کپی شد

تعریف بلوغ

بلوغ از “بَلغ” در لغت به معنای رسيدن به انتهای مقصد است. اعمّ از آن كه مقصد مكان باشد يا زمان يا امرى معيّن و البته گاهى نزديك شدن به مقصد مراد است هر چند به آخر آن نرسد.[1]

مراد از بلوغ، رسيدن فرد به سنين اوان ازدواج و رشد است و رشد هم به معناى پختگى و رسيده شدن ميوۀ عقل است، به خلاف غى كه‏  معناى خلاف آن را دارد.[2]

اما در اصطلاح عرف و شرع وقتی گفته می شود بچه بالغ شد؛ یعنی علائم بلوغ در او پیدا شد و تکلیف بر عهده اش آمد پس او بالغ است.[3]

پايان دوران كودكى فرد و رسيدن وى به سنّى كه انجام تکالیف دینی و قوانين شرعى بر او لازم شده را بلوغ گویند.

بلوغ یک حالت طبیعی و تکوینی است که انسان ها اعم از زن و مرد در مرحله ای از زندگی شان به آن می رسند. در این مرحله در بدن انسان، تغییرات محسوسی اتفاق می افتد. این تغییرات جسمی، نسبت به افراد، محیط های آب و هوایی، نوع تغذیه و … فرق می کند. از جملۀ این تغییرات، بم شدن صدا، روئیدن موی خشن در زير شكم (بالاى عورت)، خروج منی (مخصوص پسران)، حائض شدن (مخصوص دختران) و … است. سن تکلیف در اسلام بر اساس بلوغ تعیین شده است؛ یعنی وقتی نشانه های بلوغ (حداقل این علامت ها، احتلام برای پسران و حیض برای دختران است) حاصل شود، شخص به سن تکلیف می رسد، اما در دین اسلام، غیر از نشانه های طبیعی، معیار سنی برای بلوغ پسران و دختران، در نظر گرفته شده است. پس اگر دختر یا پسر نشانه های طبیعی بلوغ را نداشتند و به سنی که در شرع برای تکلیف آنان مشخص شده است، برسند، باید همانند یک مکلف، به وظایف شرعی خود عمل کنند.


[1]. قاموس قرآن، ج ‏1، ص 228.

[2]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سيد محمد باقر، ج ‏4، ص 275، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسين حوزه علميه قم، سال1374.

[3]. مجمع البحرين، ج ‏5، ص 6، با اندکی تصرف.