کپی شد

استلام حجرالاسود

برای واژۀ استلام معانی مختلفی بیان شده است و از جملۀ آن عبارت است از: بوسیدن و لمس کردن است.

در لسان العرب آمده است: و اسْتَلَمَ الحَجر و اسْتَلأَمَهُ: قَبَّله أَو اعتنقه، حجر الأسود را بوسید، آنرا با دست مسح و لمس كرد.[1]

استلام حجرالاسود، يكى از اعمال مستحبى است كه پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السّلام)، انجام دادن آن را بسيار سفارش كرده اند. و در بسيارى از روايات، استلام حجرالاسود به عنوان سنّت رسول خدا معرفى شده است.

امام صادق (عليه السّلام) مى فرمايد: عمر بن خطاب از كنار حجرالاسود گذشت و گفت: اى سنگ! به خدا سوگند! ما مى دانيم تو سنگى هستى كه هيچ ضرر و نفعى ندارى، فقط مى دانيم كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) تو را دوست داشت، و به همين جهت ما نيز تو را دوست داريم.

اميرالمؤمنين على (عليه السّلام) به عمر بن خطاب فرمود: اى پسر خطاب! به خدا سوگند! خداوند اين سنگ را در روز قيامت حاضر مى كند در حالى كه يک زبان و دو لب دارد و براى كسانى كه تجديد ميثاق كرده اند شهادت مى دهد… .[2]

البته در استلام حجرالاسود رعايت حال ديگران  لازم است و چنانچه این کار موجب اذيت و آزار ديگران شود، بهتر است به جای استلام از دور به آن اشاره شود.

از امام رضا (عليه السّلام) پرسيدند: آيا در استلام حجرالاسود، وقتى مردم زياد شدند و ازدحام كردند كسى حق دارد براى استلام آن، مبارزه كند؟ آن حضرت فرمود: در اين صورت با دست خود به حجرالاسود اشاره كن.[3]

در روايتى نقل شده است كه در مكّه مردى از كارگزاران بنى اميّه زندگى مى كرد كه به او ابن ابى عوانه مى گفتند. اين شخص با اهل بيت پيامبر (عليهم السّلام) دشمنى داشت و هر گاه امام صادق (عليه السّلام) یا يكى از بزرگان اهل بيت (عليهم السّلام) وارد مكه مى شد، آن مرد او را به بازيچه مى گرفت. روزى نزد امام صادق (عليه السّلام) آمد در حالى كه آن حضرت در طواف بود، به او عرض كرد: نظر شما درباره استلام حجرالاسود چيست؟ آن حضرت فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آن را استلام مى كرد.

او عرض كرد: من نديده ام شما آن را استلام كنى.

آن حضرت فرمود: نمى خواهم انسان ضعيفى را اذيت كرده يا خود اذيت شوم.

آن مرد به امام صادق (عليه السّلام) عرض كرد: من گمان مى كردم كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آن را استلام مى كرد. يعنى به اذيت ديگران يا خودش كارى نداشت؟

امام صادق (عليه السّلام) فرمود: آرى، رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) آن را استلام مى كرد ولى مردم وقتى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) را مى ديدند، حقّش را ادا مى كردند و راه را براى او باز مى نمودند و لكن حقّ مرا ادا نمى كنند.[4]


[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 12، ص 297.

[2] . صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 426.

[3]. کلینی، كافى، ج 4، ص 405.

[4]. همان، ص 404 و 405.