج را برایشان بیان کرد[90] .

 ابو حنیفه پیشوای گروهی از اهل سنت، در نقش امام صادق (ع) در تشکیل این کلاس ها و بیان احکام حج می‌گوید: اگر امام صادق (ع) نبود مردم از دسترسی به احکام حج باز می‌ماندند[91]. از مجموع این آیات و روایات و سیره امامان معصوم و سنت رسول الله (ص) و پیامبران استفاده می‌شود که تشکیل کلاس ها در هر عصر و زمانی ضروری بوده و هیچ انسانی بدون آموزش لازم، نمی‌تواند به اسرار و آثار و احکام حج آگاه گردد و در نتیجه نمی‌تواند مناسک حج را صحیحاً انجام بدهد، برای این که بتواند یک حج ابراهیمی داشه باشد، باید مناسک حج را تعلیم بگیرد.[92]

حج از نگاه دانشمندان مسلمان

حج یکی از واجبات الاهی است که در میان مسلمانان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. علمای اسلامی به تبع قرآن وروایات، ارزش بالایی برای حج قائلند. مراجعه به کتب و نوشته های این بزرگان، اهمیت وجایگاه حج را در نظر آنها روشن می کند. یکی از علمای بزرگ شیعه شیخ صدوق (ره) می باشد؛ ایشان در کتاب « ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، سرفصلی را با عنوان «ثواب حج و عمره» گشوده و روایات فراوانی را در این زمینه نقل کرده است،[93] و سرفصل دیگری نیز با عنوان «مجازات شخصی که حج را ترک کرده» نیز در این کتاب موجود است که در یکی از روایات آن، چنین بیان شده است:

«اگر شخصی بدون آن که فقیر و مریض بوده و یا از ستمگری در هراس باشد، عمداً حج را ترک کند؛ مانند یهودیان و مسیحیان از دنیا خواهد رفت».[94]

اقسام حج و عمره

حج بر سه  قسم است: افراد، قران و تمتّع. دو قسم اول مخصوص اهل مكه است و تمتع به غير اهل مكه اختصاص دارد، که شامل دو بخش است:

الف. عمره تمتع

ب. حج تمتع.[95]

عمرۀ مانند حج، بر دو قسم است: واجب و مستحب‌

واجب:بر كسى كه منزل او در مكه يا تا شانزده فرسخى (48 ميلى) آن باشد، (كه وظيفۀ وى حج إفراد يا قران است)، در طول عمر، يک بار به شرط داشتن استطاعت، واجب است.

بر كسى كه مى‌خواهد داخل مكه شود واجب است با احرام وارد شود، كه اگر در‌ ماه هاى حج (شوال، ذى القعده، ذى الحجه) باشد و بخواهد حج انجام دهد بايد با احرام عمرۀ تمتع يا حج إفراد يا قران وارد شود، و در غير اين ‌صورت بايد با احرام عمرۀ مفرده وارد شود.

مستحب‌:

بر كسى كه وظيفۀ او حج تمتع است، (منزل او بيش از شانزده فرسخ از مكه فاصله دارد)، عمرۀ مفرده فى‌نفسه (خود به خود) مستحب است.[96]

حج تمتّع

علت نام‌ گذاری اين حج، به حج تمتّع آن است كه مكلّف (زائر خانه خدا) پس از انجام اعمال عمره، از آنچه ـ در بين حج و عمره تمتّع ـ بر او حرام شده بود بهره‌مند می‌گردد.[97] اين حج بر كسانی واجب است كه فاصله سكونت آنان تا مكه از هر طرف 48 ميل و يا 16 فرسخ شرعی[98] (حدوداً 87 كيلومتر) باشد.

به اتفاق تمام فقهای اسلام معنای اصطلاحی حج تمتّع آن است كه در ابتدا اعمال عمره را در ماه‌های حج انجام دهد و پس از فراغت از عمره، برای حج تمتّع احرام ببندد و اعمال حج را به جا آورد.[99]

حج قرآن

حجّ قِرآن برشخصى واجب مى‌شود كه اهل مكّۀ معظمه باشد، يا فاصلۀ منزل او از آن مكان مقدّس، كمتر از 16 فرسنگ شرعى باشد.[100] به این دلیل به چنین حجی، حجّ «قران» گفته می شود كه حاجی باید از موقع محرم شدن، قربانى  را همراه خود داشته باشد؛ يعنى احرام حاجى به اين عمل محقّق مى‌شود كه قربانى را علامت بزند و يا آن را دنبال خود به راه بياندازد و اگر احرام خود را با تلبيه (اللّهمّ لبّيك …) همراه نمايد، نيز جايز است.[101]

حج افراد

حج افراد، وظيفۀ گروهى است كه محلّ زندگى آنان، از مكه كمتر از 16 فرسنگ شرعى فاصله داشته باشد.[102] زائر خانۀ خدا در حج افراد لازم نیست که قربانى خود را همراه خود داشته باشد.[103]

در بارۀ فرق‏هاى بین حج افراد و حج تمتع‏ گفته شده است:

 اول: در حج تمتع قربانى واجب است؛ ولى در حج افراد واجب نيست گرچه مستحب است.

 دوم: در حج تمتع بايد عمره و حج در ماه‏هاى شوال، ذيقعده و ذيحجه از يک سال انجام شود؛ ولى در حج افراد لازم نيست در يک سال واقع شود.

 سوم: احرام حج تمتع بايد در مكه مكرمه بسته شود؛ ولى محل احرام حج افراد براى اهل مكه مكرمه و غير آنها متفاوت است.

 چهارم: واجب است عمره تمتع را پيش از حج تمتع انجام داد؛ ولى در حج افراد معتبر نيست.

 پنجم: بنابر احتياط در حج تمتع در صورت نبودن عذر، طواف و سعى حج را بر وقوف مقدم ننمايد؛ ولى در حج افراد جايز است.

 ششم: بنابر احتياط جايز نيست بعد از احرام حج تمتع طواف مستحب انجام داد؛ ولى در حج افراد جايز است.[104]

عمره تمتع

واژه عمره در لغت به معنای زيارت آمده و در اصطلاح شرع مقدس به معنای زيارت بيت الله الحرام، استعمال گرديده است.

راغب اصفهاني در تعريف عمره مي‌گويد:

وَالعُمرَةُ، الزيارَةُ الَّتي فيها عِمارَةُ الوُدِّ وَجُعِلَ فِي الشَّريعَةِ لِلقَصدِالمَخصوُص.[105]

عمره به معناي زيارت است كه با آن، مكان مورد علاقه آباد می‌شود و در شريعت اسلام برای قصدی مخصوص قرار داده شده است.

مرحوم شيخ طوسی (ره) در تعريف عمره چنين فرموده است: «عمره، در لغت به معنای زيارت است و در شرع عبارت است از زيارت بيت الله الحرام جهت ادای مناسک مخصوص در هر وقت و زمان ايّام سال».[106]

مرحوم طبرسی (ره) در اين زمينه، چنين مي‌فرمايد: «عمره به معنای زيارت و از عمارت، اخذ شده است؛ زيرا زائر، با زيارت خود، آن مكان را آباد می‌كند، امّا در شرع مقدس، زيارت خانه خدا، با عمل مشروع است».[107]

حج تمتّع، دارای دو عبادت به هم پيوسته؛ يعنی عمره تمتّع و حج تمتّع است كه هر دو در يک سال و به ترتيب عمره تمتّع و حج تمتّع انجام می‌گردد.[108]

انجام بخش اول حج تمتع که عمره تمتع نام دارد، تاریخ قطعی به صورت روز خاص ندارد بلکه حاجیان در ماه های حج واجب در بدو ورود خود به شهر مکه آن را انجام می دهند و به انتظار بخش دوم یا بخش اصلی حج در مکه می مانند؛ مثلا اگر یک حاجی در ماه شوال قصد سفر حج را داشته باشد با ورود به مکه عمره تمتع را انجام داده، منتظر فرارسیدن ماه ذی الحجه می شود. به همین ترتیب با ورود تدریجی حجاج به شهر مکه اعمال عمره تمتع نیز انجام می پذیرد و آن شامل خصوصیات[109] ذیل  است:

1. عمره تمتّع بايد در ماه‌های حج (شوال، ذی‌قعده و ذی‌حجه) انجام شود.

2. در عمره تمتّع بايد تقصير نمايد. (تقصير، تعيّن دارد).

3. عمره تمتّع، طواف نساء و نماز طواف مسجد ندارد.

4. محل احرام عمره تمتّع يكی از ميقات‌های پنج‌گانه است.

5. در عمره تمتّع، واجب است كه عمره و حج، در يک سال انجام گردد؛ زيرا هر دو مرتبط و به هم پيوسته است.

عمره مفرده

سفرهايى كه در غير ايّام حج، ولی به منظور انجام اعمال، به مكّۀ مكرّمه انجام مى‌شود، جهت به جا آوردن «عمرۀ مفرده»[110] است. عمرۀ مفرده بر افرادى كه شانزده فرسخ يا بيشتر با مكّۀ مكرّمه فاصله دارند، ابتداءً واجب نمى‌شود[111]، ولى كسى كه قصد انجام حج را ندارد و بخواهد به مكّه وارد شود، بايد با «احرامِ» براى عمرۀ مفرده وارد شود و جهت خروج از احرام بايد بقيّه اعمال آن را انجام دهد.[112] عمرۀ مفرده از هفت عمل تشكيل مى‌شود‌.

1-                  احرام برای عمرۀ مفرده

2-                  هفت دور طواف خانه خدا

3-                  دو رکعت نماز طواف

4-                  هفت دور سعى بين صفا و مروه

5-                  تقصير یا حلق

6-                  هفت دور طواف نساء

7-                  دو رکعت نماز طواف نساء

هر كسى مى‌تواند «عمرۀ مفرده» انجام دهد. حتّى بچّه‌ اى كه مميّز است، اعمال عمره را مى‌فهمد و مى‌تواند مُحرم شود، شرط خاصّى براى او نيست، همچنین مُحرم كردن بچّه غير مميّز يا شخص غير عاقل توسّط ولىّ آنها جايز است، ولى جهت خروج از احرام بايد اعمال عمره به نحو صحيح انجام شود.[113]

مختصات عمره

عمره مفرده‌ دارای مختصاتی است :

1. عمره مفرده، اختصاص به ماه‌های حج ندارد و می توان آن را در طول سال نيز انجام داد.

2. در عمره مفرده، مرد بين انجام حلق و تقصير مخير است .

3. در عمره مفرده، طواف نساء و نماز طواف نساء واجب است.

4. در عمره مفرده احرام از ادنی الحِلّ (نزديک ترين محل خارج از حرم) صحيح است.

5 . عمره مفرده، عملی مستقل است و ارتباطي با حج ندارد.[114]

کیفیت جبران عمرۀ باطل شده

مناسک حج و عمره باید به صورت صحیح انجام شود و در صورت بطلان، شخص ناچار است یا خودش آن را جبران کند یا نائب بگیرد؛ مثلا –مطابق با فتوای امام خمینی (ره)- اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى عمره مفرده و حجّ است به جا نياورد، زنش كه به واسطه مُحرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى‏شود[115] و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى‏شود.[116] ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند به يک ديگر حلال مى‏شوند. سایر مراجع عظام تقلید در رابطه با شخصی که برخی از مناسک حج یا عمره را اشتباه انجام داده و مجدداً به مکه مشرف شده است،  می فرمایند؛

آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

عمل باطل شده را تدارک نماید و مُحرم شدن دوباره مانع ندارد.

آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر طواف عمره يا سعی باطل بوده است ورود به مكه فعلا نياز به احرام ندارد. و وظيفه اين است كه اعمال عمره سابق را انجام بدهد بعد از آن مي تواند به مسجد تنعيم رفته و برای عمره مفرده ديگری احرام ببندد.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

چنانچه اعمال را به صورت صحیح انجام دهد وظیفه دیگری ندارد.

در همین رابطه آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) می فرماید:

اگر یقین به بطلان عمل خود ندارد، عمره محکوم به صحت است و لازم نیست کاری انجام دهد.

اگر یقین به بطلان عمل خود دارد، در حال حاضر شخص مُحرم می باشد و باید در اسرع وقت کسی را نایب کند تا از سوی او عمل را تکمیل کند و اگر خود شخص مشرف شد باید شخصاً عمل را به شکل مقتضی تکمیل کند تا از احرام قبلی خارج شود و مادامی که محرم هست، نمی تواند دوباره محرم شود.

ایام حج

انجام هر عبادتی (واجب) باید در زمان مخصوصی انجام شود. انجام حج واجب هم باید در زمان مخصوص خودش انجام شود. با مراجعه به آیات قرآن[117] و روایات[118] ماه های حج واجب؛ شوال، ذی قعده، ذی حجه، می باشد.

حج در فقه

فقهای بزرگ شيعه ابواب مختلف فقه را چهار بخش می كنند عبادات، عقود، ايقاعات و احكام .

بر همين اصل و تقسيم، اعمال شرعی انسان يا به نحوی است كه قصد تقرب به خدا در آنها شرط شده است و صرفاً بايد به اين قصد انجام شود و اگر به قصد و غرض ديگری آورده شود تكليف ساقط نمی شود يا چنين نيست اگر از نوع اول باشد عبادت ناميده مي­شود؛ مانند نماز، روزه، خمس، زكات، حج، جهاد و … و اگر از نوع دوم باشد يعنی قصد قربت شرط صحت آن نباشد و اگر به قصد و غرض ديگری هم آورده شود صحيح است ، آن نيز بر دو قسم است، يا وقوع آن متوقف به اجرای صيغه خاصی است يا نيست اگر متوقف به صيغه خاصی نباشد، احكام ناميده می شود؛ مانند: ارث، حدود، ديات و اگر متوقف به اجرای صيغه باشد اين نيز به دو نوع است، يا صيغه آن بايد به وسيله دو طرف خوانده شود، طرف ايجاب و طرف قبول، يا اين كه نيازی به دو طرف ندارد صيغه ای يک جانبه است. اگر از نوع اول باشد عقود ناميده می­شود؛ مانند بیع، اجاره، نكاح، وكالت، وقف و اگر از نوع دوم باشد آن را ايقاعات می گويند؛ مانند طلاق، نذر…، شكی نيست که حج جزو عبادات است؛ يعنی قصد قربت و اتیان عمل فقط برای نزديک شدن به خدا در همه اعمال حج شرط است و همه اعمال حج از احرام گرفته تا طواف نساء بايد « خالصانه لوجه الله » گزارده شود.

عبادات در اسلام از جهت اهداف و آثار اقسامی دارند و هر يک از آنها به تناسب شرايط زمانی، مكانی، مقدّمات و اجزاء، تأثير به سزايی در تربيت و تكامل و تعالی انسان دارند؛ به عنوان نمونه حج عبادتی است كه در آن هم تعب و رنج نفس است و هم محروميت از محرمات احرام، هم عبادتی بدنی است و هم مالی، هم عبادت قولی است و هم عملی، قلب و زبان و جوارح بايد در آن هماهنگ عمل كنند. گذشته از اين كه عبادت حج مشروط به زمان خاص «الحج اشهر معلومات» ( شوال، ذی قعده، و ذی حجه) و حضور در مكان­های معين (ميقات ها، مكه، صفا، مروه، عرفات، منا و …)  است؛ از اين جهت جمعيت ميليونی مسلمانان را در ايام معينی از سال و در جاهای معينی فراهم می آورد. اين امور و امور ديگر، به اين عمل عبادی ابعاد مختلفی بخشيده است، ابعاد و جنبه هايی چون عبادت خدا، خالص كردن نيت و عمل، سياست و تدبير جوامع اسلامی، بررسی وضعيت دشمنان داخلی و خارجی ابعاد فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، تربيتی و … اين ابعاد گوناگون در اعمال حج آنچنان در هم آميخته است كه تفكيک آنها از هم امری بسيار دشوار است، از اين جهت نگريستن به حج تنها از دريچه عبادت فردی و يا اقتصادی، مثله كردن اين عمل بزرگ عبادی و از اثر انداختن آن است و لازم است كه مسلمانان آن را با توجه به ابعاد و جنبه هاي گوناگونش بياموزند.[119]

مقدمات حج

انجام هر کاری نیاز به تحصیل مقدماتی دارد. در حج علاوه بر ضرورت آماده ساختن وسایل و لوازم، بر مقدمات دیگری نیز تأکید شده است. حج قلّه ای است که برای رسیدن به آن، بایستی از تپه ها و کوه های مرتفع عبور کرد تا بدان رسید. امام صادق (ع) به عیسی بن منصور فرمود: ای عیسی! من دوست دارم خداوند تو را بدین گونه ببیند که در فاصله بین دو حج، مشغول تهیه مقدمات برای حج دیگر هستی.[120]

با توجه به آموزه های دینی به برخی از مقدمات حج اشاره می­کنیم.

1. پس انداز برای حجّ: آمادگی برای حج و مطرح بودن آن در زندگی، به قدری مهم است که پس انداز برای آن، مورد ترغیب قرار گرفته است. امام صادق (ع) فرمود: هر یک از شما، وقتی سودی حاصل کرد، اگر قدری از آن را کنار بگذارد و بگوید: این برای حج است… زمانی که ایام حج فرا برسد، هزینه حج او آماده است و به راحتی عازم سفر می‌‌شود، امّا اگر هر سودی كه به دست آورد، هزینه کرد (و پس انداز نکرد)، وقتی زمان حج می‌‌رسد، بایستی از سرمایه هزینه کند و این کار بر او گران می‌‌آید.[121]

2. حجّ با مال حلال: از جمله مقدمات ضروری حج، استفاده از توشه حلال در این مسیر است. این موضوع گرچه از مقدمات و گاه آداب حج دانسته شده، ولی آن را باید از واجبات و ضروریات حج دانست؛ چون حج با مال حرام و شبهه ناک حج نیست.

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: اگر حاجی با مال حرام حج به جا آورد و بگوید: «لبیک اللهم لبیک» خداوند در پاسخ او می گوید: «لالبیک و لاسعدیک»، این لبیک به او برگشت داده می‌‌شود.[122]

در روایات، حج مبرور، مقابل حج مأزور آورده شده است. «حج مأزور» حجی است که با مالی که  به زور (ناحق) به دست آورده انجام می‌‌گیرد. روشن است که حج گزار اگر با مال ناپاک حج به جا آورد، در خلاف مقتضای حج، – که عبودیت خداوند است – گام برداشته است.

 تقوا شرط قبولی هر عمل است: «(زيرا) خدا تنها از پرهيزگاران مى‏پذيرد»[123] و عبادتی که مقدمات آن، از حلال تهیه نشده باشد، از (تقوا) تهی است و با چنین عملی تقرّب حاصل نمی‌شود. در حقیقت عبادت بدون تقوا، دچار تضاد درونی است چون از یک سو کار انجام شده مخالف فرمان خداوند و دور کننده انسان از اوست و از جهت دیگر او می‌‌خواهد با چنین ترکیبی از عمل، به خداوند تقرب پیدا کند. در این صورت آنچه (مقرِّب) است با آنچه (مبعَّد) است، در یک نقطه تلاقی می‌كند، در حالی كه دو ضد در یک نقطه، جمع نمی‌شوند.

3. تهیه بهترین و پاکیزه‌‌ ترین توشه برای حجّ: حج بایستی با مال حلال باشد؛ ولی علاوه بر آن تأکید شده است که زاد و توشه حج یا عمره، از بهترین ها باشد: امام سجاد (ع) هنگامی که براى حجّ یا عمره به مكّه می رفت، از لذیذترین و بهترین موادّ؛ مانند بادام، شكر، آرد ترش و شیرین كرده توشه می ساخت.[124]

حج و عمره مظهر غنای جامعه اسلامی است؛ از همین رو به برگرفتن بهترین توشه، توصیه شده است. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند زیاده‌ روی را دوست نمی‌دارد، مگر در حج و عمره. [125] این نکته تأکیدی بر الگوی (استغنا) در حیات جامعه اسلامی است و این که در راه خدا، همه سرمایه‌‌ ها و بهترین آنها را باید به کار گرفت.

شرایط وجوب حج

وجوب حج (حَجّة الاسلام)، منوط به تحقق چهار شرط است و بدون وجود تمامىِ آنها، حج واجب نيست. اين شرايط عبارتند از: عقل، بلوغ، استطاعت و حريّت.[126]

بلوغ شرط وجوب حج

يكى از شرايط وجوب حج، «بلوغ» است؛ پس اگر شخصى كه بالغ نشده حج به جا آورد، كفايت از حجِ واجب نمى‌كند.[127]

عقل شرط وجوب حج

دوّمين شرط وجوب حج (حجّة الاسلام) عقل است؛ بنابراين، بر شخص ديوانه حج واجب نيست، ولى اگر محرم شود و در وقت درک مشعرالحرام عاقل گردد، حجّ او صحيح است.[128]

استطاعت شرط وجوب حج

حج از اركان دين اسلام است و بر هر فرد بالغ و عاقلى كه استطاعت داشته باشد واجب است آن را به جا آورد. حجّى كه به جهت استطاعت واجب مى‌شود، «حَجة الاسلام» نام دارد و در تمام عمر بيش از يک بار واجب نيست و ترک آن از گناهان كبيره است و در منابع اسلامى وعدۀ عذاب بر آن داده شده است.

«حجة الاسلام»، واجب فورى است. مستطيع بايد در اولين سالى كه مى‌تواند، حج را به جا آورد و تأخير آن جايز نيست و اگر تأخير انداخت، بايد در سال بعد انجام دهد و همچنين در سال هاى بعد.

امور لازم در استطاعت: براى اين كه انسان ‌مستطيع گردد، بايد چند چيز وجود داشته باشد:

1. استطاعت مالى: آنچه براى سفر و انجام حج لازم است. مانند: وسيلۀ سفر و آذوقه، يا هزينۀ تهيه آن را داشته باشد.

2. استطاعت بدنى: از نظر جسمانى، توانايى انجام حج را داشته باشد.

3. استطاعت طريقى: راه سفر حج براى او باز باشد.

4. استطاعت زمانى: براى رسيدن به مكّه و انجام اعمال حج به مقدار كافى وقت داشته باشد.

5. تشرّف به حج، زندگى او را مختلّ نكند.[129]

استطاعت مالی

یکی از شرایط وجوب حج، استطاعت است و یکی از موارد تحقّق استطاعت نیز توانايى مالى است. استطاعت مالى به اين است كه مخارج رفت و برگشت حج و وسيلۀ رفت و آمد يا پولى كه بتواند بليط رفت و برگشت را تهيه كند، داشته باشد و نيز مخارج خانوادۀ خود را در وطن داشته باشد. همچنین، فردى مستطيع است كه، علاوه بر مخارج مذكور در مسئله قبل، ضروريات زندگى، مثل خانۀ مسكونى و وسائل زندگى را نيز در حدّ شأن خود داشته باشد.[130]

استطاعت حج با قرض گرفت

استطاعت[131] شرط وجوب حج است. استطاعت، يعنی توانايی انجام حج.

امام خمینی (ره) در این رابطه می فرماید: اگر غیر مستطیع، مصارف حج را قرض کند، مستطیع نمی شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا کند و اگر با آن حج به جا آورد از حجة الاسلام کفایت نمی کند.[132]

آیت الله بهجت (ره): کسی که قدرت مالی بر انجام دادن حج ندارد، لازم نیست برای حج پول قرض نماید، مگر این که با دارا بودن شرایط دیگر قدرت بر پرداخت بدهی را داشته باشد به این نحو که الان مالی دارد که بعد از حج با فروش آن می تواند بدهـی خود را بپردازد، یا این که از کسـی طلبـــــی دارد و می داند که اگر قرض کند، بدهکار در وقت مقرّر، بدهی خودش را می پردازد، که در این موارد حج واجب است. اگر کسی بعداً قدرت بر پرداخت دین داشته باشد، ولی فعلاً مابه ازای آن را ندارد، در وجوب فعلی حج، تأمل است.[133]

 آیت الله تبریزی (ره): هرگاه کسی مقداری پول قرض کند که آن پول به مقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض کردن مالی داشته باشد که بتواند با آن قرض خود را ادا کند ولی فعلاً نمی تواند آن را بفروشد یا در آن تصرف کند حج بر او واجب خواهد بود.[134]

آیت الله خامنه ای: کسی که مخارج حج را ندارد ولی می­تواند به آسانی آن مبلغ را از دیگری وام بگیرد و بعداً ادا کند، واجب نیست که با گرفتن وام، خود را مستطیع کند؛ ولی اگر وام گرفت، حج بر او واجب می­شود.[135]

 آیت الله خویی: هر گاه کسی مقداری پو ل قرض کند که آن پول به مقدار مخارج حج باشد و قدرت پرداخت آن را بدون مشقت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.[136]

 آیت الله سیستانی: هر گاه کسی مالی را قرض کند که وافی به مخارج حج باشد، حج بر او واجب نخواهد شد، اگر چه قدرت پرداخت آن را بعداً داشته باشد مگر این که وقت پرداخت قرض آن قدر دور باشد که اصلاً عقلاء به آن توجه نکنند، در این صورت حج بر او واجب خواهد شد.[137]

 آیت الله شبیری زنجانی: قرض کردن برای حج، بر غیر مستطیع واجب نیست؛ ولی اگر قرض کند در حالی که می داند که اگر آن را در حج خرج کند می تواند بدون حرج آن را پس دهد، مستطیع بوده و حج بر او واجب است.[138]

آیت الله صافی گلپایگانی: شخصی که وام گرفته و می خواهد به حج مشرف شود و اقساط آن را بعداً به تدریج بپردازد، اگر به مقدار مؤونۀ حج ندارد مستطیع نیست و حجة الاسلام محسوب نمی شود . اما اگر مالی زائد بر مؤونه  دارد که به ازای آن قرض کند و به حج برود و بعد این مال را بفرشد و قرض خود را بدهد از حجةالاسلام مکفی است .[139]

آیت الله فاضل لنکرانی: اگر بتواند قرض کند و پرداخت آن برای او مشکل نباشد واجب نیست قرض کند، ولی اگر قرض کرد و به حج رفت کفایت از حجةالاسلام می کند.[140]

آیت الله مکارم شیرازِی: شخصی که مستطیع نیست، اگر هزینه های حج را با قرض گرفتن از دیگران فراهم کند، مستطیع نمی شود، هرچند بتواند در آینده بدهی خود را به راحتی بپردازد، و اگر با چنین پولی حج به جا آورد کفایت از حجةالاسلام نمی کند. هر چند حجش صحیح است. آری اگر معادل وام اموالی داشته باشد که از محل آن بتواند بدهی خود را به آسانی بپردازد مستطیع است.[141]

آیت الله نوری همدانی: اگر غیر مستطیع، مصارف حج را قرض کند، مستطیع نمی شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا کند و اگر با آن حج به جا آورد از حجةالاسلام کفایت نمی کند، مگر این که به مقدار قرض فعلاً مالی داشته باشد که بعـداً قادر باشـد قرضش را ادا کـند.[142]

آیت الله وحید خراسانی: اگر مبلغی را قرض کند که کافی برای مصارف حج باشد و بتواند آن را بعد بدون سختی پرداخت نماید، حج بر او واجب می شود.[143]

استطاعت با هدیه

فقهای عظام در باره پذیرش هدیه برای حج و حصول استطاعت می فرمایند:

امام خمینی (ره): اگر مالى كه براى حج كفايت مى‏كند را به او ببخشند براى اين كه حج به جا آورد بايد قبول كند و حج به جا آورد، و هم چنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اين كه حج به جا آورى يا نه.  ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نيست.[144]

آيت اللَّه مكارم: قبول هدیه واجب است به شرط اين كه به هنگام بازگشت، زندگى او تأمين باشد.[145]

آيت اللَّه نورى همدانی: مگر اين كه در قبول هدیه ذلّت و مهانت براى او باشد كه در اين صورت قبول واجب نيست.[146]

آیت الله خامنه ای: اگر شخصى زاد و هزينۀ سفر نداشته باشد ولى ديگرى مخارج حج او را بدهد مثل اين كه به او بگويد: حج به جا آور و نفقۀ تو بر عهدۀ من، در اين صورت حج بر او واجب مى‏شود و لازم است آن را قبول كند.[147]

آيات عظام خوئى(ره)، تبريزى(ره)، سيستانى: و اگر واهب (بخشنده) اختيار را به انسان بدهد و بگويد مى‏خواهى با اين مال حج برو و نمى‏خواهى به حج نرو و يا مالى را ببخشد و نامى از حج نبرد، قبولش واجب نيست.[148]

آيت اللَّه گلپايگانى(ره)، آية اللَّه صافى: چنانچه مال، كافى براى مئونه حج باشد، و يا به مقدارى است كه به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مى‏شود، حج بر او واجب، و كافى از حجّة الاسلام است.[149]

آیت الله بهجت (ره): اگر كسى هزينه سفر و حج و مال معادل آن را نداشته باشد، اما شخص ديگرى به او بگويد: «تو به حج برو، هزينه حج تو و مخارج خانواده تو بر عهده من باشد» در صورتى كه اطمينان به گفته بذل كننده داشته باشد، حج بر او واجب مى‏شود.[150]

ارث و استطاعت برای حج

حج یکی از ارکان دین و از ضروریات آن است، ترک حج با اقرار به وجوب آن یکی از گناهان کبیره و ترک آن از روی انکار موجب کفر است. با توجه به این که استطاعت مالی یکی از شرایط وجوب حج است، در استطاعت مالی فرقی نیست بین این که این مال از ارث رسیده باشد یا غیر آن، با تحقق سایر شرایط استطاعت (صحت بدن، توانایی، باز بودن راه و آزادی آن، وسعت وقت و کفایت آن)، حج واجب می شود.

بنابراین، اگر انسان با مصرف ارثیه در حج، زندگی اش دچار حرج و مشکل نمی شود، حج بر او واجب می شود.[151]

استطاعت بدنی

یکی از شرایط وجوب حج تمتع استطاعت بدنی است.

مقصود از استطاعت بدنى اين است كه مريض و بيمار و ناتوان نباشد و بتواند به هر وسيله ممكن به حج برود. و اعمال را انجام دهد و بازگردد. و اگر در خود احساس ناتوانى كرد، يا پزشک او را ناتوان تشخيص داد، در صورتى كه مأيوس از توانايى مجدد باشد، نائب مى‌گيرد.[152]

معذوریت از حج بعد از استقرار آن

هر مکلف عاقل و بالغ پس از این که برای رفتن به حج، مستطیع[153] شد، حج بر او مستقر می شود،یعنی باید مقدمات سفر حج را فراهم نماید[154]؛ مثلا اگر رفتن به حج با ثبت نام امکان پذیر است باید در اولین فرصت ثبت نام نماید. حال اگر كسی حج واجب بر ذمه اش باشد و الان كه نوبت رفتنش رسيده  به علت مریضی نمی تواند به حج مشرف شود . آيا می شود اين حج واجب را تبديل به عمره كرد و چند نفر بروند يا نه؟ آیا بايد فرزند بزرگ تر برود به حج واجب تا حجه الاسلام ساقط شود؟

با توجه به پرسش فوق، پاسخ فقها در ذیل بیان می شود.

آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

اگر قبلاً حج بر او مستقر بوده، چنانچه نمی‌تواند حج را خودش انجام دهد و اميد خوب شدن هم نداشته باشد، بايد نائب بگيرد تا براى او حج انجام دهند ولى اگر قبلاً حج بر او مستقر نشده در فرض مرقوم حج بر او واجب نيست و اختيار مال با خود او است.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

نیابت در حج واجب از طرف انسان زنده صحیح نیست مگر در صورتی که شخص از جهت پیری یا بیماری به حج نرود و از توانایی و خوب شدن وی تا آخر عمرش مأیوس باشد.

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

اگر استطاعت مالی دارد اما استطاعت بدنی ندارد بنابر احتیاط واجب باید نایب بگیرد تا از طرف او حج انجام دهد و لازم نیست نایب پسر بزرگ باشد.

آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): چنانچه از نظر بدنى مستطيع نباشد و از حصول استطاعت تا آخر عمر مأيوس باشد، بايد نايب بگيرد.

آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) :

1.تبدیل واجب به چند عمره جایز نیست.

2.در فرض مسأله؛ شخص باید کسی را به عنوان نایب خودش به حج بفرستد و هزینه های حج وی را پرداخت نماید و ضرورتی ندارد نایب پسر بزرگ منوب عنه باشد.[155]

بيماری و حج تمتع

با توجه به این که یکی از شرایط واجب شدن حج، استطاعت بدنى از جهت داشتن توانائی رفتن به حج و انجام اعمال بدون وجود حرج و مشقت زياد است؛ بنابر این کسانی که به علت مریضی، رفتن به حج برای آنها مشقت دارد و قادر به انجام آن نیستند چون شرایط حج را ندارند حج برآنها واجب نیست.

امام خمینی (ره)در این زمینه فرموده اند:

«شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر او حرج و مشقت زياد دارد واجب نيست و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است به طورى كه نمى‏تواند به حج برسد نيز واجب نيست».‏[156]

بنا بر این اگر حج برای شخص مریض حرج و مشقت زياد و غیر قابل تحمل داشته باشد اصلا حج بر او واجب نمی شود، اما اگر در سال های قبل که هنوز به بیماری مبتلا نبوده است حج بر ایشان واجب شده ولی در انجام آن کوتاهی کرده و به جا نیاورده الان حج برایشان مستقر شده است و باید حتماً آن را به جا آورد. امام خمینی (ره)در این زمینه فرموده اند: «اگر با وجود شرايط استطاعت، حج را ترک كرد، حج بر او مستقر مى‏شود و بايد بعداً به هر نحو مى‏تواند به حج برود».[157]

همچنین  حضرت امام خمینی (ره) در رابطه با انجام حج واجب به صورت نیابتی فرموده است:

«مستطيع بايد خودش به حج برود، و حج ديگرى از طرف او كفايت نمى‏كند، مگر انسان مريض[158] يا پير که با شرایط می توانند نایب بگیرند ».[159]

حریت شرط وجوب حج

یکی از شرایط وجوب حج، آزاد بودن است. حاجی باید حرّ و آزاد باشد؛ یعنی بنده و برده دیگری نباشد، پس حج بر عبد واجب نيست و اگر با اذن مولى انجام داد، مجزى نيست و جاى حجة الاسلام بعد از آزادى را نمى‌گيرد، مگر اين كه يكى از دو موقف[160] مهم حج را پس از آزادى درک كند كه مجزى خواهد بود.[161]

واجبات حج

واجبات حجّ چند چيز است كه به صورت اختصار عبارتند از:

اوّل: احرام بستن از مكّه.

دوم: وقوف در عرفات.

سوم: وقوف در مزدلفه (مشعر الحرام).

چهارم: رمى جمرۀ عقبه.

پنجم: قربانى.

ششم: حلق يا تقصير.

هفتم: طواف خانۀ خدا پس از بازگشت به مكّه.

هشتم: نماز طواف.

نهم: سعى، (رفت و آمد بين صفا و مروه).

دهم: بيتوتۀ در منى در شب يازدهم و دوازدهم ذى الحجّه، و در بعضى از حالات، بیتوته در شب سيزدهم نيز واجب است.

يازدهم: رمى جمره‌هاى اولى و وسطى و عقبه در روزهاى يازدهم و دوازدهم ‌مناسک حج، بلكه – بنابر احتياط – رمى آنها در روز سيزدهم نيز واجب است، در صورتى كه شب سيزدهم را در منى مانده باشد. اينها واجبات يازده‌گانۀ حجّ هستند. نا گفته نماند که براى حلال شدن زن، طواف نساء و نماز آن نيز واجب است.[162]

عمرۀ تمتع

حجّ تمتّع از دو بخش تشكيل مى‌شود:

الف: عمرۀ تمتّع.  ب؛ حجّ تمتع.

كسانى كه از بيرون مكّه (فاصله 16 فرسخ) براى انجام حج مى روند، بايد قبل از اعمال حج، «عُمره تَمتُّع» به جا آورند.

مسائل مربوط به عمرۀ تمتع در سه بخش بیان می شود:

الف: واجبات عمرۀ تمتع: عمرۀ تمتّع پیش از حج تمتع انجام مى‌شود و از پنج عمل تشكيل ‌شده است.[163]

1. احرام.

2. هفت دور طواف.

3. نماز طواف.

4. سعى بین صفا و مروه.

 5. تقصير.

ب: زمان انجام عمره تمتّع:

عمره تمتع بايد در فاصله زمانى اوّل شوّال تا ظهر روز نهم ذى حجه انجام شود و اگر اين زمان بگذرد، وقت عمره تمتع تمام شده و وظيفه حاجى هم عوض مى شود.

ج: مكان احرام عمره تمتّع:

احرام عمرۀ تمتع باید در يكى از ميقات های پنج گانه (مسجد شجره، وادى عقيق، قَرْنُ المنازل، يَلَمْلَمْ و جُحْفه) انجام بگیرد.

احرام در عمره تمتع

اولين عملى كه در عمرۀ تمتّع صورت مى‌گيرد، «احرام» است. احرام؛ يعنى پوشيدن لباس احرام و نيّت و گفتن تلبيه، به كسى كه اين اعمال را انجام داده «مُحرِم» مى‌گويند. بعد از احرام، دورى از محرّمات احرام بر مُحرم، واجب است و تا اعمال لازم را انجام ندهد، از احرام خارج نمى‌شود.[164]

محل احرام عمرۀ تمتع: محل احرام بستن براى عمرۀ تمتع، كه آن را ميقات مى‌نامند، به اختلاف راه هائى كه حُجّاج از آنها به طرف مكه مى‌روند، مختلف مى‌شود و آن پنج محل است: اول: مسجد شجره است كه آن را ذو الحليفه مى‌نامند و آن ميقات كسانى است كه از مدينه منوره به مكه مى‌روند.[165]

دوم: وادى عقيق است كه اوايل آن را «مسلخ» و اواسط آن را «نَمِرَه» و اواخر آن را «ذات عِرق» مى‌گويند كه محل احرام عامه (اهل سنت) است و ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مى‌روند.

سوم: قَرْنُ المنازل است و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف، حج مى‌روند.

چهارم: يَلَمْلَمْ است كه اسم كوهى است و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن حج مى‌روند.

پنجم: جُحْفه است و آن ميقات كسانى است كه از راه شام حج مى‌روند.[166]

امّا محل احرام عمرۀ مفرده، علاوه بر مواقيت پنجگانه، ادنى‌الحل[167] نيز مى‌باشد، ولى كسى كه در خارج از حرم قصد عمرۀ مفرده دارد و از يكى از مواقيت عبور مى‌كند، بايد از آن ميقات محرم شود و جايز نيست تا ادنى‌الحل احرام را تأخير بيندازد.[168]

محرمات احرام

 هر گاه‌ كسی‌ مُحرم‌ شود، چيزهايي‌ بر او حرام‌ می‌شود ‌كه‌ «محرّمات‌ احرام‌» ناميده‌ مي‌شوند و بايد ‌از‌ آنها اجتناب‌ نمايد.

محرّمات‌ احرام‌ بر چند گونه‌ ‌است‌:

الف‌ محرّماتي‌ ‌كه‌ بر همه‌ اعم‌ ‌از‌ زن‌ و مرد حرام‌ ‌است‌.

ب‌ محرّماتي‌ ‌كه‌ فقط بر مردان‌ حرام‌ ‌است‌.

ج‌ محرّماتي‌ ‌كه‌ فقط بر زنان‌ حرام‌ ‌است‌.

مجموع محرمات احرام عبارتند از:

  1. شكار حيوان وحشى صحرايى
  2.  جماع كردن با زن، بوسيدن، دست بازى كردن و نگاه همراه شهوت و هرگونه لذت و تمتع شهوانى بردن از زن
  3. عقد كردن زن براى خود يا ديگرى
  4. استمناء
  5. استعمال عطریات
  6. پوشيدن لباس دوخته براى مردان
  7.  سرمه كشيدن با سرمه سياه
  8. نگاه كردن در آينه
  9.  پوشانيدن تمام روى پا براى مردان
  10. فسوق كه شامل دروغ و همچنين دشنام دادن و فخرفروشى و مباهات نيز مى شود
  11. جدال كردن و مراد از آن گفتن «لا و اللّه» و «بلى واللّه» در مقام قسم خوردن است
  12. كشتن حشراتى كه در بدن ساكن مى شوند
  13. زينت مانند انگشتر به دست كردن و حنابستن به قصد زينت
  14. پوشيدن زيور براى زنان
  15. كندن مو از بدن خود يا شخص ديگر اعم از اين كه آن شخص محرم باشد يا محل
  16. پوشاندن صورت برای زنان
  17. پوشاندن سر برای مردان
  18. بيرون آوردن خون از بدن
  19. ناخن گرفتن
  20. کندن دندان
  21.  كندن و بريدن درختان يا گياهان حرم[169]

محرمیت زن و مرد در احرام

حجّ تمتّع برای افرادی که شرایط وجوب حج را داشته باشند، چه متأهل باشند و چه مجرّد و چه در ابتدای ازدواج باشند و چه این که بعداً می خواهند ازدواج نمایند، برای یک مرتبه در تمام عمر واجب می شود، و در مرتبه های دیگر مستحب خواهد بود.

زن و شوهر در ایام حج و حتی در حال احرام با هم دیگر نامحرم نیستند. بله آنها در حال احرام نمی توانند روابط زناشویی داشته باشند و از هم دیگر لذت جنسی ببرند.

توضیح این که: در مناسک حج محرماتی بیان شده است. این محرمات (غیر از شکار حیوانات وحشی و کندن گیاه و درخت که مربوط به خود مکه و حرم است)[170] ربطی به حضور در مکه ندارد، بلکه بر محرم حرام  است (چه داخل مکه باشد یا نباشد)؛ یعنی شخص محرم باید از آنها پرهیز نماید.

از جملۀ محرّماتی که بر شخص محرم حرام است آن است که زن و مرد نمی توانند جماع كند و همچنین بوسيدن، و دست بازى كردن، و نگاه به شهوت، بلكه، هر نحو لذت و تمتّعى بردن از هم دیگر حرام است. و این عمل موجب كفاره است[171] و كفاره آن هم بنابر احتياط واجب يک شتر است.[172]

این حرمت تا زمانی که انسان طواف نساء و نمازش را به جای نیاورده ادامه دارد و بعد از انجام این دو است که زن و مرد بر هم دیگر حلال مى‏شوند.[173]

کفاره محرمات احرام در حج

عبادات برای تعالی و ترقی و رشد انسان ها قرار داده شده است و برای صحت آن شرایطی وجود دارد.

از جمله عبادات الاهی حج و عمره است که خداوند متعال فرموده است، کسانی که به حج مشرف می شوند از وقتی که محرم می شوند از انجام دادن بعضی کارها منع می شوند، که در صورت انجام دادن برخی از محرمات كفاره نيز باید بپردازند. كفاره محرمات احرام غالباً همان حيوان هايی است كه به عنوان قربانی ذبح می شود، يعنی گوسفند يا گاو يا شتر و گاهی يک مدّ طعام كه تقريباً 750 گرم است.

ارتكاب محرمات یا سهوی  است که هيچ كدام از محرمات احرام به جز صيد، در صورت ارتكاب سهوی كفاره ندارد.

يادآوری می شود غالب محرماتی كه از زائران سر می زند عمدی نيست، بلكه به جهت بی توجهی و فراموشی است.

 اما  برخي از محرماتی[174] كه ممكن است اتفاق بيفتد و کفارۀ[175] آنها يک گوسفند است عبارت است از:

1 ـ استعمال بوی خوش

2 ـ پوشيدن لباس دوخته

3 ـ پوشاندن سر

4 ـ زير سايه رفتن

5 ـ قَسَم راست (سه مرتبه)

6 ـ قَسَم دروغ (يک مرتبه)

جهت مطالعۀ بیشتر به مناسک محشی[176] مراجعه شود. [177]

طواف عمره

دومين عمل واجب عمره، طواف است. كسى كه به قصد عمرۀ تمتع احرام مى‌بندد و براى انجام ساير اعمال عمره وارد مكه مكرمه مى‌شود، اولين عملى كه بعد از احرام بايد انجام دهد هفت دور طواف دور كعبۀ معظّمه است.[178] كسى كه براى انجام عمرۀ تمتّع، محرم شده و وارد مكه مى‌شود، بايد به نيّت طواف، هفت مرتبه به دور خانۀ كعبه، كه در مسجدالحرام هست، بگردد.

وقت طواف‌: طواف و ساير اعمال عمرۀ تمتّع بايد در ماه‌هاى حج (شوال، ذى‌القعده و ذى‌الحجه)، انجام شود و هنگام ورود به مكه مى‌تواند آن را به جا آورد. پايان وقت طواف عمرۀ تمتّع زمانى است كه اگر زائر بخواهد، آن را با بقيۀ اعمال عمره به جا آورد، به وقوف اختيارى عرفات برسد.

واجبات طواف‌: براى طواف، واجباتى را برشمرده‌اند كه برخى از آنها از شرايط طواف ‌كننده و برخى جزو حقيقت و كيفيت طواف است. اما شرايط طواف كننده بدين شرح است:

الف- نيّت: (طواف را بايد با قصد خالص براى خدا به جاى آورد).

ب- طهارت از حدث: (با وضو باشد و غسلى بر عهدۀ او نباشد).

ج- بدن و لباسش پاک باشد.

د- بدن را با لباسِ داراى شرايط بپوشاند.

اما آنچه جزو حقيقت و كيفيت طواف است كه در واقع شرايط طواف مى‌باشد، عبارتند از:

الف- شروع طواف از حجرالاسود و ختم آن به حجرالاسود.

ب- حفظ موالات بين دورهاى طواف.

ج- هنگام طواف، طرف چپ بدن به سمت کعبه باشد.

د- وارد نشدن به حجر اسماعيل در حال طواف.

هـ- مراعات فاصلۀ لازم با كعبه در حال طواف.

و- بيرون بودن از كعبه.

ز- هفت دور طواف كردن.[179]

انجام عمل حج با غسل مستحب

با توجه به این که بر اساس فتاوای برخی از فقها غسل مستحبی نیز جایگزین وضو می شود موضوع این مقاله را در محور همین بحث قرار می دهیم و پیرامون انجام اعمال حج با غسل مستحبی بحث می کنیم. یکی از شرایط صحت نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضو و غسل به دست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد، این طهارت معنوی و باطنی به وسیلۀ تیمّمی که خدای متعال آن را به جای وضو یا غسل قرار داده است، به دست می آید.

بنا بر نظر برخی از مراجع محترم با هر غسل واجبی نمی توان نماز و اعمالی که به چنین طهارتی نیاز دارند انجام داد و تنها غسل واجبی که این خصوصیت را دارد غسل جنابت است.

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى می فرمایند: تنها با غسل جنابت مى‏توان نماز خواند، ولى با غسل هاى ديگر بايد وضو هم گرفت.[180] بنابراین دیدگاه، نه تنها غسل مستحب کفایت از طهارت نمی کند بلکه غسل های واجب غیر از جنابت نیز کفایت نمی کند.

اما با فرض کفایت غسل های واجب به جای وضو آیا غسل مستحب نیز می تواند جایگزین شود؟

نظر بعضی دیگر از مراجع محترم این است که با همۀ غسل های واجب و مستحب می توان نماز خواند اگر چه در غیر جنابت احتیاط در گرفتن وضو است.

آيت‏الله مكارم: با همۀ غسل‏هاى واجب و مستحب، مى‏توان نماز خواند و گرفتن وضو واجب نيست. اما احتياط مستحب آن است كه در غير غسل جنابت، وضو هم بگيرد.[181]

آيات عظام تبريزى، سيستانى، نورى و وحيدخراسانی: با همه غسل‏هاى واجب و مستحب- غير از غسل استحاضه متوسطه- مى‏توان نماز خواند اگر چه احتياط مستحب آن است كه [در غير غسل جنابت‏] وضو هم بگيرد.[182]

بنا به نظر این مراجع محترم برای نماز و هر عبادتی که نیاز به وضو دارد، می توان به غسل های مستحب، اکتفا کرد. از از این رو، انجام اعمال حجّی که نیاز به این طهارت دارد با انجام غسل مستحب اشکالی ندارد.

بدیهی است بنابراین دیدگاه، هیچ غسل مستحبی، در بقیۀ آثار همانند طهارت از حدث (حالتی که با جنابت و مس میت و… ایجاد می شود و برای برطرف شدنش نیاز به انجام غسل داریم)، کفایت از غسل واجب نمی کند.[183]

البته می توان در همان غسل مستحبی نیت غسل دیگر هم نمود تا نیاز به غسل دیگری نباشد.

نماز طواف

بعد از تمام شدن طواف عمره، واجب است دو ركعت نماز طواف، مثل نماز صبح، خوانده شود. حاجی مى‌تواند نماز طواف را با هر سوره‌اى كه خواست، بخواند، مگر سوره‌هاى سجده دار، ولی مستحب است در ركعت اول بعد از «حمد»، سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ  و در ركعت دوم بعد از «حمد»سورۀ قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ را بخواند. جايز است نماز طواف را بلند، مثل نماز صبح، يا آهسته مثل نماز ظهر بخواند.

شک در ركعات نماز طواف موجب بطلان نماز است و بايد آن را اعاده كند…، در احكام، اين نماز با نمازهای يوميه مساوى است. احتیاط آن است كه بعد از طواف مبادرت به نماز كند و زود به جا آورد.

واجب است كه اين نماز نزد مقام ابراهيم (ع) واقع شود و‌ احتياط واجب آن است كه پشت مقام به جا آورد كه سنگى كه مقام است بين او و خانۀ كعبه واقع شود. همچنین بهتر آن است كه هر چه ممكن باشد نزديک تر بايستد، لكن نه به طورى كه مزاحمت برای سايرين ایجاد كند.[184]

سعی بین صفا و مروه

چهارمین واجب در عمرۀ تمتّع «سعى بين صفا و مروه» است. هفت مرتبه رفت و برگشت بين صفا و مروه، «سعى» ناميده مى‌شود، كه از صفا شروع و در دور هفتم به مروه ختم مى‌شود و به هر مرتبۀ آن يک «شوط» گفته مى‌شود، (رفتن از صفا به مروه یک شوط و برگشت از مروه به صفا شوط دوم محسوب می شود).[185]

تقصیر

آخرین عملی که محرم  برای عمرۀ تمتّع انجام می دهد و با آن ار احرام خارج می شود تقصیر است.

بر خلاف  عمرۀ مفرده که  بعد از سعى، محرم مخيّر است با تقصير يا حلق از احرام خارج شود.[186]

حج تمتع

حجّ تمتع آن است كه در ماه های حجّ، محرم از ميقات احرام عمره ‏ببندد و پس از طواف بيت و نماز طواف و سعى بين صفا و مروه تقصير كرده از احرام خارج شود. پس از خروج از احرام محرماتی که به خاطر احرام بر محرم حرام شده بود، حلال می شود. سپس پیش از ظهر روز عرفه به نحوی که بتواند در ظهر همان روز در عرفه باشد، مثلا روز 8  ذی الحجة، از مكّه احرام حجّ بسته به عرفات می رود آن گاه به مشعر و منى می رود و بقیه اعمال حج را انجام می دهد.

علّت نام گذاری این حج به حجّ تمتّع آن است كه شخص ميان دو عمل از احرام خارج شده و از چيزهائي كه در حال احرام حرام بود، لذت می برد.[187]

احرام حج تمتع

اولين عمل حج تمتُّع، احرام حج است و آن مانند احرام عمرۀ تمتُّع است، حج گزار برای محرم شدن، نخست لباس احرام مى‌پوشد، سپس نيت احرام حج تمتُّع مى‌كند و با لبيک گفتن محرم مى‌شود.

 زمان احرام حج[188]، بعد از اعمال عمرۀ تمتّع است، تا وقتى كه بتواند پيش از غروب روز نهم به وقوف در عرفات برسد و بهترين وقت آن روز هشتم ذى‌حجه است.

مكان احرام حج تمتّع، شهر «مكّۀ معظّمه» است از هر كجاى آن باشد؛ هر چند مستحب است در مسجدالحرام محرم شود و بهترين نقطۀ مسجد براى محرم شدن، كنار مقام ابراهيم (ع) و پس از آن، داخل حجر اسماعيل (ع) است.

در احرام‌ بستن از مكّه، فرقى بين مكۀ قديم و جديد نيست؛ بلكه احرام از «مناطق جديد» شهر مكّه كه اخيراً احداث شده نيز صحيح است.

در نيّت احرام حج – مانند احرام عمرۀ تمتّع – رعايت چهار امر لازم است:

1. تعيين در نيّت؛ يعنى ويژگى‌هاى حجّى را كه به جا مى‌آورد، در نيّت مشخّص كند.

2. انشاء احرام؛ يعنى از قلب خود بگذراند كه خود را محرم – مثلًا- به حج تمتّع از حجةالاسلام قرار مى‌دهم.

3. قصد قربت؛ يعنى با نيّت خالص براى خداوند متعال احرام ببندد.

4. تصميم انجام مناسک حج را داشته باشد و حج تمتّع را به عنوان بخش ديگرى از مجموعۀ عمره و حج تمتّع به جا آورد.

بنابراين، براى احرام حج تمتّع (مثلًا) چنين نيّت مى‌كند: «خود را محرم به حج تمتّع از حجة الاسلام قرار مى‌دهم قربةً إلى اللّٰه» و چنانچه همراه اين نيّت لبّيک بگويد، محرم مى‌شود.[189]

وقوف در عرفات

دومين عملِ واجبِ حج در روز عرفه، در سرزمين عرفات، انجام مى‌شود.

مراد از وقوف، مسمّاى بودن در عرفات است؛ هرچند خيلى كم باشد، مثل يک دقيقه و شامل تمامىِ مواردِ سواره، پياده، نشسته، خوابيده، راه رفتن و غير آن مى‌شود، امّا اگر در تمام وقت بيهوش يا خواب باشد، وقوف باطل است.

زمان وقوف: بودن در عرفات از زوال روز نهم تا غروب شرعى كه وقت نماز مغرب است – بنابراحتياط واجب -، لازم است؛ ولى تمام آن ركن نيست، كه با ترک آن، حج باطل شود؛ پس اگر كسى بعد از زوال، كمى توقف كند و برود، يا طرف عصر بيايد، حج او صحيح است اگرچه عمداً باشد.[190]

بیتوته در مشعر

سومین عمل از واجبات حج تمتع، وقوف به مشعر الحرام است. بعد از آن كه از وقوف به عرفات در مغرب شب دهم، فراغت حاصل شد، حج گزار باید به سمت مشعر الحرام كه محل معروفى است و حدود معينى دارد، كوچ كند. پس از حركت از عرفات واجب است شب عيد  را تا صبح در مشعر الحرام با نيت خالص و قصد قربت بماند.

از طلوع فجر روز دهم تا طلوع آفتاب، وقت وقوف اختيارى  مشعر الحرام است، پس بايد در تمام اين مدت با قصد قربت و نيت خالص از ريا و خودنمائى، وقوف نمايد. بلى كوچ كردن از مشعر كمى قبل از طلوع آفتاب اگر به نحوى باشد كه قبل از طلوع آفتاب از وادى محسّر[191] نگذرد، جايز، بلكه مستحب است و اگر بگذرد گناه كرده ولى كفاره ندارد.

وقوف در مشعر در مدّت مذكور[192] گرچه واجب است، ولى تمام آن ركن نيست؛ بلكه ركن وقوف، مقدار كمى از اين زمان است هرچند يک دقيقه باشد.

زنان و بچه‌ها و پيرمردان و اشخاص ضعيف و بيماران و ديگر معذوران و كسانى كه لازم است همراه آنان باشند، جايز است قدرى از شب عيد را در مشعر وقوف كنند و سپس به سوى منى حركت كنند هرچند قبل از نيمه شب باشد.

صاحب عذرى كه مى‌تواند اكتفا به وقوف شبانه مشعر الحرام نمايد، كسى است كه عذر براى خودش حاصل شده باشد، اگرچه به واسطۀ اطمينان از گفته ديگرى مثل مدير كاروان باشد.

كسى كه وقوف به عرفه را درک كرده و شب دهم يا مقدارى از آن را در مشعر بوده، اگر قبل از طلوع فجر از مشعر خارج و تا طلوع آفتاب برنگردد، حجش صحيح است. بلى اگر عمداً و بدون عذر چنين كرده معصيت كرده و بايد يک گوسفند كفاره بدهد.[193]

بیتوته در منا

یکی از اعمال واجب حج و یکی از اعمال منا، بیتوته در سرزمین منا است. بنابر این واجب است حاجی در شب یازدهم و دوازدهم ذی الحجه در منا بیتوته نماید؛ یعنی در منا بماند. پس کسی که در روز عید برای انجام طواف حج و طواف نساء و نماز آنها و سعی میان صفا و مروه به مکه مکرمه برود، واجب است برای بیتوته به منا برگردد.
بر چند گروه واجب نیست شب های یازدهم و دوازدهم در منا بمانند:

اوّل ـ بیماران و پرستاران آنها و همه کسانی که به علت عذری، ماندن در منا برای آنان مشقّت دارد.
دوّم ـ کسانی که بیم آن دارند که اگر شب را در منا بمانند، مال آنان در مکّه از بین برود یا سرقت شود، به شرطی که آن مال قابل توجه باشد.

سوّم ـ کسانی که شب را در مکه بیدار بوده و تا صبح (طلوع فجر) به عبادت مشغول باشند و کار دیگری جز آن نکنند، مگر کارهای ضروری مانند خوردن و آشامیدن به مقدار نیاز یا تجدید وضو.

بیتوته در منا عبادت و نیت در آن شرط است و باید به قصد خالص و برای اطاعت خداوند متعال انجام گیرد.
آن مقدار از شب که واجب است شخص در منا بیتوته کند، از اول غروب تا نیمه شب است و کسی که بدون عذر نیمه اول شب را در منا نباشد، احتیاط واجب آن است که در نیمه دوم شب، در منا بیتوته کند. هر چند بعید نیست که بیتوته در نیمه دوم شب، در حال اختیار نیز کافی باشد.

اگر کسی بیتوته در منا را ترک کند بدون آن که در مکه مکرمه مشغول عبادت باشد، واجب است برای هر شب یک گوسفند کفاره بدهد و بنابر احتیاط، فرقی بین معذور و غیر معذور و جاهل و ناسی و غیره نیست.[194]

رمی جمره عقبه

یکی از  اعمال واجب حج و اولين عمل منا، رمى است؛ يعنى واجب است در روز دهم ذى حجه (عيد قربان) به جمره عقبه (كبرىٰ) سنگ زده شود.

شرائط رمى‌: در رمى چند چيز شرط است:

1. نيّت.

2. سنگى كه به جمره زده مى‌شود بايد به اندازه‌اى باشد كه «حصىٰ» يعنى «ريگ» به آن صدق كند؛ بنا بر اين اگر خيلى ريز باشد، مانند دانه شن و يا خيلى بزرگ باشد، مانند قلوه سنگ، رمى صحيح نيست.

3. كسى كه توانايى دارد بايد از وقت طلوع خورشيد در روز عيد تا غروب همان روز رمى كند.

4. سنگ‌ها بايد بر اثر پرتاب به جمره اصابت كند؛ بنا بر اين اگر به جمره اصابت نكند و يا گمان به اصابت داشته باشد و يا سنگ به دايرۀ اطراف جمره برسد، ولى به خود جمره اصابت نكند، كفايت نمى‌كند و بايد دوباره رمى نمايد.

5. تعداد سنگ ريزه‌هایی که باید به جمره بخورد، بايد هفت عدد باشد.

6. سنگ ريزه‌ها را بايد به ترتيب و يكى يكى بيندازد و اگر آنها را با هم پرتاب كند كفايت نمى‌كند چه به جمره برسد و چه نرسد.

رمى قسمت سيمانى جمره و هم چنين رمى قسمت‌هاى جديد جمره، در صورتى كه عرفاً جزو جمره محسوب شود، جايز است.

رمى از طبقه دوم ظاهراً جايز است هر چند احوط آن است كه رمى از مكانى كه در گذشته متعارف بوده صورت بگيرد.

شرايط سنگى كه با آن رمى صورت مى‌گيرد عبارتند از: ‌

1. از حرم باشد، بنابر اين، ريگ خارج از حرم كفايت نمى‌كند و اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج حرم آورده‌اند، اعتنا نكند و رمى با آن جائز است.

2. بكر باشد؛ يعنى قبلًا هر چند در سال‌هاى گذشته كسى با آن رمى صحيح انجام نداده باشد و اگر شک كند كه سنگ را ديگرى استعمال كرده يا نه، جايز است با آن رمى نمايد.

3. سنگ‌ها بايد مباح باشد. بنا بر اين رمى با سنگ غصبى يا سنگى كه ديگرى آن را براى خودش حيازت كرده، بدون اجازه او صحيح نيست، ولى طهارت در سنگ‌ها شرط نيست.[195]

قربانی کردن

پنجمين واجب حجّ، قربانى كردن گوسفند يا گاو يا شتر در منا است. شرط است اين عمل را به قصد قربانى كردن در حجّ و براى تقرّب به خداوند متعال انجام دهد و همچنین شرط است آن را در روز انجام دهد و قربانى كردن در شب كفايت نمى‌كند، اگر چه جاهل باشد.[196] محل قربانى منا است و اگر منا بر مردم تنگ شود و از انجام واجبات در آن معذور گردند، شرعاً سرزمين منا توسعه پيدا كرده و شامل – وادى محسّر- كه منطقه‌اى است بين منا و مشعر، که منا را از مشعر جدا مى‌كند، مى‌شود.[197]

فلسفه قربانی کردن در حج

از آن جا که قانون گذار و شارع احکام اسلام خداوند حکیم است؛ از این رو تمام دستورات و قوانین اسلام بر اساس حکمت یا حکمت های بسیار دقیق و سودمند (برای مخلوقات) وضع شده است هر چند ممکن است ما از بسیاری از علل و حکمت های آن آگاه نباشیم.

از جمله قوانین و احکام اسلام این است که افرادی که حج تمتع و قران به جا می آورند واجب است در روز عید قربان در سرزمین منا قربانی کنند.[198]

علمای اسلام با استفاده از آیات و روایات حکمت ها و فلسفه های متعددی برای قربانی در حج بیان کرده اند که در این جا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1. قربانی نماد مبارزه با تعلّقات نفسانی

قربانی کردن حاجیان در روز عید قربان، نمادی از قربانی كردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره است. همان طوری که دستور خداوند به حضرت ابراهیم (ع) در مورد ذبح حضرت اسماعیل (ع) برای این منظور بوده است تا آن حضرت در پرتو این عمل با سرسخت ترین و ریشه دارترین عامل تعلّق نفس كه حب فرزند است مبارزه كند و با اطاعت از خدا تعلق نفسانی را ریشه كن سازد. بنابراین همان طور که اطاعت از این دستور نقش تربیتی بزرگی در جهت رهایی از زندان نفس و تعلقات حضرت ابراهیم (ع) و حضرت اسماعیل (ع) داشته و مقام و منزلت آنان را نزد خداوند بالاتر برده است. بر این اساس قربانی كردن حاجیان در واقع نوعی جهاد با نفس در جهت زدودن تعلقات و وابستگی های دنیایی و مادی و رهایی از زندان مال پرستی و دنیاطلبی است.[199]

2. کسب تقوی و تقرب به خداوند

قرآن مجید در این زمینه می فرماید: «گوشت ها و خون هاى این قربانیان هرگز به خدا نمى‏رسد بلكه آنچه به خدا مى‏رسد تقوا و پرهیزگارى و پاكى اعمال شما بندگان است…».[200]؛ زیرا اصولا خدا نیازى به گوشت قربانى ندارد، چرا که او نه جسم است و نه نیازمند، او وجودى است كامل و بى انتها از هر جهت.

به تعبیر دیگر: هدف خداوند از واجب کردن قربانی آن است كه حج گزار با پیمودن مدارج تقوا در مسیر یک انسان كامل قرار گیرد و روز به روز به خدا نزدیک تر شود، همۀ عبادات كلاس هاى تربیت است. قربانى، درس ایثار، فداكارى، گذشت و آمادگى براى شهادت در راه خدا و درس كمک به نیازمندان و مستمندان به انسان ها مى‏آموزد.[201]

حلق یا تقصیر

سومين عمل واجب در منی، حلق است. در روز عيد قربان پس از رمى جمرۀ عقبه و به دنبال قربانى كردن، بر حاجى يكى از دو عمل واجب است: 1. سر تراشيدن 2. تقصير: يعنى كوتاه كردن ناخن يا موى سر و ريش،  ولى حلق؛ يعنى تراشيدن سر افضل است، به ويژه براى صروره؛ (يعنى كسانى كه براى اولين بار به حج آمده‌اند) و براى ملبِد (كسى كه مقدارى صمغ؛ يعنى زنج و روغن ديگر را به هم آميخته و در سر مى‌گذارد تا شپش يا چرک در آن ايام او را اذيت نكند).

باید به این نکته توجه داشت که: قول به تخيير بين حلق و تقصير اختصاص به مردان دارد، امّا بر زنان معيّناً تقصير واجب است و حلق مجزى نيست.[202]

رمی جمرات سه گانه

یکی از اعمال حج، رمى جمرات سه گانه در ايام تشريق است. شب هايى كه واجب است حج گزار در منىٰ بيتوته كند، بايد در روز، رَمْى جمره کند.

از واجبات حج تمتع و اول از اعمال منى رمى جمره عقبه است.

حاجی ‌همين كه روز دهم به منى رسيد اولين عملى كه واجب است رمى جمره عقبه است؛ يعنى انداختن هفت سنگ‌ريزه به محلى كه جمره عقبه مى‌گويند.[203]

و در روز یازدهم و دوازدهم باید رمی جمرات سه‌گانه كند؛ يعنى به سه محل سنگريزه بزند، كه يكى را جمره اولىٰ و يكى را جمرۀ وسطى و يكى را جمرۀ عقبه می گويند، ولى اگر عمداً همۀ آن را ترک كند به حج او ضرر نمى‌رساند و صحيح است، گرچه در صورت عمد معصيت‌كار است.

اشخاصى كه بايد شب سيزدهم را در منىٰ بمانند، واجب است روز سيزدهم، رَمْى جمرات كنند.

عدد سنگريزه ای كه بايد به جمره بزند براى هر يک در هر روزى بايد هفت عدد باشد.

وقت انداختن سنگ از اول طلوع آفتاب تا غروب آفتاب روزى است كه شب آن روز را بيتوته كرده است، و در شب جايز نيست به جا آورد.

واجب است ترتيب در سنگ انداختن به اين صورت باشد كه، اول به جمرۀ اولىٰ و بعد از آن به جمرۀ وسطى و بعد از آن به جمرۀ عقبه سنگ بزند.[204]

طواف حج

دومين واجب از اعمال حج، طواف كعبه؛ يعنى «هفت بار دور آن گرديدن» است و هر دورى را «شوط» مى‌نامند و   هر طواف از هفت شوط تشكيل مى‌شود.

«طواف كعبه» از اركان حج به شمار مى‌رود؛ به اين معنا كه اگر كسى آگاهانه آن را ترک كند و وقت جبران آن بگذرد، عمره او باطل مى‌شود، خواه عالم به مسئله باشد يا نه.

در صورت باطل شدن عمره و نبودن فرصت براى اعاده، تكليف حج گزار نسبت به حجی كه پس از عمره انجام مى‌دهد، دگرگون مى‌گردد، یعنی؛ ديگر نمى‌تواند نيت «حج تمتع» كند، بلكه بايد به نيت «حج افراد» احرام ببندد.[205]

جايگاه طواف و نماز آن و سعى از نظر سلسله مراتب اعمال، بعد از رفتن به عرفات و مشعر الحرام و اعمال منى در روز عيد است. بنابراين مقدم داشتن طواف، نماز و سعى بر وقوف در عرفات و مشعر و اعمال منى، جايز نيست و اگر عمدا و يا از روى غير عمد، طواف حج و نماز آن و سعى را قبل از دو وقوف مذكور انجام دهد، كافى نيست و واجب است كه آن را بعد از اعمال منى اعاده كند. البته چهار گروه از مردم از حكم مذكور استثنا هستند كه اين‌ها می توانند طواف حج، نماز طواف و سعى را قبل از وقوف در عرفات و مشعر انجام دهند:

1. شخصى كه عذر شرعى دارد.

2. پيرمرد و پيرزن.

3. زنى كه بيم حيض شدن دارد.

4. مريض.

افراد مذكور مى‌توانند طواف نساء را هم بر وقوف در عرفات و مشعر الحرام مقدم بدارند، هر چند بهتر آن است كه احتياط را ترک نكنند.[206]

کیفیت طواف

طواف خانه خدا، یکی از زیباترین و پرجاذبه ترین اعمال و مناسک حج[207] است. عاشقان و دلباختگان حریم کبریایی، باید در این مکان الهی به نبی مکرم اسلام اقتدا کند و آن گونه که ایشان اعمال را انجام می داد انجام دهد. پیامبر(ص) می فرماید: «مناسک و عبادات خود را آن گونه که من انجام می دهم انجام دهید».[208]

كسى كه به احرام عمره محرم و وارد مكه معظمه شد اول چيزى كه از اعمال عمره بر او واجب است آن است كه به دور خانه كعبه طواف كند. طواف عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن. و هر دورى را شوط مى‏گويند، پس طواف عبارت از هفت شوط است.[209]

نماز طواف حج

بعد از طواف، دو ركعت نماز طواف، واجب است‌. احتياطا واجب است كه بعد از طواف به خواندن نماز شتاب كند، و كيفيت آن مانند نماز صبح است و در هر دو ركعت خواندن هر سوره‌اى غير از چهار سوره سجده‌دار جايز است.

البته در ركعت اول سوره توحيد (قل هو اللّه …) و در ركعت دوم سوره جحد (قل يا أيها الكافرون …) مستحب است.  همچنین بلند و آهسته خواندن قرائت در نماز طواف جايز است.[210]

سعی بین صفا و مروه

یکی از واجبات در حج تمتع، سعی بین صفا و مروه است. پس از انجام نماز طواف، بايد هفت مرتبه فاصلۀ بين «صفا» تا «مروه» را كه امروزه به صورت سالنى ساخته شده و كنار مسجدالحرام قرار دارد، پيمود و اين عمل، «سعى» ناميده مى‌شود.

سعى بايد از صفا آغاز و به مروه ختم شود. پيمودن فاصلۀ صفا تا مروه يک مرتبه و برگشتن از مروه به صفا مرتبۀ دوّم به حساب مى‌آيد؛ بنابراين شَوْطِ[211] هفتم سعى، به مروه ختم مى‌شود.

نشستن و استراحت كردن و رفع خستگى بر بالاى صفا و مروه و در بين آنها  جايز است و اگر در بين سعى باشد، بايد از همان جا كه سعى را قطع كرده، ادامه دهد.

سعى بين صفا و مروه لازم نيست با وضو و طهارت انجام شود، گرچه احتياط مستحب است، بنابراين زن حائض نيز بايد سعى را خودش به جا آورد.

در سعى، وقتى كه به طرف مروه مى‌رود واجب است رو به مروه و وقتى كه به طرف صفا مى‌رود، رو به صفا باشد، پس اگر عقب‌عقب برود، يا به پهلو به طرف صفا يا مروه برود، باطل است، ولى نگاه كردن به چپ و راست و گاهى به پشت سر مثلًا براى آن كه ببيند همراهان او مى‌آيند يا نه، اشكال ندارد.

تأخير انداختن سعى و فاصله زياد بين نماز طواف و سعى؛ مثلًا براى برطرف شدن خستگى يا تمام شدن طواف دوستان، اشكال ندارد، ولى تأخير انداختن سعى به روز بعد، بدون عذر جايز نيست.

اگر شخصى متوجه شود كه سعى را از مروه شروع كرده، بايد سعى را دوباره انجام دهد و اگر تقصير نكرده، تقصير كند. محل سعى مسجد نيست، بنابراين كسى كه نبايد به مسجدالحرام برود، مانند زن حائض، مى‌تواند به محل سعى برود و سعى را نيز بايد خودش با مراعات ترتيب بين طواف و نماز طواف و سعى به جا آورد.

در قسمتى  از سعى كه مردان هَرْوَلَهْ مى‌كنند؛ يعنى كمى تندتر مى‌روند، اين عمل تنها بر مردان مستحب است و براى بانوان مستحب نمى‌باشد.[212]

طواف نساء

یکی از واجبات غیر رکنی مناسک حج، طواف نساء است. طواف نساء اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمى‌شود، لكن ركن نيست و ترک عمدى آن موجب باطل شدن حج نمى‌شود. واجب است بر كسى كه حج انجام داده آن را به جا آورد،  و اگر به جا نياورد زن بر او حلال نمى‌شود، همچنین آن چه از زن بر او حرام شده بود مثل عقد كردن و خطبه خواندن و شاهد شدن نيز بنابر احتياط واجب بر او حلال نمى‌شود.[213]

طواف نساء در عمرۀ مفرده، بايد بعد از تقصير يا حلق انجام شود.

طواف نساء به مرد اختصاص ندارد؛ بلكه بر زن و خنثى[214] و خصىّ[215] و بچۀ مميز نيز، لازم است و اگر زن نيز آن را ترک كند، مرد بر او حلال نمى‌شود. همچنین  اگر ولىّ طفل غير مميز، او را محرم كرد، بايد – بنابر احتياط واجب – او را طواف نساء بدهد تا بعد از بالغ شدن، زن يا مرد بر او حلال شود.

طواف نساء و نماز آن، اگرچه واجب است و بدون آن زن حلال نمى‌شود، ولى ترک عمدى آن، ضرر به صحت ساير اعمال عمره مفرده نمى‌زند، بلكه بر عمره گزار، انجام آن واجب است و اگر به جا نياورد، زن و آنچه مربوط به آن است – مثل عقد و خِطبه و شاهد شدن برعقد کسی دیگر – بنابر احتياط واجب، حلال نمى‌شود.

پيش از به جا آوردن طواف نساء، بايد از مطلق تلذّذِ زناشويى اجتناب شود.[216]

ترک طواف نساء و حکم فرزندان

یکی از اعمال و واجبات عمره مفرده و حج تمتع، طواف نساء است و اگر کسی این طواف را انجام نداد، تا زمانی که آن را انجام ندهد، گرفتن همسر و نیز اگر همسری دارد بر او حرام می شود، اما فرزندانی که از وی متولد می شوند حلال زاده هستند.

به سؤالی که در همین رابطه از آیت الله مکارم پرسیده شده و پاسخ ایشان اشاره می شود:

س: اگر كسى طواف نساء را در حج به جا نیاورد، زن بر او حرام مى شود، آیا مقصود فقط مقاربت است و یا سایر استمتاعات نیز حرام خواهد بود و اگر اولادى به وجود آید، حلال زاده است یا نه، ارث مى برد یا نمى برد؟

ج: سایر استمتاعات نیز حرام است و اگر این مسئله را عمداً هم ترک كند و فرزندى به وجود آید حلال زاده است و از او ارث مى برد.[217]

نماز طواف نساء

یکی از اعمال حج تمتع و از اعمال مكه مكرمه، بعد از منى، نماز طواف نساء است. كيفيت نماز طواف نساء مانند نماز طواف عمره تمتع است.

واجب است بعد از تمام شدن طواف، دو ركعت نماز مثل نماز صبح بخواند.

حاجی مى‌تواند نماز طواف را با هر سوره‌ اى كه خواست، بخواند، مگر سوره‌ هاى سجده دار. همچنین مستحب است در ركعت اول بعد از «حمد» سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ و در ركعت دوم، سورۀ قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ را بخواند. جايز است نماز طواف را مثل نماز صبح، بلند يا مثل نماز ظهر آهسته بخواند.[218]

طواف نساء و نماز آن اختصاص به مرد ندارد، بلكه بر زن، خنثى، خصىّ و بچه مميز نيز لازم است، به نحوى كه اگر طواف نساء و نماز آن را انجام ندهند، زن  بر آنها حلال نمى‌شود. همچنین اگر زن آن را ترک كند مرد بر او حلال نمى‌شود؛ بلكه طفل غير مميز هرگاه ولىّ او، وی را مُحرم كرد، بايد او را طواف نساء دهد، تا بعد از بالغ شدن، زن يا مرد بر او حلال شود و نیز اگر مجنون را مُحرم كند، طواف نساء بدهد، تا بعد از آن كه عاقل شد، زن يا مرد بر او حلال باشد.

طواف نساء و نماز آن، گرچه از واجبات حج هستند و بايد بعد از سعى بين صفا و مروه واقع شوند، اما از اركان حج نيستند. اگر كسى عمداً آنها را به جا نياورد حجش باطل نيست، ولى اگر زن است، بدون انجام آنها مرد بر او حلال نمى‌شود و اگر مرد است، زن بر او حلال نمى‌شود. همچنین بنا بر احتياط، عقد كردن نيز بر او حلال نمى‌شود.[219]

قبولی حج

از آن جا که حج و عمره یکی از کارهای بسیار مهم و عبادی هستند و انسان می خواهد در این سفرهای معنوی بهره های فراوانی به دست آورد، لازم است، شرایط خاصی را در خود فراهم نماید که در زیر به پاره ای از آنها اشاره می شود:

اوٌل: نیٌت خود را برای خدا خالص کند به شکلی که هیچ غرضی از اغراض دنیایی؛ مثل ریا، پرهیز از مذمٌت مردم به سبب نرفتن به حجٌ و یا قصد تجارت و… در خفایای دل نباشد؛ زیرا همۀ اینها، عمل را از قربت و اخلاص خالی می کند و مانع از رسیدن به ثواب موعود می گردد.

دوم: از گناهانی که انجام داده توبه خالص نماید؛ یعنی از انجام آنها پیشیمان باشد و تصمیم جدی بگیرد که  هیچ گاه آنها را انجام ندهد و گذشته را جبران کند و در همه حال از خداوند طلب عفو و بخشش کند. حق و حقوق مالی و مادی دیگران را که به ناحق تصاحب نموده و یا از بین برده (خودِ آن مال یا عوض آن را) به صاحبانش برگرداند و نسبت به حق و حقوق معنوی و غیر مادی مردم؛ مثل تهمت، غیبت، هتک حرمت از آنها حلالیت بخواهد و اگر مفسده ای در طرح اینها وجود دارد به نوعی جبران نماید؛ مثلا خوبی های او را در میان مردم بیان و از خداوند برای آنها طلب مغفرت کند و در مورد آن حقوق و تکالیف الاهی که از طریق کفاره و قضا قابل جبران است تصمیم و شروع به جبران نماید.[220]

سوم: اگر تا به حال خمس مال خود را پرداخت نکرده و سال خمسی نداشته است، برای خود سال خمسی قرار دهد و خمس مال را پرداخت نماید.

چهارم: بعد از ورود به سرزمین وحی و قبل از انجام اعمال، سعی کند از اموری که موجب دل مشغولی و مانع توجه به امور معنوی است اجتناب کند؛ مثلا کمتر به بازار جهت خرید و… مراجعه کند.

پنجم: توشه سفر و خرجی راه خود را از راه حلال تهیه نماید و در آن سخاوت، گشاده دستی داشته باشد و بخل نورزد.

ششم: با دوستان و اهل سفر خوش خلقی نماید و گشاده رو و شیرین کلام باشد و تواضع را پیشۀ خود سازد و از کج خلقی، سخن لغو و درشت گویی اجتناب نماید و سخنی که رضای خدا در آن نیست نگوید و با کسی جدال و خصومت نکند.

هفتم: بر توان و نیروی خود اعتماد و تکیه نداشته باشد، بلکه فقط بر خداوند توکل کند و فقط از او یاری بخواهد تا بتواند همراه با عمره یا حجٌی مقبول و سعیی مبرور به وطن خود برگردد.[221]

خمس، عمره وحج تمتع

حج و عمره از عباداتی هستند که هرسال مردم زیادی برای انجام آن مشتاق رفتن به بیت الله الحرام می باشند.

با توجه به این که برای اعزام زائران محدودیت هایی وجود دارد. هم اكنون كساني كه قصد تشرّف به حج يا عمره را دارند، بايد براي حفظ نوبت، مبلغ مقرّري را به بانک بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودی نيز به آن تعلّق مي گيرد و زماني كه پس از حدود سه سال، نوبتِ تشرّف آن ها فرا مي رسد، اصل پول و سود آن را دريافت مي كنند و به سازمان حج و زيارت مي سپارند و به عمره يا حج مشرف مي شوند. حال با توجّه به اين كه سپردن پول به بانک مقدّمه رفتن به عمره يا حجّ است و چنانچه كسي اين پول را به بانک نسپارد نوبتي را براي رفتن به عمره و يا حج نخواهد داشت و اكنون طريق رفتن به حج نيز همين است، آيا به اصل پول و سود آن خمس تعلّق مي گيرد يا نه؟[222]

در این زمینه پاسخ هایی از دفاتر مراجعه ارائه شده است که به تفصیل بیان می شود.

آيت اللّٰه تبريزى(ره): در فرض سؤال چنانچه بر اصل پول سال بگذرد؛ يعنى از وقت به دست آوردن پولى كه به بانک سپرده‌اند، سال گذشته، بايد خمس آن را بپردازند و نسبت به مقدارى كه زيادتر از اصل پول به آنها مى‌دهند، اگر در همان سال به حج يا عمره بروند چيزى بر آنها نيست. و اللّٰه العالم.

آيت اللّٰه خامنه‌اى(دامت برکاته): در فرض مرقوم، اگر در همان سالِ خمسى سپرده‌گذارى به حج يا عمره مى‌رود، خمس ندارد، ولى اگر نوبت حج او پس از آن سال خمسى است، اصل پول خمس دارد لكن سود حاصله اگر پيش از سال عزيمت قابل وصول نبوده جزو درآمد سال وصول، محسوب است كه اگر در همان سال به حساب هزينۀ سفر محسوب شود، خمس ندارد.

آيت اللّٰه سيستانى(دامت برکاته): به اصل پول خمس تعلق مى‌گيرد و نيز به سود آن، اگر از طريق معاملۀ شرعيّه ملک صاحب پول شده است، بلى اگر حج بر آنها مستقر شده و راه ديگرى براى رفتن به حج در سال ثبت نام نداشته باشند خمس به آن تعلق نمى‌گيرد.

آيت اللّٰه صافى(دامت برکاته): وجوب خمس معلوم نيست، هرچند احتياط خوب است و نسبت به سود آن، اگر با آن پول معاملات شرعى، با رعايت شرايطش انجام شود و پرداختِ سود، طبق قرارداد بايد در موقع تحويل اصل پول پرداخت شود، سود مذكور از منافع سال وصول است كه اگر در همان سال صرف مئونه شود خمس ندارد و اگر باقى بماند آن هم خمس دارد.

آيت اللّٰه فاضل(ره): افرادى كه براى تشرف به حج يا عمره ثبت نام مى‌كنند و در همان سال توفيق تشرّف پيدا نمى‌كنند، بايد خمس اصل پول و سود متعلّقه مربوط به سنوات سابق را بپردازند، مگر براى افرادى كه حج بر آنها مستقر شده و تمكّن از خريد فيش را ندارند.

آيت اللّٰه نورى همدانی(دامت برکاته): اگر همان سالى كه مستطيع شده است، آن پول را براى انجام حج در نوبت خود به حساب ريخته است، آن پول جزو مئونه و مخارج آن سال محسوب مى‌شود و خمس ندارد ولى اگر در سال هاى قبل مستطيع بوده است و تأخير انداخته و به حساب نريخته است بايد خمس آن را بدهد.

آیت الله مکارم (ره) . اگر پولى كه براى نام‌نويسى حج داده مى‌شود، از درآمد همان سال بوده باشد خمس ندارد.[223]

حضرت  آیات بهجت (ره): به پولى كه از درآمد سال براى حج و عمره واريز مى‏شود، خمس تعلق نمى‏گيرد ولى اگر بعد از گذشت سال آن را پس بگيرد يا مثلًا فيش آن را بفروشد، بايد خمس آن را پرداخت نمايد.[224]

عمره مفرده

كسى كه براى عمره مفرده ثبت نام كرده، در حالى كه بردن او به عمره قطعى بوده و براى رفتن نيز به ناچار مى‏بايست پولى به حساب بريزد ولى در سال بعد نوبت او شد، و به عمره مشرف خواهد شد، آيا سر سال خمس، به اين پول كه به حساب سازمان حج و زيارت واريز شده، خمس تعلّق مى‏گيرد يا نه؟

آيت اللَّه بهجت(ره): در فرض سؤال خمس واجب نيست.

آيت اللَّه فاضل لنكرانى(ره): در فرض مذكور خمس پول را بايد بدهد مگر اين كه ديگر نتواند پول را از سازمان حج پس بگيرد كه در اين صورت خمس ندارد.

آيت اللَّه خامنه‏اى(دامت برکاته): در فرض مزبور خمس ندارد.

آيت اللَّه صافى ،گلپايگانى: پول مذكور خمس ندارد. و اللَّه العالم.

آيت اللَّه سيستانى(دامت برکاته): خمس دارد.

آيت اللَّه مكارم شيرازى (دامت برکاته): خمس ندارد.[225]

آيت اللَّه نورى همدانى: در عُمره نيز اگر به طور متعارف يک مرتبه يا در چند سال يک مرتبه باشد، پولى كه به حساب ريخته است خمس ندارد،، امّا سودى كه مى‌گيرد از ارباح آن سالى است كه آن را تحويل مى‌گيرد و اگر تا آخر سالِ خمسى خود آن را در مخارج لازم زندگى خرج كرد، خمس ندارد و اگر بماند و سال بر آن بگذرد خمس دارد.[226]

آيت اللَّه شيخ جواد تبريزى(ره): بايد آن را تخميس نمايد و اللَّه العالم.[227]

انجام حج و سکونت در ملک غصبی

استطاعت مالی از جمله شرایط وجوب حج است. شخص مستطیع باید اموال خودش را از حقوق دیگران پاک کند حال اگر کسی در  منزل غصبی ساکن است که متعلق به تعدادی از ورّاث است که خود این فرد یکی از آنها است. این فرد با چنین وضعیتی به خانه خدا برای انجام اعمال حج رفته است! آیا حجّش صحیح است؟

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

گرچه غصب حرام است و چنين شخصى ضامن آن مى‌باشد ولى صِرف آن ضررى به صحّت حج وارد نمى‌كند.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): صحیح است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

اگر از اموال مباح خودش رفته، حج او صحیح است ولی توجه داشته باشید احتیاط واجب آن است که مکان نمازگزار مباح باشد، بنابراین کسى که در ملک غصبى یا روى فرش یا تخت غصبى نماز مى خواند نمازش اشکال دارد، همچنین نماز در ملکى که منفعت آن متعلّق به دیگرى است (مثل این که در اجاره او است) که نماز خواندن در آن بدون اجازه مستأجر اشکال دارد، همچنین در ملکى که مورد تعلّق حقّ دیگرى است؛ مثل این که میّت وصیّت کرده که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى که ثلث را جدا نکنند نمى توان در آن ملک نماز خواند.

حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته):[228]

اگر شرایط حج را دارا باشد، حج وی صحیح و مجزی از حجة الاسلام است و اگر نداشته باشد حج وی صحیح است، هر چند مجزی از حجة الاسلام نباشد و در هر حال غصب خانه مضرّ به صحت حج وی نیست.

رابطۀ حج با ولایت

فرمان ابلاغ ولایت امیرالمومنین(ع) از طرف  خدواند متعال[229] توسط پیغمبر گرامی اسلام(ص) و اعلام این مسألۀ مهم بعد از اتمام مراسم حج در آن روز خاص آن هم در محل غدیر خم که همه حج گزاران در آن جا از هم جدا می شوند و هر گروه به سوی سر زمین خود می رود دارای حکمت هایی بوده از جمله این که:

أ: عدم دغدغه خاطر مسلمانان بعد از انجام کامل مناسک حج و رسیدن به آرامش خاطر کافی برای طرح مسأله ولایت و جانشینی علی (ع).

ب: پیش گیری از مخالفت احتمالی بعضی منافقان و کج فهمان و پیش گیری از حرمت شکنی مسجدالحرام و کعبه توسط افراد هتاک و بی دین.[230]

ج: عدم گنجایش مسجد الحرام (با توجه به عدم توسعه در آن زمان) برای همه جمعیت حج گزاران.

د: نفوذ کلام مطلوب پیامبر(ص) در هنگام وداع و جدایی بین مولا و بنده و مرید و مراد و منطقۀ غدیر خم هنگامۀ وداع و به تعبیری شاه راه تعیین مسیر کاروان های حجاج و زمان و مکان آخرین وداع هزاران مسلمان شیفته و مرید پیامبر با مراد خودشان بود، از این رو لحظه ای حساس و حیاتی برای بیان این نکتۀ مهم و سرنوشت ساز یعنی خلافت و جانشینی امیر مؤمنان علی (ع) بود.[231]

ه: حکمت و تدبیر اقتضا می کند گاهی برای بیان مطالب مهم و سرنوشت ساز شرایط و فضایی متفاوت با شرایط و فضای عادی و تکراری را باید برگزید و انتخاب غدیر خم با شرایط خاصی که دارد[232] برای ثبت آن به عنوان حادثه ای جدید و فراموش ناشدنی و برای همیشۀ تاریخ در اذهان مردم بود.

این واقعه توسط عدۀ زیادی (110 نفر) از صحابه[233] پیامبر اکرم(ص) و همچنین 84 نفر از تابعین و 36 نفر از دانشمندان و مؤلفین، نقل شده است. علامه امینی با مدارک و دلایل محکم از منابع معروف اسلامی(اهل سنت و شیعه)، در کتاب شریف الغدیر تمامی این نقل ها را آورده است.

برای مطالعه بیشتر به تفسیر پیام قرآن، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، جلد 9، (امامت و ولایت در قرآن) صفحه 177 به بعد مراجعه فرمائید.

کتاب نامه مدخل حج

  1. ابن هشام، زندگانى محمد(ص) پيامبر اسلام، ترجمه، رسولى، سيد هاشم، انتشارات كتابچى، چاپ پنجم ، تهران، 1375ش.
  2. بروجردى، سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، انتشارات صدر، چاپ ششم، تهران، 1366 ش.
  3. بهجت‌ فومنى گيلانى، محمد تقى، مناسك حج و عمره‌، انتشارات شفق،‌ سوم، قم، 1424 هـ‍ ق.
  4. جمعى از پژوهشگران زير نظر هاشمى شاهرودى، سيد محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام،‌ چاپ اول،‌ قم، 1426 ه‍ ق‌.
  5. حر عاملى، محمد بن حسن، ‏وسائل الشيعة، مؤسسة آل البيت (ع)،‏ چاپ اول،‏ قم،‏  1409 ق‏.
  6. حسینی خامنه‌اى، سيد على، ‌مناسک حج‌.
  7. سبحانى تبريزى، جعفر، مناسك حج و احكام عمره، مؤسسه امام صادق ( ع)، چاپ اول، قم، 1428 هـ‍ ق.
  8.  سيوطى، جلال الدين، الدر المنثور فى تفسير المأثور، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم، 1404.
  9. شبیری زنجانى، سيد موسى، مناسک زائر،  شهاب الدين، چاپ اول، قم، 1427 هـ ق.
  10. صدوق‏، علل الشرائع‏، ناشر، داورى‏، چاپ اول‏، قم.
  11. صدوق، ‏من لا يحضره الفقيه،‏ جامعه مدرسين‏، چاپ دوم، قم،‏ 1404 ق‏.
  12. عراقى، آقا ضياء الدين، كزازى، على، ‌شرح تبصرة المتعلمين، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه. علميه قم،‌ چاپ اول، قم، 1414 هـ‍ ق‌.
  13. عروسى حويزى، عبد على بن جمعه، تفسير نور الثقلين، انتشارات اسماعيليان، چاپ چهارم، قم، 1415 ق.
  14. علامه حلى؛ ‏نهج الحق و كشف الصدق؛‏ ناشر، دار الكتاب اللبناني‏، بيروت، چاپ اول، 1982 م‏
  15. عياشى، محمد بن مسعود، كتاب التفسير، محقق، رسولى محلاتی، سيد هاشم، ناشر، چاپخانه علميه، تهران، 1380 ق.
  16. فاضل لنكرانى، محمد، ‌احكام عمره مفرده،‌  انتشارات امير قلم‌، چاپ يازدهم، قم، ‌1426 هـ ق‌.
  17. فاضل لنكرانى، محمد، ‌مناسک حج، انتشارات امير قلم، چاپ دوازدهم، قم، 1423 هـ‍ ق‌.
  18. فاضل مقداد سيورى حلّى، مقداد بن عبد اللّٰه ، ‌كنز العرفان في فقه القرآن، مترجم، عقيقى‌بخشايشى، عبد الرحيم، ناشر، پاساژ قدس پلاك 111، چاپ اول، قم.
  19. فاضل مقداد، جمال الدين، كنز العرفان فى فقه القرآن، محقق، قاضی، سيد محمد، ناشر، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى چاپ اول، 1419 ق.
  20. فياض كابلى، محمد اسحاق، ‌مناسک حج، دفتر حضرت آية الله، چاپ اول، قم، 1426 هـ‍ ق‌.
  21. فيض كاشانى، ملا محسن، تفسیر صافی.
  22. قرطبى، محمد بن احمد،  الجامع لأحكام القرآن، انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، تهران، 1364 ش.
  23. قمی، على بن ابراهيم، تفسير القمي، تحقيق: موسوى جزايری، سيد طيب، ناشر: دار الكتاب، چاپ چهارم، قم، 1367 ش.
  24. كلينى، كافي، دار الحديث‏، چاپ، اول،‏ قم‏،  1429 ق.
  25. كلينى، كافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هـ ش‌.
  26. كلينى‏، كافي، ناشر، اسلاميه‏، چاپ دوم، تهران،‏ 1362 ش.‏‏
  27. کتابخانه تخصصی حج، اخلاق و اسرار حج وزیارت، حج در ادیان
  28. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت – لبنان، 1403 هـ ق.
  29. محمودى، محمد رضا، مناسك حج (محشّٰى)، نشر مشعر، تهران ، 1429 ه‍ ق.
  30. مرتضوى لنگرودى، سيد محمد حسن، ‌توضيح المناسک‌،  دفتر حضرت آية الله‌، چاپ اول‌، قم،‌ 1423 هـ‍ ق‌.
  31. مسعودي، ابو الحسن على بن الحسين بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق، داغر، اسعد، دار الهجرة، چاپ دوم، قم، 1409.
  32. مكارم‌ شيرازى، ناصر، استفتاءات جديد‌، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب (عليه السلام)،‌ چاپ دوم، قم،‌ ‌1427 ه‍ ق‌.
  33. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ناشر، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، تهران، 1374 ش.
  34. مكارم شيرازى، ناصر، ‌مناسک جامع حج، انتشارات مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (ع)،‌ چاپ اول، قم، 1426 هـ‍ ق‌.
  35. مهيار، رضا، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى.
  36. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، تحرير الوسيلة، مترجم، اسلامى، على‌، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،‌ چاپ بیست و یکم، قم، 1425 ه‍ ق‌.
  37. موسوى ‌خمينى، سيد روح اللّٰه، مناسک عمره مفرده (محشى ويژه بانوان)، نشر مشعر، چاپ سی و چهارم، ‌قم، 1428 هـ‍ ق‌.
  38. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌منتخب مناسک حج، نشر مشعر، چاپ دوم، ‌قم، 1426 هـ‍ ق‌.
  39. موسوی خمینی، مناسک حج ( محشّٰى)، محمودى، محمد رضا‌، ‌نشر مشعر، تهران‌، 1429 هـ‍ ق‌.
  40. موسوی شاهرودى، سيد مرتضى، ‌جامع الفتاوى- مناسک حج، ‌نشر مشعر‌، چاپ سوم، قم، 1428 هـ‍ ق‌.
  41. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 252.
  42. وحيد خراسانى، حسين، ‌مناسک حج، مدرسة الإمام باقر العلوم (ع)، چاپ چهارم، قم، 1428 هـ‍ ق‌.


[1]. جبران ، مسعود ،الرائد، ج 1، ص 656؛ خوری شرتونی ، سعيد، اقرب الموارد، ج 1، ص 194.

[2]. راغب اصفهانی، المفردات فی غريب القرآن،  ص 107.

[3]. حج 27.

[4]. صدوق‏، علل الشرائع‏، ج ‏2، ص 407 ‏.

[5]. صدوق، ‏من لا يحضره الفقيه، ج ‏2، ص 230.

[6]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏10، ص 78.

[7]. فاضل مقداد، جمال الدين مقداد، كنزالعرفان فى فقه القرآن، محقق، قاضی، سيد محمد، ج‏1، ص 338.

[8]. عياشى، محمد بن مسعود، كتاب التفسير، محقق، رسولى محلاتی، سيد هاشم، ج‏1، ص 60.

[9]. قرطبى، محمد بن احمد،  الجامع لأحكام القرآن، ج ‏2، ص 130.

[10]. كلينى، محمد بن يعقوب، كافي، ج ‏8، ص 79.

[11]. همان، ج ‏4، ص 214.

[12]. عياشى، محمد بن مسعود، كتاب التفسير، ج‏1، ص 60، سلیمان بن داود قد حجّ البیت بالجن و الانس و الطیر و الریح.

[13]. الجامع لأحكام القرآن، ج ‏2، ص 130.

[14]. جهت مطالعه بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[15]. آل عمران، 96،نخستين خانه اى كه براى مردم نهاده شده، خانه اى است مبارک در مكه مكرمه و هدايت گر جهانيان است».

[16]. انعام، 70.

[17] . نحل، 36.

[18]. جهت مطالعه بیشتر به سایت تبیان مراجعه شود.

[19]. شيخ صدوق، ‏من لا يحضره الفقيه،‏ ج‏2، ص 234، وَ رُوِيَ‏ أَنَّ مُوسَى‏ (ع) أَحْرَمَ مِنْ رَمْلَةِ مِصْرَ وَ أَنَّهُ مَرَّ فِي سَبْعِينَ نَبِيّاً عَلَى صَفَائِحِ‏ الرَّوْحَاءِ عَلَيْهِمُ الْعَبَاءُ الْقَطَوَانِيَّةُ يَقُولُ لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْك‏.

[20]. هيکل سليمان معبد مرکزی يهود بود که حرم حج و قبله آنها از زمان داود و سليمان به شمار آمده. اين معبد در طول تاريخ رو به ويرانی نهاده و جز بخشي از ديوار اصلي آن که به ديوار غربي يا سوگواري معروف است چيزي بر جاي نمانده. يهوديان عقيده دارند مسجد الاقصي با سنگ هايي ساخته شده که از هيکل سليمان بر جاي مانده است.

[21].  جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[22]. گردآورنده، طباطبائي پژوه، سيد مهدي ، کتابخانه تخصصی حج

[23]. مسعودي، ابو الحسن على بن الحسين بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق، داغر، اسعد ، ج1 ص 265؛ جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[24]. نقش رستم در فاصله 5 كيلومتري تخت جمشيد قرار دارد. در اين محل كه در گذشته حتما از قداست خاصي برخوردار بوده، داريوش اول هخامنشي مقبره خود را در سينه صخره ای كوه می كند. پس از او هم سه شاه ديگر هخامنشی به تقليد از او سه مقبره ديگر براي خود در كنار مقبره داريوش مي سازند. در اين محل ساختمان اسرار آميز معروف به كعبه زرتشت و چند اثر از ساسانيان نيز قرار دارد. برای آگاهی بیشتر به سایت ایران اطلس مراجعه شود.

[25]. ميراث باستاني ايران، ترجمه، رجب نيا، مسعود، ص 192.

[26]. زرتشتيان هر منطقه ،براي بيتوته چند روزه خود،بنايي به نام خيله ساخته اند . بناهاي با سه ديوار از سه سو باز و گشاده كه شامل، مطبخ و چند صفه و اتاق است كه به مجموعه آنها خيله گويند .

[27]. جهت مطالعه بیشتر به کتابخانه تخصصی حج مراجعه شود.

[28]. انفال، 35، و نماز خواندن آنها نزد خانه كعبه چيزى جز سوت زدن و كف زدن نيست، پس به سبب آن كه كافر شديد، عذاب را بچشيید.

[29]. بقره، 199، پس از همان جا كه مردم كوچ مى‏كنند به سوى سرزمين منى كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش نمائيد كه خدا آمرزنده و مهربان است

[30]. عروسى حويزى، عبد على بن جمعه، تفسير نور الثقلين، ج‏1، ص 195.

[31]. ابن هشام، زندگانى محمد(ص) پيامبر اسلام، ترجمه، رسولى، سيد هاشم، ج‏1،ص،128.

[32]. بقره، 200، و هر گاه اعمال حج را به جا آورديد مانند آن كه پدرانتان را ياد می كنيد خدا را ياد كنيد بلكه ياد نمودن شما خدا را بيشتر از ياد پدرانتان باشد بعضى از مردم فقط آرزوى متاع دنيا را از خدا مي نمايند و ايشان را از نعمت آخرت بهره و نصيبى نباش.

[33]. كلينى، كافي، ج ‏4، ص 516.

[34]. توبه، 37.

[35]. تفسیرنورالثقلین، ج 2، ص217.

[36]. بقره، 198.

[37]. سيوطى، جلال الدين، الدر المنثور فى تفسير المأثور، ج‏1، ص،222.

[38]. حج، 28.

[39]. همان.

[40]. بقره، 189.

[41]. نورالثقلین، ج1، ص 146 و 148.

[42]. امروز بعضى يا همه آن( عورت) نمايان مى‏شود و آنچه را از آن آشكار شود به ديگران حلال نمى‏كنم.

[43]. قمی، على بن ابراهيم، تفسير القمي، تحقيق: موسوى جزايری، سيد طيب، ج ‏1، ص 281.

[44]. اعراف، 28.

[45]. فيض كاشانى، ملا محسن، تفسیر صافی، ج 2، ص 187؛ جهت مطالعه بیشتر به این لینک مراجعه شود.

[46]. كلينى، كافي، ج ‏8، ص 181.

[47]. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 252.

[48]. شيخ صدوق‏، علل الشرائع‏، ج ‏2، ص 406 ‏.

[49].حر عاملى، محمد بن حسن، ‏وسائل الشيعة، ج ‏11، ص 14.

[50]. بقره، 198

[51]. وسائل‏الشيعة، ج 11، ص 60.

[52]. كافي، ج ‏4، ص 271.

[53]. نهج البلاغه، وصيت 47.

[54]. وسائل‏الشيعة، ج 11، ص 24.

[55]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 219، ح 2221.

[56]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 7، ص 30، ح 1.

[57]. همان، ج 1، ص 24، ح 19، “عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِي جَاراً كَثِيرَ الصَّلَاةِ كَثِيرَ الصَّدَقَةِ كَثِيرَ الْحَجِّ لَا بَأْسَ بِهِ قَالَ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ كَيْفَ عَقْلُهُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ لَهُ عَقْلٌ قَالَ فَقَالَ لَا يَرْتَفِعُ بِذَلِكَ مِنْه‏”.

[58]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج 11، ص 113، ح 14385،”… َ أَنَّى لَكَ أَنْ تَبْلُغَ مَا يَبْلُغُ الْحَاج‏…”.

[59]. کلینی، محمد بن یعقوب ،کافی، ج 4، ص 253، ح 6، “قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الْحُجَّاجُ يَصْدُرُونَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ صِنْفٌ يُعْتَقُ مِنَ النَّارِ وَ صِنْفٌ يَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ صِنْفٌ يُحْفَظُ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ فَذَاكَ أَدْنَى مَا يَرْجِعُ بِهِ الْحَاج‏”.

[60]. همان،حدیث 5، “قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنِّي قَدْ وَطَّنْتُ نَفْسِي عَلَى لُزُومِ الْحَجِّ كُلَّ عَامٍ بِنَفْسِي أَوْ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي بِمَالِي فَقَالَ وَ قَدْ عَزَمْتَ عَلَى ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ إِنْ فَعَلْتَ فَأَبْشِرْ بِكَثْرَةِ الْمَالِ”.

[61]. وسائل الشیعة، ج 11، ص 22، ح 14145، “قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنَّ نَاساً مِنْ هَؤُلَاءِ الْقُصَّاصِ يَقُولُونَ إِذَا حَجَّ الرَّجُلُ حَجَّةً ثُمَّ تَصَدَّقَ وَ وَصَلَ كَانَ خَيْراً لَهُ فَقَالَ كَذَبُوا لَوْ فَعَلَ هَذَا النَّاسُ لَعُطِّلَ هَذَا الْبَيْتُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ هَذَا الْبَيْتَ قِيَاماً لِلنَّاس‏”.

[62]. همان، ج 11، ص 115، ح 14390،”عَنْ سَعِيدٍ السَّمَّانِ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِي حَدِيثٍ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ الْحَجُّ أَوِ الصَّدَقَةُ فَقَالَ مَا أَحْسَنَ الصَّدَقَةَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَالَ قُلْتُ أَجَلْ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ مِنْ أَنْ يَحُجَّ وَ يَتَصَدَّقَ قَالَ قُلْتُ مَا يَبْلُغُ مَالُهُ ذَلِكَ وَ لَا يَتَّسِعُ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُنْفِقَ عَشَرَةَ دَرَاهِمَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ سَبَبِ الْحَجِّ أَنْفَقَ خَمْسَةً وَ تَصَدَّقَ بِخَمْسَةٍ أَوْ قَصَّرَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ نَفَقَتِهِ فِي الْحَجِّ فَيَجْعَلُ مَا يَحْبِسُ فِي الصَّدَقَةِ فَإِنَّ لَهُ فِي ذَلِكَ أَجْراً”.

[63]. قیامة، 14، “بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصيرَة”.

[64]. وسائل الشیعة ،ج 11، ص 115، ح 14389. “دِرْهَمٌ تُنْفِقُهُ فِي الْحَجِّ أَفْضَلُ مِنْ عِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ تُنْفِقُهَا فِي حَق‏”.

[65]. همان، ج 13، ص 305، ح 305″لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئٍ مُؤْمِنٍ أَفْضَلُ مِنْ حَجَّةٍ وَ حَجَّةٍ وَ حَجَّةٍ حَتَّى عَدَّ عَشْرَ حِجَج‏”.

[66]. آل عمران،97، “وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ “. «براى خدا، حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است. و هر كه راه كفر پيش گيرد، بداند كه خدا از جهانيان بى‏نياز است‏».

[67]. کلینی، محمد بن یعقوب، كافي، ج 4، ص 269، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً.

[68]. آل عمرآن، 97.

[69].حجة الاسلام به حجی گفته می شود که در طول عمر بر هر انسانی که شرایط حج را دارا باشد یک بار و اجب می شود.

[70]. كلينى، كافي، ج 4، ص 268.

[71]. قریش، 3.

[72]. آل عمران، ۹۶.

[73]. بقره، ۱۲۵ – ۱۲۹.

[74]. مائده، 97.

[75]. آل عمران، ۹۷، «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ».

[76]. حج، ۲۷ – ۳۰.

[77]. همان، 27.

[78]. آل عمران، 97.

[79]. نهج البلاغه، خطبه اوّل؛ حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشيعة، محقق / مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البيت عليهم السلام، ج 8 ، ص 9.

[80]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود.

احادیث  ،حج

[81]. قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابويه، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 447 ؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 4، ص 269.

[82]. حج، 27.

[83]. بقره، 199.

[84]. كلينى‏، كافی، ج 4، ص 245 – 248.‏‏

[85]. کلینی، کافی، ج 4، ص 404.

[86]. البقره، 127 و 128.

[87]. شيخ صدوق‏، علل الشرائع، ج ‏2، ص 586.

[88]. كلينى‏، كافي،‏ ج 4، ص 191.‏‏

[89]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏28، ص 95.

[90]. کافي، ج 2، ص 20.

[91]. شيخ صدوق، ‏من لا يحضره الفقيه،‏ ج 2، ص 519.‏

[92]. جهت مطالعه بیشتر به کتاب خانه تخصصی حج و زیارت مراجعه شود.

[93]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 50-46، انتشارات شریف رضی، قم، 1364 هـ ش.

[94]. همان، ص 236.

[95]. بروجردى، سيد محمد ابراهيم، تفسير جامع، ج‏1، ص 46.

[96]. فاضل موحدى لنكرانى، محمد ، ‌احكام عمره مفرده،‌ ص 19.

[97]. الجزيري ،عبد الرحمن ،الفقه علي المذاهب الاربعة ، ج1، ص688؛ شهید اول مکي عاملی، اللمعة الدمشقية، ج1، ص217؛ طباطبايي، سيد علي، رياض المسايل، ، ج 6‌، ص 101.

[98]. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات حج ، ص 59 . (هر فرسخ حدود 5/5 کيلومتر است.

[99]. اللمعة الدمشقية، ج1، ص217 ـ 218؛ مغنيه، محمد جواد، الفقه علي المذاهب الخمسه، ص 305.

[100]. فاضل لنكرانى، محمد، ‌مناسك حج، ص 21.‌

[101]. فاضل مقداد سيورى حلّى، مقداد بن عبد اللّٰه ، ‌كنز العرفان في فقه القرآن، مترجم، عقيقى‌بخشايشى، عبد الرحيم، ج‌1، ص 321.

[102]. فاضل لنكرانى، محمد، ‌مناسك حج، ص 21.

[103]. سبحانى تبريزى، جعفر، مناسك حج و احكام عمره، ص 39.

[104]. مرتضوى لنگرودى، سيد محمد حسن، توضيح المناسك، ص67.

[105]. راغب اصفهانی ،المفردات، ص347؛ ابن منظور ،محمدبن مکرم ،لسان العرب، ج 9، ص 393؛ طریحی، فخرالدین ،مجمع البحرين، ج 3، ص 412.

[106]. طوسی، محمد بن حسن ،التبيان، ج2، ص155.

[107]. طبرسی ، فضل بن حسن ،مجمع البيان، ج1، ص439؛ طباطبايي محمد حسين ،تفسير الميزان، ، ج2، ص112.

[108] . شهید اول، مکی عاملی ،اللمعة الدمشقيه، ج1، ص217‌؛ محقق حلي، جعفر بن الحسن، شرايع الاسلام، ج1، ص236؛ جزیری، عبدالرحمن ،الفقه علي المذاهب الاربعة، ج1، ص688.

[109]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانه تخصصی حج وعمره

[110]. عمره به معناى زيارت است و عمرۀ مفرده، يعنى عمرۀ به تنهايى، در مقابل «عمرۀ تمتّع» كه عمرۀ تنها نيست، بلكه عمره‌اى است كه بعد از آن اعمال حج انجام مى‌شود.

[111]. البته برخی در مناسک خود دارند كسى كه فقط توانايى بر عمرۀ مفرده داشته باشد احتياط واجب آن است كه آن را بجا آورد؛ هر چند استطاعت و توانايى بر حج‌ نداشته باشد، و يک مرتبه در تمام عمر بيشتر واجب نيست، بنابراين كسانى كه حجّ نيابتى به جا مى‌آورند، احتياط واجب آن است كه بعد از انجام عمل نيابت، عمرۀ مفرده‌اى براى خود به جا آورند. مناسك جامع حج (مكارم)، ص 373، م 1314.

[112].  موسو ی خمينى، سيد روح اللَّه، مناسك حج( المحشى)، ص 95.

[113]. بهجت‌ فومنى گيلانى، محمد تقى، مناسك حج و عمره‌، ص 281‌.

[114]. موسو ی خمينى، سيد روح اللَّه، مناسك حج( المحشى)، ص 95.

[115]. موسوى خمينى، سيد روح اللَّه ، توضيح المسائل (المحشى)، ج ‏2، ص 474، م 2409.

[116]. همان.

[117].بقره ،197،الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الحْجَّ فَلَا رَفَثَ وَ لَا فُسُوقَ وَ لَا جِدَالَ فىِ الْحَجّ‏ِ  وَ مَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيرْ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيرْ الزَّادِ التَّقْوَى‏ وَ اتَّقُونِ يَأُوْلىِ الْأَلْبَابِ.

[118]. کلینی، کافی، ج 4، ص 290 و 303؛ امام خمینی (ره)،مناسک محشی، ص 44.

[120]. شيخ كلينى‏، كافي‏، ج ‏4، ص 281.

[121]. همان، ج ‏4، ص 280.

[122]. صابرى يزدى، على رضا / انصارى محلاتى‏، محمد رضا، الحكم الزاهرة، ترجمه، انصارى، ص 325 .

[123]. مائده، 27.

[124]. شيخ صدوق، ‏من لا يحضره الفقيه،‏ ، ج ‏2، ص 282 ‏.

[125]. همان، ج ‏2، ص 279؛ جهت مطالعه بیشتر به  کتابخانۀ تخصصی حج و زیارت مراجعه شود.

[126]. امام خمینی، مناسك حج (محشّٰى)، ص 23.

[127]. بهجت‌ فومنى گيلانى، ، محمد تقى، مناسك حج و عمره‌، ص 33‌.

[128]. امام خمینی، مناسك حج (محشّى)، ص 23.

[129]. شبیری زنجانى، سيد موسى، مناسك زائر، ص 12.

[130]. فاضل  لنكرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص 53.

[131]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانه تخصصی حج

[132]. امام خمینی (ره)، مناسک محشی، ص26، م20.

[133]. بهجت، محمد تقى، مناسک حج و عمره، ص44،م 88 و 89.

[134]. مناسک محشی، ص26-27، م20،پاورقی4 ؛تبريزى، جواد، مناسک حج، ص20، م33.

[135]. حسينى خامنه‏اى، سيد على، مناسک حج مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی (ره)و مقام معظم رهبری، ص 19و20، م18.

[136]. مناسک محشی، ص26 و 27،م20،پاورقی 4؛ موسوى خويى، سيد ابو القاسم ، مناسک حج، ص 29، م33.

[137].  سیستانی، سیدعلی، مناسک حج، ص 33، س 33.

[138]. ‌شبيرى‌ زنجانى، سيد موسى، مناسک حج ، ص 18، م38.

[139]. صافی گلپایگانی ،استفتائات حج ،ص14 ،س19؛ مناسک محشی ، ص27،م20، پاورقی4 ،و استفتا ء شفاهی از دفتر معظم له .

[140]. لنكرانى موحدى، محمد فاضل، مناسک حج ،ص 49، م91.

[141]. مكارم شيرازى، ناصر، مناسک جامع حج، ص 32، م22.

[142]. مناسک محشی ص26م20؛ نوری همدانی ،مناسک حج ص31م30.

[143]. وحيد‌خراسانى، حسين، مناسک حج ،ص 27 م30.

[144]. مناسك حج (المحشى للإمام الخميني)، ص 33، م 34.

[145]. همان.

[146]. همان.

[147]. حسينى خامنه‏اى، سيد على،مناسک حج، ص7.

[148]. همان.

[149]. همان.

[150]. بهجت، محمد تقى ،مناسك حج و عمره، ص 38.

[151]. امام خمینی(ره)، مناسک محشّی، مقدمه، م شماره 46.

[152]. سبحانی، جعفر، مناسك حج و احكام عمره، ص 22.

[153]. اعم از استطاعت مالی (داشتن خرج سفر) و بدنی (داشتن توانایی جسمی) و طریقی (باز بودن راه).

[154]. محمودى، محمد رضا، مناسك حج (محشّٰى)، ص16.

[155]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

 به سایت استفتائات

[156]. مناسك حج (المحشى للإمام الخميني)، ص 38 ،م41.

[157]. همان،م42.

[158]. (مريض و پير در این مسأله کسانی هستند که انجام اعمال حج و عمره برای آنان ممکن نیست و یا مشقت شدید غیر قابل تحمل دارد و امید به خوب شدن هم ندارد).

[159] .همان، م 43.

[160].  وقوف در عرفات و مشعر الحرام.

[161]. عراقى، آقا ضياء الدين؛ كزازى، على، ‌شرح تبصرة المتعلمين، ج‌1، ص 265.

[162]. وحيد خراسانى، حسين، ‌مناسک حج، ص 78؛ البته امام خمینی و برخی از فقهای دیگر واجبات حج را سیزده چیز می دانند، توضيح المناسک، ص 234.

[163]. بهجت‌گيلانى، فومنى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص 29.

[164] بهجت‌ فومنی گيلانى، محمد تقى، مناسك حج و عمره‌، ص 82‌.

[165] موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌مناسك حج‌، ص 63.

[166]. همان، ص 64.

[167]. ادنى الحل يعنى نزديكترين نقطه به محدودۀ حرم كه حدود آن به صورت يك چند ضلعى نامنظم در اطراف مكه تعيين شده است.

[168]. فاضل لنكرانى، محمد، ‌مناسك حج، ص 29.

[169]. برای آگاهی بیشتر ر ک. مناسك حج (المحشى للإمام الخميني)، ص 152 – 196.

[170]. خمینی، روح الله، مناسك حج (المحشى)، ص 198، م  478‏؛ مجلسي، محمد تقي، لوامع صاحبقراني مشهور به شرح الفقيه، ج ‏8، ص 316.‏

[171]. خمینی، روح الله، مناسك حج (المحشى)، ص 154 و 155.

[172]. همان، ص 156.

[173]. همان ص 98، م  180.

[174]. برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود.

نمودار محرمات احرام

[175] برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

کتابخانۀ تخصصی حج

[176]. خمینی ،روح الله، مناسک محشی ، ص 202-152.

[177]. برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه شود

نمودارکفاره

[178]. حسینی خامنه‌اى، سيد على، ‌مناسک حج‌، ص 32.

[179]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، تحرير الوسيلة، مترجم، اسلامى، على‌،  ج ‌2، ص 225.

[180]. موسوى خمينى، سيد روح اللَّه، توضيح المسائل( المحشى)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، م 391 و 646.

[181]. همان، م 391 و 646

[182]. همان، م 391 و 646؛ آيت‏الله وحيد، توضيح‏المسائل، م 397؛ آيت‏الله نورى، توضيح‏المسائل، م 392 و 647.(با استفاده از سؤال 3249.).

[183]. برای آگاهی بیشتر نک: شهيد اول، محمد بن مكى عاملى، القواعد و الفوائد، ج‏1، ص 83.

[184]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص 188‌.

[185]. بهجت‌ فومنى گيلانى، محمد تقى، مناسک حج و عمره‌، ص 139‌.

[186]. فاضل موحدى لنكرانى، محمد، ‌مناسک حج، ص 31.

[187]. جمعى از پژوهشگران زير نظر هاشمى شاهرودى، سيد محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، ج ‌3، ص 197.

[188]. مناسک حج (محشى)، ص 431، زمان احرام حج، بعد از عمرۀ تمتع آغاز؛ و تأخير آن تا زمان امكان ادراک وقوف اختيارى عرفه، جايز است ولی آیت الله سیستانی می فرماید: كسى كه مى‌تواند وقوف اختيارى عرفه را درک كند، جايز نيست احرام را از وقت مذكور تأخير بيندازد.

[189]. شبیری زنجانى، سيد موسى، مناسک زائر، ص183 و 184.

[190]. موسوی خمینی، مناسک حج( محشّٰى)، محمودى، محمد رضا‌، ص 442.

[191]. بر وزن مثلّث نام درّه‌اى واقع در ميان منى و مزدلفه و به منى نزديک تر است، و خود حدّى از حدود منى است.

[192]. واجب است شب عيد  را تا صبح در مشعر الحرام بماند.

[193]. موسوی شاهرودى، سيد مرتضى، ‌جامع الفتاوى- مناسک حج، ص 182-181.

[194]. حسینی خامنه‌اى، سيد على، ‌مناسک حج‌، ص 51-50.

[195]. حسینی خامنه‌اى، سيد على، ‌مناسک حج‌، ص 45‌.

[196]. وحيد خراسانى، حسين، ‌مناسک حج، ص 199.

[197]. فياض كابلى، محمد اسحاق، ‌مناسک حج، ص 190.

.[198] مناسك حج (المحشى للإمام الخمينی)، ص100؛ مناسك حج (للخامنئی)، ص 16.

.[199] برگرفته از سایت پرسمان قرآن

.[200]حج،37، « لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْكُمْ».

.[201] مکارم شیرازی ، ناصر ،تفسير نمونه، ج ‏14، ص 107، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول‏، تهران، 1374 ش‏.

[202]. عراقى، آقا ضياء الدين،كزازى، على، ‌شرح تبصرة المتعلمين، ج‌1، ص 326.

[203].  مرتضوى‌ لنگرودى، سيد محمد حسن، توضيح المناسك، توضيح المناسک، ص 260.

[204]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص 307-308.

[205]. سبحانى تبريزى، جعفر، مناسک حج و احكام عمره، ص0 9.

[206] محمودى، محمد رضا‌، مناسک حج ( محشّٰى)، ص 203.

[207]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

مقاله

[208]. علامه حلی؛ نهج الحق و كشف الصدق، ص 472: خذوا عني مناسككم.

[209]. موسوی خمینی، روح الله، مناسک حج (محشی)،م 547 و 531.

[210]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، تحرير الوسيلة، مترجم، اسلامى، على‌، ج ‌2، ص 237.

[211]. شوط: در لغت به معناى نهايت دويدن تا هدف و در اين جا به معناى يک‌بار دور زدن اطراف كعبه و يک بار پيمودن فاصلۀ صفا تا مروه، يا مروه تا صفا مى‌باشد.

[212]. موسوى‌خمينى، سيد روح اللّٰه، مناسک عمره مفرده (محشى ويژه بانوان)، ص 92‌-94.

[213]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌منتخب مناسک حج، ص283 ؛محمودى، محمد رضا‌، مناسک حج (محشّٰى)، ص 231.

[214]. رضا، مهيار ، فرهنگ ابجدى عربى- فارسى،متن، ص 375. الخُنْثَى‏- ج‏ خُنَاثَى‏ و خِنَاث‏: آنكه آلت مردى و زنى هر دو را دارا باشد.

[215]. همان، ص 364،  خَصَى‏- خِصَاءً [خصي‏] هُ: آن مرد را اخته كرد

[216]. مناسک حج (محشی)، ص 546.‌

[217]. مكارم‌ شيرازى، ناصر، استفتاءات جديد‌، ج‌1، ص130.

[218]. موسوى خمينى، سيد روح اللّٰه، ‌مناسک حج‌، ص 187.

[219]. مرتضوى لنگرودى، سيد محمد حسن، ‌توضيح المناسک‌، ص 297‌.

[220]. برای اطلاع از نحوۀ از بین بردن آثار تخریبی گناهان بر روی روح و روان به کتاب های اخلاقی؛ مانند کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی و امثال آن مراجعه شود.

[221]. نک: مجلسی، بحار الانوار، ج 96، ص 124- 126، چاپ بيروت، دارالوفاء، 1404هـ .

[222]. محمودى، محمد رضا، مناسك حج( محشّٰى)، ص‌620.

[223]. مکارم شيرازى، ناصر، مناسك جامع حج‌‌، ص 37.

[224].  بهجت، محمد تقى، مناسك حج و عمره، ص 211.

[225]. مناسك حج (المحشى للإمام الخميني)، ص 531.

[226]. محمودى، محمد رضا، مناسك حج( محشّٰى)، ص ‌620.

[227]. مناسك حج (المحشى للإمام الخميني)، ص 531.

[228]. جهت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه شود.

سایت استفتائات

[229]. اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر انجام ندهی، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند.

[230]. در تاریخ وارد شده وقتی امام حسین (ع) احتمال حرمت شکنی مسجدالحرام را از سوی دشمنانشان دادند مراسم حج را نیمه تمام رها کردند.

[231]. جریان غدیر در سال آخر عمر پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع اتفاق افتاد و آن حضرت، با بیان «… من کنت مولاه فهذا علی مولاه…»  هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست و…، به امامت علی بن ابی طالب تصریح فرمود و رسالت خود را ابلاغ فرمود.

[232] .آفـتـاب داغ و ريگ ها گداخته و تمام دشت را هيچ سايه سـارى جز آسمان نبود. حالِ پیامبر(ص) دگـرگـون شـد. چـهـره اش حـالتـى خـاص بـه خود گرفت؛ حالتى كه همواره هنگام نـزول وحـى بـر ايـشان عارض مى شد. پیامبر(ص) توقف نمود. آهـنـگ تـوقـف كـاروان تـوسـط جـارچيان نیز نواخته شد. رفته ها بازگشتند؛ پراكنده ها جمع شدند؛ باز مانده ها رسیدند؛ پياده ها توشه بر زمين نهادند، سواره ها پياده شدند و همه گوش به فرمان. همه مى دانستند به يقين، امر مهمى پيش آمده كه پیامبر(ص)، همگان را به ماندن و شنيدن آن دعوت كرده است. برگرفته با تغییرات از گنج نامۀ امام علی (ع)، مبحث غدیر و ولایت.

 [233]. ابوسعید خدری، زیدین ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، ابن عباس، براء بن عازب، حذیفه، ابوهریرة، ابن مسعود و عامر بن لیلی، از آن جمله هستند.