Warning: filemtime(): stat failed for /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/assets/js/front.min.js in /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/easy-table-of-contents.php on line 236
searchicon

کپی شد

تفاوت مردم در رزق و روزی

خداوند متعال، رزق و به عبارتی ثروت را میان همۀ افراد بشر؛ چه شکرگزار و چه ناسپاس؛ تقسیم نموده و تمام آنها از این لطف عام الهی برخوردارند، به گونه­ای که قرآن کریم خطاب به پیامبر (ص)فرموده: «رزق خداوند تو محدودیت و منعی نداشته و به مؤمنان و کافران خواهد رسید».[1] و به عبارتی، اصل ثروت و در کلیت آن، جدا از مقدار و نیز کیفیت به دست آوردن و هزینه نمودن آن، به عنوان لطف عامی از جانب خداوند به حساب می­آید که همگان از آن، برخوردار می­باشند.

اما در قرآن کریم آمده است: “خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر از نظر روزى برترى داد …”.[2]

خداوند؛ طبق حکمت خود؛ مقرر فرموده که افراد بشر؛ بدون در نظر داشتن این که آیا مؤمنند و یا کافر؛ در مقدار روزی با هم متفاوت باشند. برای آن که حکمت این تفاوت روشن شود ابتدا باید فرق بین تفاوت و تبعیض معلوم شود.

تفاوت آن است كه در شرايط نامساوى، فرق گذاشته شود، ولى تبعيض آن است كه در شرايط مساوى و استحقاق‏هاى همسان، بين اشيا فرق گذاشته شود. به عبارت ديگر، تبعيض از ناحيۀ دهنده است، ولى تفاوت مربوط به گيرنده است؛ مثلاً، اگر معلم به شاگردانش كه در شرايط مساوى و يكسان هستند نمره‏هاى مختلفى بدهد، اين تبعيض است، ولى اگر با امتحان و بر اساس استعداد و لياقت هر شاگردى نمره‏ى او را بدهد، تفاوت محقق مى‏شود.[3] آنچه در خلقت وجود دارد “تفاوت” است نه “تبعيض”.

تفاوت موجودات ذاتى آنها مى‏باشد و لازمه نظام علت و معلول است، چون همه جهان، از آغاز تا انجام به يك اراده الهى به وجود مى‏آيد، و نه با اراده‏هاى جدا جدا، آن هم يک اراده بسيط، چنانكه قرآن كريم مى‏فرمايد: “ما همه چيز را با اندازه و قدر مشخص آفريده‏ايم و كار ما جز يكى نيست، همچون چشم بر هم زدن”.[4]

نظام هستى مانند وجود انسان است كه بايد از اجزاى مختلف تشكيل شود و هر جزئى در جاى مناسب خود قرار داشته باشد. به عبارت ديگر، هم بايد اجزا با هم مختلف باشند تا اين مجموعه محقق شود و هم هر چيزى در جاى مخصوص خود قرار بگيرد تا نظام احسن به وجود آيد.[5]

وجود تفاوت در جهان ضرورى است. وقتى كه جهان را مجموعاً مورد نظر قرار دهيم ناچاريم بپذيريم كه در نظام كل و در توازن عمومى، وجود پستى‏ها و بلندى‏ها، فراز و نشيب‏ها، رنج‏ها و لذت‏ها، موفقيت‏ها و ناكامى‏ها، همه لازم است. اگر اختلاف و تفاوت وجود نداشته باشد، موجودات گوناگونى وجود نخواهد داشت. شكوه و زيبايى جهان در تنوع پهناور و اختلاف‏هاى رنگارنگ آن است. زشتى‏ها نمايانگر زيبايى‏ها است. زشتى‏ها نه تنها از اين نظر ضرورى مى‏باشند كه جزئى از مجموعۀ جهانند و نظام كل، به وجود آنها بستگى دارد، بلكه از نظر نمايان ساختن و جلوه دادن به زيبايى‏ها نيز وجود آنها لازم است. اگر ما بين زشتى و زيبايى مقارنت برقرار نمى‏شد، نه زيبا، زيبا بود و نه زشت، زشت بود. اگر همه يكسان بودند نه تحركى بود و نه كشش و جنبش و عشقى؛ زيرا در هم سطح بودن است كه همۀ زيبايى‏ها و خوبى‏ها و همه جوش و خروش‏ها و تكامل‏ها از بين مى‏رود.

جهان چون چشم و خط و خال و ابرو ست

كه هر چيزى به جاى خويش نيكو ست

تفاوت در رزق نیز در همین راستا است. امام علی (ع) می فرماید: “خداوند روزی ها را مقدر فرمود و آنها را زیاد و کم به صورت عادلانه تقسیم نمود، تا از این طریق سپاس گزاری و شکیبایی توانگر و تهی دست را به آزمایش گذارد”.[6] پس یکی از حکمت های تفاوت در رزق در بین انسان ها آن است که وسیله­ای برای آزمایش آنها ­باشد.

در عین حال باید این تصور را از خود دور نماییم که اگر خداوند به شخصی امکانات مالی بهتری داده و او را از دشواری هایی همانند بیماری و آوارگی و غیره دور داشته، پس خداوند او را بیشتر دوست دارد، بلکه باید به این یقین برسیم که خداوند بهتر از دیگران، خوبی بندۀ مؤمن خود را خواسته و هر تصمیمی که برای او گرفته، در آن خیری نهفته است.

امام صادق(ع) می فرمایند: من از بندۀ مؤمن در عجبم، زیرا خداوند هر چیزی که برای او مقدر نماید، سرانجامش برای این بنده خیر است، اگر مقدر شود که او را با قیچی تکه تکه نمایند، برای او خوب است و اگر مقدر شود که شرق و غرب عالم از آن او باشد، باز هم  به نفع او تمام می شود![7] و این تفاوت ها را حتی در میان پیامبران نیز مشاهده می نماییم به گونه ای که پیامبری همانند سلیمان(ع) برسرزمین پهناوری حکمرانی می نموده و جن و انس و پرندگان در خدمت او بودند،[8] و بادها در اختیارش قرار گرفته و او را به هر مکانی که خواسته بود می بردند،[9] و از طرف دیگر، پیامبری همانند ایوب(ع) در دشواری ها و گرفتاری های فراوانی قرار داشت،[10] و این نمی تواند دلیل باشد بر این که خداوند سلیمان(ع) را بر ایوب(ع) ترجیح داده، بلکه دلیل آن است که هر یک از بندگان به گونه ای مورد آزمایش قرار می گیرند. با دانستن این مسئله و این که جایگاه ویژه ای برای بندگان نزد خداوند وجود دارد که به جز با از دست دادن اموال و یا رسیدن آسیب جسمی به شخص، نمی توان به آن جایگاه رسید[11] و یا این که دشواری های زندگی هرچه بیشتر باشد پاداش خداوند در مقابل آن نیز بیشتر خواهد بود، و خدا زمانی که بنده ای را دوست می دارد، او را به دشواری های بزرگ مبتلا می سازد،[12] تحمل دشواری ها بر ایمان آسان تر خواهد گردید.

این نکته نیز قابل توجه است که هر افزایش ثروتی را نمی­توان لطف خاص خداوند دانست، بلکه تنها ثروتی از این خصوصیت برخوردار است که از راه مشروع به فرد با ایمان عطا شده و او نیز این ثروت را در راه هایی که مورد پسند خداوند است، هزینه نماید. در غیر این صورت، سرمایه و ثروت، نه تنها لطف خاص نیست، بلکه شاید نشانه­ای از عذاب الهی باشد که قرآن کریم، تعبیر “استدراج” را برای آن به کار برده[13] و بیان نموده که اگر اشخاصی، آیات و نشانه­های الاهی را که برایشان قرار دادیم، به فراموشی بسپرند، ما نیز در مقابل، درهای رسیدن به تمام مقاصد دنیوی را برای آنان باز می­نماییم، تا آن که از ثروت ها و موقعیت های به دست آمده برای خود شادمان شوند، سپس آنها را در حالی که امر برایشان مشتبه شده، به عذاب ناگهانی دچار خواهیم نمود.[14] مطمئنا چنین ثروتی را نباید نشانۀ لطف خاص خدا بدانیم، بلکه باید از گرفتار شدن در چنین دامی به او پناه ببریم.

نکته پایانی آن که تمام جهان آفرینش متعلق به خداوند است و او بهتر می داند که چه قانونی وضع نماید. به عبارت دیگر، همۀ ما، حیات و زندگی خود را وامدار او هستیم و حتی اگر او بدون آن که از عدالت خارج شود، برخی از انسان ها را بر برخی دیگر برتری دهد، جای اعتراضی وجود نخواهد داشت. همین که معتقد باشیم او دانا و حکیم است و بر اساس علم و حکمت، تفاوت هایی را در نظر گرفته است، برای پذیرش و قبول آن کافی است.

خداوند، صلاح دیده که شوهران در مدیریت خانواده، برتر از همسرانشان باشند و این صلاحدید او باید مورد پذیرش ما قرار گیرد، حتی اگر هیچ دلیلی هم برای این موضوع ارائه ننموده باشد! همان گونه که انسان ها را بر بسیاری از موجودات دیگر برتری داده،[15] و اقوام و خانواده هایی را از میان بشر، از مواهب و هدایای بیشتری برخوردار نموده،[16] و یا حتی تمام مردان را نیز به یک اندازه قرار نداده، بلکه برخی را به مقام پیامبری برگزیده و بر دیگر مردان برتری داده است.[17] جالب آن که حتی برخی پیامبران را نیز برتر از دیگر پیامبران قلمداد فرموده است.[18] در زندگی روزمره خود نیز مشاهده می نماییم که برخی مردم، از لحاظ هوش و استعداد و برخی دیگر از لحاظ رزق و روزی بر دیگران برتری دارند.[19] این برتری ها، جزئی از نظام آفرینش بوده و با عدالت خداوند نیز منافاتی ندارد.



[1]. اسراء، 20.

.[2] نحل، 71: “و الله فضل بعضکم علی بعضٍ فی الرزق”.

[3]. ر.ك: مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص 101.

[4]. قمر، 49و50.

[5]. طباطبايى، محمد حسين، الميزان، ج 13، ص 194؛ مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص 107؛ طباطبايى، محمد حسين، نهاية الحكمة، مرحله هشتم، ص 156، جامعه مدرسين؛ ملاصدرا، اسفار اربعه، ج 2، بحث علت و معلول، ص 268، انتشارات وزارت ارشاد؛ مصباح يزدى، محمد تقى، آموزش فلسفه، درس 35 و 36.

.[6] نهج البلاغه، خ 91.

[7]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج 3 ، ص 250 ، ح 3544، مؤسسه آل البیت، قم، 1409ه ق.

[8]. نمل، 17.

.[9] سبأ، 12.

.[10] انبیاء، 83.

.[11] وسائل الشیعه، ج 3، ص 262، ح 3587.

.[12] همان، ج 3، ص 252، ح 3553.

.[13] اعراف، 182؛ قلم، 44.

.[14] انعام، 44.

.[15] اسراء، 17، و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً.

.[16] جاثیه، 16؛ آل عمران، 33.

[17]. انعام، 86-83، … و کلّاً فضّلنا علی العالمین.

[18]. بقره، 253، و تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض.

.[19] نحل، 71.