searchicon

کپی شد

اهل بیت (ع) در حدیث کساء

حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه است که در کتب فریقین (شیعه و اهل سنت) به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدأ اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء، پنج تن آل عبا و… گردیده است.

مقدار مسلّم و مورد اتفاق این حدیث در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است: “روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین (علیهم السلام) در منزل ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد: «خدایا اینان اهل بیت و وابستگان خاص من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار» پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه تطهیر: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً »[1] را فرود آورد”. [2]

در جوامع روایی مراد از “حديث كساء” گاه مجموعه‏اى از احاديث است كه در كتب حديثى و … اهل تسنن و تشيع در شأن نزول آيه‏ تطهير و جريان اجتماع اصحاب خمسه ‏(ع) در زير كساء آمده است، دانشمند معروف اهل سنت حاكم حسكانى نيشابورى در شواهد التنزيل[3] و هم چنین سيد ابن طاووس [4] اين روايات را به طرق متعدّد از راويان مختلفى گردآورى كرده اند و گاه مراد حديثى است كه در برخى از كتب مانند: “المنتخب”[5] و “عوالم العلوم…”[6] و “منتهى الآمال”[7] “مفاتيح الجنان”[8] و… ذكر گرديده است.[9]

حدیث کساء و اثبات ولایت و عصمت اهل بیت (ع):

حدیث کساء از نظر معنا دارای دو نکتۀ قابل توجه و دارای اهمیت است:

1. اثبات امامت و ولایت:

حدیث کساء در مرحلۀ اول به مسئلۀ امامت و ولایت اهل بیت (ع) اشاره می کند و این مقام را در ایشان منحصر می کند.

الف) مقام امامت اهل بیت (ع): حضرت رسول (ص) در مناسبت ها و زمان های مناسب از جانشینی امام علی (ع) سخن گفته اند. حدیث کساء یکی از آن موارد است. آن حضرت (ص) در یکی از فرازهای حدیث، امام علی (ع) را برادر، وصی، خلیفه و پرچمدار خود معرفی می کند[10]و برای آن که به مقام اهل بیتش و اهمیت آنان نزد خود اشاره کند تا بعد از وفاتشان حرمت آنان حفظ شود، بعد از جمع نمودن اهل بیت (ع) در زیر کساء فرمودند: اينانند خاندان من و خواص و نزديكانم. گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است. مى آزارد مرا هرچه ايشان را بيازارد، و به اندوه مى اندازد مرا هرچه ايشان را به اندوه در آورد. من در جنگم با هر كه با ايشان بجنگد. از من هستند و من از ايشانم. پس درودهاى خود و بركت ها و مهر و آمرزشت را بر من و آنان بفرست و در صلحم با هر كه با ايشان در صلح است و دشمنم با هر كس كه با ايشان دشمنى كند و دوستم با هر كس كه ايشان را دوست دارد.

ب) انحصار مقام امامت: بعد از این که امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) به خدمت رسول گرامی اسلام (ص) رسیدند ایشان کساء یمانی را روی این بزرگواران قرار دادند و از خداوند خواستند که آنها را از رجس و پلیدی دور کند که آیۀ شریفه نازل شد. اگر پیامبر (ص) این کار را برای تمییز اهل بیتش (ع) از سایرین انجام نمی داد، ممکن بود تمامی زنان و خویشاوندان آن حضرت از اطلاق آیه استفاده کنند و خود را داخل در مضمون آیه بدانند؛ لذا در بعضى از روايات آمده است كه پيامبر (ص) سه بار اين جمله را تكرار كرد:” خداوندا اهل بيت من اين ها هستند پليدى را از آنها دور كن.[11]

2. اثبات عصمت:

نکتۀ مهم دیگری که در این حدیث به آن اشاره شده، عصمت اهل بیت (ع) و به تبع آن تمامی امامان از رجس و پلیدی است. از آن جا که این حدیث، شأن نزول برای آیۀ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ» است، و این آیه به دلیل نفی هر گونه رجس و ناپاکی، بر معصومیت اهل بیت (ع) دلالت می کند، حدیث کساء هم این گونه است.

با بیان نکات فوق اهمیت حدیث کساء که در اثبات ولایت و عصمت اهل بیت است، روشن شد.



[1]. احزاب، 33.

[2]. ر.ک: تفاسير ذيل آيۀ 33 احزاب؛ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 309 – 320، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417 ق؛ موحد ابطحى، محمد على، آية التطهير فى احاديث الفريقين؛ تفسير البرهان، ج 3، ص 309 – 329؛ شوشتری، احقاق الحق، ج 2، ص 502 – 573، ج 3، ص 513 – 531 و…؛ فضائل الخمسة من الصحاح السته، ج 1، ص 224 – 243؛ علامه بحارالانوار، ج 22، ص 245 – 246 و ج 35، ص 206 – 237؛ تأويل الآيات الظاهرة، ج 2، ص 457 – 459؛ بحرانى، سيد هاشم، غاية المرام؛ حر عاملى، محمد بن حسن، اثبات الهداة؛ حيدر، اسد، الامام الصادق و المذاهب الاربعة؛ حسکانی، شواهد التنزيل، ج 2، ص 5 -140؛ سنن ترمذى؛ قندوزى، سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة؛ الدر المنثور، سيوطى و…؛ مسند احمد، ج 6، ص 298؛ حسين، ميرحامد، عبقات الانوار؛ المالکى، على بن محمد بن احمد، الفصول المهمة فى معرفة احوال الائمة؛ امينى، ابراهيم، بررسى مسائل کلى امامت، ص 174 – 196؛ مرتضى عاملى، سيد جعفر، اهل بيت در آيه تطهير؛ رى شهرى، محمد، اهل البيت فى الکتاب و السنة، ص 35 – 71؛ حلى، حسن بن يوسف، نهج‏ الحق و کشف الصدق، ص 228 و 229، مؤسسه دار الهجرة قم، 1407 هـ ق، در “مسند أحمد بن حنبل” از طرق متعدد و در “الجمع بين الصحاح الستة” عن أم سلمة نقل شده که گفت: فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد شد حضرت فرمود: همسر و دو فرزند پسرت را بگو بیایند همه زیر کساء خیبری بودند که این آیه نازل شد. “إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکمْ تَطْهِيراً” حضرت گوشۀ کساء را گرفت و به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: هؤلاء أهل بيتي، ام سلمه می گوید: سرم را داخل کساء کردم عرض کردم من هم جزء اهل بیت هستم؟ حضرت فرمود: تو شخص خوبی هستی (امّا داخل اهل بیت نیستی)؛ همین معنا از صحيح أبي داود، موطإ مالک و صحيح مسلم في جاهای متعدد و طرق مختلف وارد شده است.تکمیل شود.

[3] . حسکانى، حاکم، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج2، ص17، نشر مؤسسه طبع و نشر، تهران، 1411ق.

[4] . سيد بن طاووس، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج 1، ص 124،  نشر خيام، 1400ق.

[5] نويسندۀ اين کتاب، شيخ فخرالدين، محمد بن على بن احمد، معروف به “شيخ طريحى” مى‏باشد. در نجف اشرف متولد شده و در سال 1085 هـ ق وفات نموده است.

[6]. اين‏کتاب، که “عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآيات و الاخبار و الاقوال” نام دارد، توسط محدث عالی قدر، شيخ عبداللَّه بن نوراللَّه بحرانى از علماى قرن دوازدهم، تأليف گرديده است.

[7]. مؤلف کتاب “منتهى الآمال در احوالات نبى و الآل”، مرحوم حاج شيخ عباس قمى است که در سال 1359هـ ق وفات نموده است و از محدثان عظيم الشأن جهان تشيع مى‏باشد.

[8]. قمى، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، الهی قمشه ای، مهدی، ص 1165، فاطمة الزهراء، چاپ یازدهم، قم، 1382ش.

[9]. برای بررسی بیشتر سند حدیث کساء در کتاب های مذکور به نمایه های:  حديث کساء و سند آن، شمارۀ 213، سایت اسلام کوئست:1385، و سند حدیث کساء در مفاتیح الجنان، شمارۀ 8909، سایت اسلام کوئست:8928، مراجعه شود.

[10]. قالَ لَهُ وَعَلَيْک السَّلامُ يا اَخى يا وَصِيّى وَخَليفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى، بر اساس آنچه در مفاتیح الجنان آمده است.

[11]. اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيرا، شيخ صدوق، أمالي الصدوق، ص 473، نشر اعلمى، چاپ پنجم، بيروت، 1400ق.