کپی شد

اسامی قیامت در قرآن

قرآن نام هاى بسیارى براى “معاد” انتخاب كرده كه هر یک از آن نام ها به ویژگى ها و رخ دادهاى قیامت اشاره دارد. برخى از آنها عبارت اند از:

یوم الحساب (غافر، 27)؛ یوم الدین (حمد، 4)؛ یوم الجمع (تغابن، 9)؛ یوم الفصل (نبأ، 17)، یوم الخروج (ق، 42)، یوم الموعود (بروج، 2)، یوم الخلود (ق، 34)، یوم الحسرة (مریم، 39)، یوم التغابن (تغابن، 9)، یوم التناد (مؤمن، 32)، یوم التلاق (مؤمن، 15)، یوم الازفة (مؤمن، 18)،. یوم الوعید (ق، 20)،. یوم الحق (نبأ، 39)، یوم البعث (روم، 56)، الحاقة (حاقه، 1)، الدارالاخرة (بقره، 94)، الساعة (انعام، 31)، الصاخة (عبس، 33)، الطامة الكبرى (نازعات، 34)، الغاشیة (غاشیه، 1)، القارعة (حاقه، 4)، المیعاد (آل عمران، 9)، الواقعة (واقعه، 1)، الیوم الاخر (بقره، 8)، یوم الوقت المعلوم (حجر، 37) ، یوم تبلی السرائر (طارق ،9).

هر كدام از این نام‏ها بيانگر بُعدى از ابعاد آن روز بوده، و به تنهايى مى‏تواند مسائل بسيارى را در اين رابطه بازگو كند.

به گفته مرحوم “فيض كاشانى” در زير هر يك از اين نام ها سرى نهفته شده، و در هر توصيفى معناى مهمى بيان گشته، بايد كوشيد تا اين معانى را درك كرد، و اين اسرار را يافت.

او بيش از يك صد نام براى قيامت ذكر كرده كه همه يا اكثر آن را مى‏توان از قرآن مجيد استفاده كرد؛ مانند “يوم الحسرة”؛ “يوم الندامة”؛ “يوم المحاسبة”؛ “يوم المسالة”؛ “يوم الواقعة”؛ “يوم القارعة”؛ “يوم الراجفة”؛ “يوم الرادفة”؛ “يوم الطلاق”؛ “يوم الفراق”؛ “يوم الحساب”؛ “يوم التناد”؛ “يوم العذاب”؛ “يوم الفرار”؛ “يوم الحق”؛ “يوم الحكم”؛ “يوم الفصل”؛ “يوم الجمع”؛ “يوم الدين”؛ “يوم تبلى السرائر”؛ “يوم لا يغنى مولى عن مولى شيئا”؛ “يوم يفر المرء من اخيه”؛ “يوم لا ينفع مال و لا بنون”؛ “يوم التغابن و …[1]

معروف‏ترین نام‏ قیامت همان “یوم القیامة” است كه 70 بار در قرآن مجید ذكر شده و حكایت از قیام عمومی بندگان و رستاخیز عظیم انسان‏ها می‏كند و توجه به آن انسان را به قیام در این دنیا برای انجام وظیفه دعوت می‏نماید. [2]

این که قيامت در قرآن كريم ‏با نام ها و عنوان هاى مختلف خوانده شده است هر کدام از آنها نشان دهنده وضع مخصوص و نظام مخصوص‏ حاكم بر آن است؛ مثلاً از آن جهت كه همه اولين و آخرين در يك سطح و در یک جا قرار مى‏گيرند و ترتيب زمانى آنها از بين مى‏رود،«روز حشر»، «روز جمع‏» و «روز تلاقى‏» خوانده شده است و از آن جهت كه باطن ها آشكار و حقايق بسته و پيچيده باز مى‏شوند، يوم تبلى‏السرائر يا «روز نشور» ناميده شده است و از آن جهت كه فنا ناپذير و جاويد است، «يوم الخلود» ،و از آن جهت كه انسان هايى سخت در حسرت و ندامت فرو مى‏روند و احساس غبن مى‏كنند كه چرا خود را براى چنين مرحله‏اى آماده‏ نكرده‏اند، «يوم الحسرة‏» و «يوم التغابن‏»، و از آن جهت كه بزرگ ترين خبرها و عظيم‏ترين حادثه‏ها است «نبأ عظيم‏» خوانده شده است.[3]


.[1] فیض کاشانی، المحجة البيضاء، غفاری، علی اکبر، ج 8 ، ص 331 ، انتشارات اسلامی، (با اختصار).

[2] تفسير نمونه، ج ‏25، ص 285، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1374.

[3] اقتباس از سؤال 1943 (سایت: 1946).